یادداشت
محمد عسلی
فرجام برجام
شربت شیرین این جام که چشم امید همگان را به خود مشغول داشته کام چه کسانی را شیرین میکند که این همه مقدمات و مؤخرات دارد و هر دم و ساعت نقل محافل خبری و رسانهای میشود؟
هنوز هیچ مسئول و صاحب نظر اقتصادی به ضرس قاطع پاسخ این سؤال را نداده و هر کس آمده با اما و اگر سخنانی ایراد کرده و منافع و مضرات یا نقص و کمال آن را تعبیر و تفسیر کرده است.
حال این سؤال پیوسته در اذهان عمومی مطرح است که بالاخره عاقبت کار چه خواهد شد؟ و چه بایدمان کرد در این شرایط حساس که آمد و رفتهای فرستادگان کشورها و دولتمردان و دیپلماتها با در دست داشتن پیشنهادات و توقعات مشابه و متفاوت خواستار ارتباط بیشتر اقتصادی، سیاسی و فرهنگیاند که باید از این پس هشیار باشیم و در تشخیص منافع ملی برای عمران و توسعه اقتصادی و سیاسی هوشمندانه و کارآزموده عمل کنیم.
و اما بعد.
ناگفته پیداست که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون کشور و ملت ما در تحریمهای نو به نو و پلکانی و نیز در حصر اقتصادی و سیاسی بوده و به انحای مختلف صبر و استقامت ملت و ثبات و امنیت نظام جمهوری اسلامی به محک زده شده است.
هماینک نیز شاید این آخرین تیر ترکش امپریالیسم اقتصادی و رسانهای باشد که بخواهد بعد از رفع تحریمها فشارهای بیشتری را بر دولت و ملت ایران تحمیل نماید تا شاید ردی یا روزنهای برای نفوذ پیدا کند.
آنچه تاکنون به اثبات رسیده ایران از آمریکا و امثالهم به لحاظ قدرت اقتصادی و نظامی ترسی به دل راه نداده، اما پیوسته در اندیشه پیشگیری از وقوع جریاناتی بوده که میخواهد ریشه و بنیان انقلاب اسلامی را بزند.
بدیهی است در مرحله نخست مصونیتبخشی که یکی از عوامل مهم پیشگیری است یک ضرورت است. این مصونیتبخشی در مرحله ابتدایی نیاز به اطلاعرسانی شفاف و بیپرده دارد. هر چند امکانات و وسایل خبررسانی و رسانهای ما بویژه رسانههای دولتی کم نیستند، لیکن هنوز همانند کشورهای دارای اقتدار رسانهای از نیروهای حرفهای و ماهر چندان برخوردار نیستیم، زیرا آنها را در آزمون و خطای شجاعانه برای ابراز وجود آزاد نگذاشتهایم و پیوسته به دلایلی که بعضاً اجتناب از آن میسر نبوده مانند جنگ تحمیلی گرفتار خودسانسوری شدهایم و همین امر موجب شده اعتماد عمومی نسبت به رسانههای خودی چندان قابل توجه نباشد. هرچند اکثریت مردم ما از انقلاب اسلامی و دولتمردان آن تاکنون در مصافهای مختلف حمایت و پشتیبانی کردهاند.
متأسفانه دشمنان با زیرکی پیوسته ما را در شرایطی قرار دادهاند تا دفاع موجه ما هم به نوعی تعبیر مخالفت با آزادیهای مدنی از آن فهم شود و این مسأله که ابتدا در حکم دانههای
برف بوده، با تحریمهای اقتصادی همانند بهمنی وسیع بر سر ملت ما فرود آمده و ما را پیوسته در حالت دفاع و اضطرار قرار داده است.
حال اگر بعد از رفع تحریمها دشمنی دشمنان فروکش کند و چماق حقوق بشر یا مخالفت با قدرت نظامی ما تحریمهای دیگری را به دنبال نداشته باشد که بعید به نظر میرسد، آنگاه ما باید در اندیشه سالمسازی تعاملات اجتماعی و مقابله با معضلات اجتماعی باشیم.
اگر کسی تصور میکند یک شبه همه چیز به حالت عادی برمیگردد، تصور نادرستی است زیرا ما به یک جراحی قدم به قدم اقتصادی نیاز داریم که حداقل بهبودی زخمهای آن بین ۵ تا ۱۰ سال به طول میانجامد.
اما میتوان در کنار تغییر و تحولات اقتصادی به گونهای امیدآفرینی کرد و دروازه اقتصاد را نیمه باز گذاشت تا شاهد هرج و مرج ناخواسته در بازار تولید و مصرف نباشیم.
ما اجازه صید ماهیهای ریز را در سطحی از دریا به دست آوردهایم که میتوان گفت از هیچ به نصف هر آنچه میخواستیم رسیدیم شکر خدا، زیرا دشمنان میخواستند ما از دریا فاصله بگیریم و هیچ صیدی نصیب ما نشود.
