• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ شهریور ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۱۶ شهریور ۱۴۰۰
تجدد یا تحجر طالبانی؟

رضاشاه با تقلید از آتاترک سعی بر آن داشت فرهنگ سنتی ایران را از میان بردارد و فرهنگ غرب را جایگزین آن کند. رضاشاه و آتاترک بر این باور بودند که برای پیشرفت و توسعه صنعتی عبور از فرهنگ سنتی و ورود به فرهنگ باز غرب یک ضرورت است. نمونه بارز اقدامات رضاشاه کشف حجاب، تغییر لباس و کلاه، مخالفت با سنت های دینی و مذهبی، تبلیغ و تشویق فرنگی مآبی، صدور شناسنامه و سر و سامان دادن به ادارات و تشکیلات اداری به شیوه کشورهای غربی بود و مواردی دیگر که جای بحث فراوان دارد.
آتاترک حتی تغییر خط را رقم زد و سعی بر آن داشت کاملاً از شیوه سنتی و دینی و مذهبی، کشور ترکیه را رها سازد.
این عملکردها تضاد سنت و مدرنیته را در ایران و ترکیه دامن زد به گونه ای که نه رضاشاه و نه آتاترک نتوانستند دو ملت را کاملا و تماماً از لاک سنتی و باورهای دینی بیرون آورند.
رضاشاه تلاش کرد به لحاظ شکلی و هم محتوایی با ابزارهائی که در اختیار داشت زنان را از درونی به بیرونی بیاورد و با تغییر لباس و آرایش آنها را به فرهنگ غرب نزدیک کند تا شرایط و زمینه برای ورود خارجی ها و زنان و دختران آنها فراهم شود. محمدرضا شاه هم بیشتر از رضاشاه اما با نرمی و تبلیغات همان کار را ادامه داد. علما و روحانیون دست به مخالفت با رضاشاه زدند و زنان از اینکه در کوچه و خیابان با پاسبان هایی مواجه می شدند که چادر از سرشان می ربودند ترجیح می دادند کمتر از خانه خارج شوند و مردان آنها نیز مدام با پاسبان ها درگیر بودند تا آنکه نوبت به محمدرضا شاه رسید. با آمدن رادیو و تلویزیون و سینما و تئاتر و گرم شدن بازار آنها تأثیرپذیری فرهنگ غرب در بین جوانان بیشتر شد و محمدرضا شاه با تصور اینکه جامعه سنتی ایران را می توان از تعصبات دینی و تقلید از مراجع دور داشت فرهنگ برهنگی و ابتذال را در تلویزیون و سینما رواج داد و اقدام خود را ایران نوین و رسیدن به دروازه تمدن بزرگ نامید. هم رضاشاه و هم محمدرضا شاه و ایضا آتاترک فراموش کرده بودند و نمی دانستند که دین مردم ایران و ترکیه اسلام است و اکثریت قریب به اتفاق مردم دو کشور مسلمانند و مسلمانی اقتضائاتی دارد که نمی توان از آن بری شد.
یکی از دلائل انقلاب اسلامی ایران مخالفت گسترده خانواده ها با فساد بود. فسادهای علنی که زمینه ساز محرماتی بودند مانند رابطه آزاد دختر و پسر و وجود شهر نوها و فاحشه خانه ها و رقاص خانه هایی که مجوز رسمی داشتند و فسادشان علنی بود. گذشته از آن دور شدن خانواده های سلطنتی و درباری از سنت های دینی و مذهبی که نمونه آن را در عدم رعایت حجاب و سرو مشروب و عیش و نوش و خوشگذرانی هایی که با زیارت امام رضا رفتن شاه مغایرت داشت و مردم این اعمال را ننگین و ریاکاری می دانستند.
تجدد به شیوه رضاشاهی و آتاتورکی با اختلافاتی چند نه در بین مردم ترکیه نهادینه شد و نه در بین مردم ایران. امروز رئیس جمهور ترکیه «اردوغان» با همسر محجبه اش در مراسم شرکت می کند و احزاب مسلمان معمولا در تظاهرات گسترده علیه اسرائیل با زنان محجبه وارد میدان می شوند. با این تفاوت که در ترکیه هنوز آزادی های مدنی در موضوع حجاب زنان هست و فیلم سازان، فیلم های مبتذل هم می سازند اما آزادی مطبوعات کمرنگ است و بسیاری از روزنامه نگاران و خبرنگاران در زندان ترکیه زندانی اند.
