• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۰ تیر ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۲۰ تیر ۱۴۰۰
اختیار و مسئولیت

دست های بسته و پاهایی که مدام سرعت گیرهای غیرمسئول را مقابل خود دارند هوشمندی و قدرت خلاقتیشان سرکوب می شود.
پست های کلیدی با مدیران کارآمد و با استعدادی نتیجه بخش می شوند که در مقابل اختیاراتی که به مدیران داده می شود باید مسئولیت پذیر و پاسخگو باشند.
تجربه سالیانی چند به ما آموخته که هر آدم با حسن خلق، مؤمن و خداترسی الزاماً نمی تواند حتماً مدیر خوبی باشد هرچند در نظام جمهوری اسلامی شرط لازم صداقت و پاکدامنی است و حسن خلق یکی از ویژگی های مدیریت در جامعه اسلامی است.
اگر امروز به مدیرانی برمی خوریم که وقتی مورد سئوال قرار می گیرند پاسخگویی را به فرد پایین دست و بالادستی حواله می دهند اشکال عمده برمی گردد به انتخاب وی که چه بسا با واسطه یا بی واسه از طریق توصیه این و آن پا به میدان گذاشته باشد و ضوابط عالمانه و آگاهانه ای برای انتخاب او اعمال نشده است.
در دنیای امروز و هم دنیای گذشتگان مدیران به صورت پلکانی به تجربه و کارآمدی رسیده اند. یک دانشمند هسته ای هرچند در رشته ای که در آن تحصیل کرده مهارت دارد اما به علت شهرتی که کسب کرده تضمینی برای موفقیت او در پست مدیریتی نیست.
اگر کسی در وزارت امور خارجه در پست معاونت بوده و سالیانی تجربه آموخته به نسبت کسی که از گرد راه رسیده و هیچ تجربه ای در پست وزارت امور خارجه ندارد قطعا در اولویت انتخاب است. اما مهم تر از این سابقه کاری او و توانایی اش با توجه به مرور زمان در تأثیرگذاری بر سن و توانایی جسمی و روحی وی می باید مطمع نظر باشد. خارهای جوان می توانند حافظ سردیوار باشند هرچند خارند اما خارهای پیر فرسوده و نفوذ پذیرند.
تجربه بدون نیروی محرک و انگیزه بدون تلاش راه به جایی نمی برد و همانند وعظ و خطابه صرفا در حافظه نقش می بندد.
برای کشوری مانند ایران که ثبات شغلی مدیران معمولا بیش از ۴ سال که همان مدت زمان حضور ریاست جمهوری دوره اول است نیست تجربه گرایی اهمیتی ندارد. اگر از مسئولان کلیدی فقط بخواهیم به مسئولیت خود عمل کنند و از حاشیه روی پرهیز نمایند آن وقت کارنامه آنها به دور از توصیه پذیری و انحراف از معیارها نمره قبولی می گیرد.
در آشفته بازار مقابله با تحریم ها بسیاری از فرصت طلبان و واسطه هایی که مانند دانه های زنجیر به هم متصلند در آب های عمیق شناگری کردند و بار خود و بستگان و دوستانشان را بستند.
یکی از مهندسین که در آلمان دلال خرید اسلحه در زمان جنگ تحمیلی بود یک مجتمع آموزشی به نام ایتام و فقرا احداث کرد و یکی دو سال با تبلیغات کذایی دانش آموزان با استعدادی را شناسایی و ثبت نام نمود اما همین که مجتمع رونقی یافت فراموش کرد که ایتامی یا فقرای بااستعدادی هم هستند لذا با مبالغ شهریه هنگفت از داوطلبین دیگر ثبت نام نمود.
بعضی ها با آش نذری و برگزاری مراسم مناسبتی خودی نشان می دهند تا مقبول طبع خاطر عوام و خواص شوند اما همین که به خوبی شهره شدند افسار به سمت غیرخدا برمی گردانند و به دنیا می چسبند.
چه مدیرانی برای انتخاب متولیان پست های مختلف قادرند دست به انتخاب اصلح بزنند؟
آیا جز با توجه به ضوابط و قوانین می توان مدیری کارآمد انتخاب کرد؟
کسانی که با مدرک لیسانس وارد میدان می شوند و با ترفندها و رابطه بازی ها در طول مدت خدمت مدرک دکترا می گیرند خودشان هم باور نمی کنند که سواد دکترا دارند اما مدرک دکترا به آنها ارزشی می دهد که هرچند لایق آن نیستند اما حقوق و مزایا و شهرت و امتیازات آن را کسب و احراز می کنند.
آیا در قانون نظام برای احراز پست های کلیدی ضوابط و شرایطی تعریف شده داریم؟
آیا از نحوه انتخاب مدیران کارآمد کشورهای دیگری آگاهی و اطلاعی داریم؟
آیا از دارایی یک مدیر در طول خدمت و نحوه به دست آوردن آن اطلاع کافی داریم؟
آیا در انتخاب مدیران و به ویژه مسئولان کلیدی سلسله مراتب اداری را لحاظ می کنیم و یا همین که توصیه کنندگان بگویند آدم خوب و نمازخوانی است کافی است؟
آیا آزمونی برای متقاضیان پست های کلیدی تاکنون گذاشته ایم؟
آیا هوشمندی، شجات، خلاقیت، آگاهی از موضوع پست ها در مورد افراد توصیه شده لحاظ می شود؟
این سئوالات و بسیاری سئوالات دیگر برای انتخاب اصلح مطرح اند که باید به آنها توجه کرد و پاسخ آنها را داد تا بشود آنچه باید بشود.
چه بسا لازم است برویم سراغ افرادی که از جایگاه والایی برخوردارند و می توانند چاره کار کنند و آنها را به نرخ زر بیاوریم تا سازمانی بسازند کارآمد، صادق، امانتدار و پاکدست و پاکدامن.
این سخنان به معنای این نیست که افراد در رأس کار ناکارآمدند بلکه بدین معنی است که شرایط برای تخطی از قانون فراهم نباشد.
مصیبت امروز ما گاه شرایطی است که به بعضی ها اجازه می دهند خلاف کنند یا دست به جرائم مالی بزنند. اگر هر فردی در هر تشکیلاتی برای ارتکاب هر جرمی مدام با مانع مواجه شود نیت شر او عملی نمی شود و خود پلیسی می شود بازدارنده.
ریاکاری و ظاهربینی بعضی ها چشم ها را می بندد و گوش ها را کر می کند. ما می توانیم در شناسایی افراد اصلح برای پست های کلیدی به مسئولان کمک کنیم حتی اگر نخواهند. که قطعا می خواهند و استقبال هم می کنند.
پس ننشینیم و فقط چشم به در بدوزیم تا یکی از در درآید و ما بعدا بگوئیم آخ ما که این آقا یا خانم را می شناسیم، لایق این پست نیست!
چه بهتر که در مورد افراد مورد نظر برای مسئولیت ، توانمندی آنها به شور گذاشته شود تا هر کس نقطه قوت یا نقطه ضعفی از آنها دارد صادقانه رو کند.
اگر این اختیار داده شود می توان مسئولانه به قضاوت نشست و بدون حب و بغض راه را از چاه نشان داد. مردم سالاری دینی یعنی همین. بدین صورت که هر کس خود را در اصلاح جامعه سهیم بداند.
والسلام

Comments are closed.