حال اگر همه آنچه را که در تحریمها از دست دادهایم به دست آوریم در بازی سیاسی برابر شدهایم با این شانس که یک پنالتی نصیبمان شده تا به دروازه طرف مقابل گل بزنیم.
اینکه این پنالتی تا چه میزان تبدیل به گل شود باید منتظر بود و دید.
اگر دشمن بازی را به هم زند و یا شرایط و جو را به گونهای بسازد که در هیاهوی اطراف رشته کار از دستمان برود و ما را به جریان یا واقعهای دیگر مشغول کنند، شرایط به گونه دیگری رقم خواهد خورد.
اما آنچه امروز دولت باید بداند این است که ما از چند نعمت بزرگ برخورداریم که نباید به هیچ عنوان آن را از دست بدهیم.
نخست، وحدتی که پایه آن بر مبنای باورهای دینی و ملی و هدایتهای رهبر ماست.
دوم، امنیتی که محصول ایثار رزمندگان و شهدا و جانبازان و آزادگان و نیروهای امنیتی ماست.
سوم، اقتدار نظامی و سلحشوری و شجاعت سربازان و سرداران ماست.
چهارم، حفظ تمامیت ارضی و ثبات مرزهای گسترده ماست.
پنجم، چشم امید مسلمانان ستمدیده جهان به عملکرد ماست.
ششم، و نهایتاً کرامت انسانی و قدرشناسی از ملت فهیم و غیور ماست.
حال اگر بتوان این مزیتها را حفظ کرد جای پایی برای ورود و نفوذ سیاسی یا اقتصادی و یا فرهنگی دشمنان ایجاد نخواهد شد و اگر جز این شود رهاورد صلح به هر شکل و میزان مانند باران تندی خواهد بود که بیموقع مزارع و کشتزارهای به ثمر رسیده ما را با خود خواهد برد و آثاری از خرابیها به جا خواهد گذاشت.
یکی از خساراتی که تاکنون به بار آمده و کارفرماهای کارخانجات و کارگاههای خدماتی را در انتظار قرار داده و مردم را از حمایت این کارفرماها غافل کرده چشم داشتن به رفع تحریمها و ارزان شدن کالاهای خارجی و تولیدات داخلی است که اگر این وضعیت استمرار پیدا کند، شاهد بیکاری و فقر بیشتر خواهیم بود. زیرا اگر بناست خانهای خراب شود، قبل از آن میباید خانه بهتری در کنار آن ساخته شود، حتی اگر موقت و برای زمان معینی باشد.
اقتصادی که یک شبه خراب میشود هیچگاه یک شبه آباد نمیگردد، زیرا روند اقتصاد و رشد اقتصادی یک روند بطی و کند است مانند ساختمانسازی که از طرح و نقشه و مصالح گرفته تا نیروی کار و مدیریت و پول، همه میباید برنامهریزی واقعبینانه شده باشند.
هماکنون در مقابل اقتصاد بیمار ما موانعی برای عدم بهروزی و رشد است که به سادگی قابل برداشتن نیست، متأسفانه بدنه اجرایی و مدیریتی اقتصاد ما به گونهای عمل کرده که بنیان آن را سرطانی ساخته و هر کس آمده دارویی داده که بیماری را تشدید کرده است و بدتر آنکه تمامی این اشتباهات و ندانمکاریهای مدیریتی دامن تحریمها را گرفته است. به همین دلیل است که مردم تصور میکنند با برداشتن تحریمها همه چیز به حالت عادی برمیگردد و رکود و تورم و گرانی از صفحه کتاب اقتصاد ما پاک خواهد شد.
بیشک بهترین تدبیر رویکرد اقتصاد مقاومتی است که شرح آن را بگذاریم تا وقتی فراموش نکنیم که دیپلماتهای کارشناس و کارآزموده ما تاکنون نقش خود را به خوبی بازی کرده و شجاعانه در میدان نبرد نابرابر با طرفهای مقابل شمشیر زده و به زمین نیفتادهاند،
نتیجه آن همین برجامی است که امید میرود به فرجامی نیکو تبدیل شود، اما کلید گشایش درها بیشتر در اختیار کسانی است که در داخل هر یک به نوعی کارفرمایند، آنها میباید از پی اصلاح عملکرد برآیند و تابع نظم و قاعده و قانونی باشند که حاصل آن از بیماریهای اقتصادی ما پیشگیری کند و یا مرهمی باشد بر زخمهای کهنه و ناسور شده اقتصاد فعلی زیرا فقط پول نیست که همیشه حلال مشکلات است؛ بلکه مدیریت و برنامه صحیح برای هزینه کردن پول است که آن را از خطرات و دستبردها حفظ میکند.
- دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۲۷ مهر ۱۳۹۴