در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بخشی از اصول مترقی قانون اساسی اجرائی نشده و مطبوعات و رسانه ها بیشتر در دفاع از انقلاب اسلامی برای پرهیز از سوءاستفاده دشمنان گرفتار خودسانسوری اند و یا هنوز مدیران، انتقادی را برنمی تابند. موضوع تجدد یا تحجر بستگی دارد به باورها، اعتقادات ریشه ای، فاصله طبقاتی، سطح معلومات و سواد و جهان بینی و سویه های نفوذپذیر فرهنگی به عنوان مثال گرچه جمهوری اسلامی ایران به لحاظ محتوایی بر ستون های دینی و مذهبی بنا شده اما سخت گیری های طالبانی را ندارد هر چند هنوز زنانی هستند که به هر دلیل مایل به کشف حجاب هستند و آزادی در لباس پوشیدن را تبلیغ می کنند.
آنچه مهم است و باید مسئولان نظام و متولیان فرهنگی و دینی و هم روحانیان به آن توجه داشته باشند این است که در فرهنگ ریشه باور و اعتقادات مهم است. گرایش به دین و پذیرش فرهنگ سنتی نمی تواند امری اجباری باشد.
یک مثل قدیمی که می گوید: «الناس علی دین ملوکهم» در آشفته بازار تداخل فرهنگ ها و ورود ماشین به چرخه زندگی قطعی نیست. با گذشت ۴۲ سال از پیروزی انقلاب اسلامی هرچند اکثریت زنان ما حجاب اسلامی را رعایت می کنند و در کوچه و خیابان و بازار زن بی حجاب نمی بینیم اما اینکه تا چه میزان به این حجاب باور قلبی و اعتقادی هست نمی دانیم.
هر وقت اعلام شود که هرکس می خواهد بی حجاب باشد منعی ندارد آن وقت می توان سرشماری درستی از وضعیت کرد.
تحجر به معنای پوشش اسلامی نیست. بلکه تحجر می تواند نوعی عقب افتادگی از اخلاق و تمدن هم باشد. کسی که حاضر نیست مسائل علمی و عقلایی را جایگزین باورهای جاهلانه کند و بیشتر به موهومات و خیالبافی و عدم پذیرش به حقیقت و واقعیت پایبند است حتی اگر آداب مذهبی را رعایت کند متحجر است.
خداوند در قرآن می فرماید: هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» [آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند برابرند]
پیامبر اسلام(ص) امت خود را برای کسب علم حتی در چین هم تشویق کرده و امام علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: «العلم علمان، علم مطبوع و علم مسموع» و یا در جایی دیگر می فرماید: «هر کس کلمه ای به من بیاموزد، همانا مرا تا ابد بنده خود کرده است»
این سخنان بزرگان دینی تحجرگرایی را مردود و تجددگرایی را نفی می کند.
اگر تجدد به معنای پذیرش دستاوردهای علمی و صنعتی و رویه ای برای اخلاقمداری بهتر باشد نیکوست. اما اگر تجددگرایی ما را از هویت و اصالت انسانی دور کند و به تجملات و تشریفات بکشاند و یا تقلید کورکورانه از فرهنگ های مبتذل را سبب شود قطعا پذیرفته نیست.
بعضی ها را عقیده بر این است که زندگی ماشینی با خود فساد می آورد و پذیرش آزادی هایی برای زندگی در زمان فعلی یک ضرورت است و نمی توان از آن گریزی داشت و چاره ای اندیشید. نمونه هایی از تحولات اخلاقی و فرهنگی در کشورهای دیگر آسیایی و آفریقایی را ذکر می کنند.
ناگفته پیداست که بعضی کشورهای صنعتی مانند هندوستان، ژاپن و کره هنوز سنت های فرهنگی و اخلاقی خود را حفظ کرده اند هرچند در بازار کار تحت تأثیر فرهنگ غرب و بازار داد و ستدهای بین المللی هستند.
به هر تقدیر نه طالبان می تواند افغانستان را به عقب برگرداند و فشار را بر مردم کشورش افزون کند و آئین های بعضا تحمیلی را اجرائی کند و نه ما می توانیم به یک جامعه دینی مذهبی یکدست برسیم و نه رضاشاه و آتاتورک توانستند مردم را از دین و مذهب و اخلاق به دور بدارند. دین اسلام با افراط و تفریط مخالف است. دین اسلام دین اعتدال است. دین مهربانی و بخشندگی و اخلاقمداری است هرچند می گوید: رحما بینهم و اشداء علی الکفار. کسی که اعلام مسلمانی می کند کافر نیست. می توان در اصلاح معضلات اجتماعی گاه مهربانی و محبت را جانشین خشونت و ترس کرد. پیامبر اسلام(ص) و ائمه هدی پیوسته چنین می کردند اما با معاندین می جنگیدند.
والسلام

Comments are closed.