• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ مرداد ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۲۱ مرداد ۱۴۰۰
آزادی و دین باوری از دیدگاه امام حسین(ع)

یادآوری هر آنچه بر رهبر آزادیخواهان مسلمان و یارانش در واقعه کربلا رفته است همانند سرچشمه ای جوشان، ناب و به دور از حاشیه، تأثیرگذار است به گونه ای که روح آزادگی و بالندگی را به باور اسلامی پیوند می زند.
این سرچشمه جوشان و نوری که از آن می تابد ریشه در باوری دارد که در طول ۱۴۰۰ سال توانسته خدای مسلمانان را از بالای مناره های مساجد جهان صدا کند و پژواک این صدا حتی در سرزمین های کفر هم به گوش رسد.
وقتی حضرت امام حسین(ع) خطاب به لشکر یزید فریاد زد: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» بدین معنی بود که انسان فطرتاً آزادی خواه و آزاده است مگر آنکه غبار جهل و خرافات و تعصبات کور و دنیاطلبی روی آئینه فطرت آدمی نشسته باشد و آن نور فرصت انعکاس نیابد.
لشکریان یزید که جیره خواران گوش به فرمان و آماده کسب غنائم جنگی بودند نه از دین باوری، سهمی داشتند و نه از آزادگی و حریت، زیرا امام حسین(ع) در آن لحظات جدال نور و تاریکی بر آن صحه گذاشت و گفت شما آزاده نیستید و نفرمود شما دین ندارید. زیرا دینداری ظاهری اسم و رسم، ظرف و شکل بیرونی باور است و نه حتما محتوای آن.
امروز هم در کشورهای اسلامی، مسلمانان زیادی با ادعا و بی ادعا داریم که در ظاهر مسلمانند و در باطن باوری ندارند و یا باورشان زنگ خورده و سایه غفلت بر آن افتاده.
اگر همه مسلمانان با آن همه امکانات جغرافیایی و مالی و صدایی که از آنها برخاسته، حریت و آزادگی که لازمه دین باوری است را می داشتند امروز آن همه تحت ستم جباران و یزیدیان زمان نمی بودند.
انقلاب اسلامی ایران با ندای آزادیخواهی شروع شد و با شعارهای دینی که مایه از نهضت امام حسین(ع) گرفته بود به پیروزی رسید اما همانند پیروزی اسلام و گسترش آن در سرزمین های دیگر بعد از ارتحال پیامبر اعظم(ص) با کفر، نفاق و سهم خواهی روبرو شد.
یزیدها، معاویه ها، عمروعاص ها،ابوموسی اشعری ها با نام و بی نام با نشان و بی نشان به مقابله آمدند و درست همانند دوران امامت امام علی(ع) شمشیر بر روی مسلمانان کشیدند و به نام اسلام و به کام آمریکا داعش ها، وهابی ها، طالبان ها، منافق ها با سلاح و تجهیزاتی که از دشمنان اسلام گرفته بودند به جان مسلمانان افتادند و آن شد که دوباره نهضت عاشورا یادآور شد و کربلاها در جبهه ها پدید آمدند و شهدای پاک نژاد، پاک باور و پاک بین، مرگ را از ذلت و خواری و تسلیم بازشناختند و تسلیم نشدند.
این اولین درس بی چون و چرای نهضت کربلا در دوران معاصر است که تحقق یافته و علی اکبرها و علی اصغرها را در جامعه ما شیعیان به جهانیان نشان داده و روح بالنده آنها را بازدارنده تجاوزات و جنایت های دشمنان کرده است.
اما افسوس که وقایع و رویدادهای اقتصادی بعد از جنگ بعضی فرصت طلبان را میدان داده تا با سوءاستفاده از ختیارات کلیدی در جایگاه اداری و سازمانی فراموش کنند که ما شیعیان و ما ایرانیان برای چه انقلاب کردیم و چه می خواستیم؟
برگزاری همه ساله مراسم ماه های محرم و صفر با روش های سنتی گرچه در تهییج و تحریک احساسات شیعیان و یادآوری اعمال ظالم و مظلوم خود مکتبی است زنده و پویا اما ای کاش این صورت و نمایش های حسین دوستی و حسین باوری در درون قلوب همه ما نوری از تقوی و پرهیزگاری و حریت و آزادگی چنان قوی می انداخت که حسین گونه زندگی کنیم. حسین گونه بیاندیشیم و حسین گونه عمل کنیم.
برای تحقق چنین باوری درس حسین شناسی مهم تر از مداحی هایی است که به حاشیه ها می پردازند و بعضا مطالبی عنوان می کنند که نه به لحاظ عقلی و نه به لحاظ باور اسلامی جایگاهی ندارد.
راستی از زندگانی امام حسین قبل از ورود به کربلا و مسائلی که موجب شهادت ایشان شد چه اندازه باخبریم؟ از زندگی دیگر امامان هم به ندرت خبر داریم جز آنکه علت شهادت آنها و برگزاری مراسمی چند و بعدا فراموشی؟
این سخن مانای امام حسین(ع) در صحرای کربلا بازگو کننده عظمت روح باورمند ایشان به دین محمد(ص) است که فرمود: اگر دین محمد(ص) با کشته شدن من حفظ می شود ای شمشیرها بیایید بر فرق من فرود…»
این روح و باور شهادت طلبی نهایت پیوند و معامله با خدایی است که در قرآن فرمود: «شهداء را مرده نپندارید که آنها زنده جاویدند و در نزد پروردگار خود روزی می خورند».
آری شهادت پیام آور اخلاق اسلامی در این دنیایی است که زمانه فرصت آن را به همگان نمی دهد. آدم ها می میرند اما باورهایشان می ماند، منتقل می شود و نسل اندر نسل آن را به ارث می برند اگر چونان امام حسین(ع) و یاران صدیقشان دل و زبان و روح و روانشان یکی باشد.
والسلام

Comments are closed.