• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ مهر ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۱۰ مهر ۱۴۰۰
نخبگان را دریابیم

کسی که می تواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد آدم باهوشی است. و هوشمندی که در سایه علم و آگاهی قدرت خلاقیت کسب می کند اگر در خدمت حاکمیت های ستمگر درنیاید آدم پرهیزگار و باتقوایی است. رابطه دانایی با خداترسی نه صرفا برای کسب مقام بهشت و پرهیز از جهنم است بلکه فهم قانونمندی طبیعت و تن دادن به کمالی است که از آن برمی خیزد.
وقتی حافظ را عقیده بر این است که:
«تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش»
رابطه تقوی و دانش را بدون توکل کافری می داند در طریقی که شریعت را صرفا به تقوی بسنده کنیم و از آن دیگران را نفعی نرسد.
یکی از موفقیت های کشورگشایان و حاکمان دوران کهن و عصر جدید ناشی از به کارگیری نخبگان و کسانی بوده و هست که توانسته اند راه بگشایند و در حل مسائل و معضلات سیاسی و اقتصادی و هم در پیروزی های نظامی به وسیله آگاهی و قدرت خلاقه مؤثر واقع شوند.
تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بر روی نخبگان از جانب حاکمان با انگیزه های متفاوتی در طول تاریخ همراه بوده است.
وقتی ابوعلی سینا پزشکی حاذق و حکیمی بی نظیر می شود به دربار شاه فرا خوانده شده و از هوش و استعداد و اطلاعات پزشکی وی بهره می برند. اما چون به علت همان فهم و تقوی مغضوب می گردد فرار را بر قرار ترجیح می دهد و برای حفظ جان روزهای زیادی را در انزوا به مطالعه و نوشتن کتاب مشغول می شود.
سرنوشت قائم مقام فراهانی و امیرکبیر هم که از نخبگان عصر خود بودند جز این نبود که به دربار شاهان فرا خوانده شدند و کمر خدمت بستند اما همین که اراده کردند به خطا نروند خونشان با تیغ جلادان به زمین ریخته شد.
در تاریخ جهان هم از این نمونه ها بسیار داریم که نخبگان یا در حصار مرتجعین و کج اندیشان گرفتار آمدند و یا مقهور غرض ورزی ها و استبداد شاهان شدند. ژان ژاک روسو نویسنده شهیر فرانسوی و گالیله نمونه هایی از این افراد هستند.
سلمان فارسی که در کنار پیامبر اسلام(ص) توانست در گره گشایی های نظامی و اجتماعی نقش داشته باشد یکی از نخبگان ایرانی بود که تحت تأثیر اسلام و منش و رفتار پیامبر(ص) خدمات ذیقیمتی به مسلمانان ارائه کرد.
اهمیتی که پیامبر اسلام(ص) در سخت ترین شرایط به علم و دانش می داد و به مسلمانان توصیه می کرد برای کسب دانش بکوشند حتی اگر مستلزم رفتن به چین باشد ناشی از تأثیراتی است که دانایی و دانش در بهبودی اوضاع و حل مسائل و مشکلات داشته و دارد.
متأسفانه گاهی شاهدیم که بعضی از مدیران از سایه دانایان هم هراس دارند. شاید با به کارگیری آنان جای خود را تنگ ببینند. این گونه رفتارها سابقه ای طولانی دارد که دانشمندان و دانش پژوهان گاه و بیگاه فضا را برای خود تنگ ببینند و فرار را بر قرار ترجیح دهند مگر آنان که به قول حافظ توکل دارند و مصمم به تأثیرگذاری در زادگاه خود هستند.
امروز خوشبختانه دانشمندان جوانی در علوم پایه داریم در انرژی هسته ای، نانو، علوم پزشکی، ستاره شناسی و امثالهم که مورد احترام و تکریم اند. اما جای خالی دانشمندان و علمائی را در مدیریت و علوم انسانی احساس می کنیم. کسانی که بتوانند با خط دهی و راهگشایی از خطا و نسیان بعضی مدیران پیشگیری کنند. کسانی که بتوانند برنامه ریزی های مالی و نظارت بر بیت المال از هدررفت و سرقت اموال دولتی پیشگیری نمایند. کسانی که در امیدافزایی و اعمال سیاست خردمندانه از خشونت و جنگ پیشگیری کنند و بیشتر به دنبال دوست یابی باشند تا دشمنی. کسانی که بتوانند به اقتصاد سر و سامان دهند و از افزایش فقر و تورم جلوگیری کنند.
همه می دانیم که زاییدن و پروراندن و به کمال رساندن فرزندان علاوه بر هزینه های گزاف مالی، عمری را با جدیت و مراقبت صرف کردن است. شرایط را به گونه ای رقم بزنیم که از فرار نخبگان جلوگیری شود و امید ماندن در دل آنها قوت گیرد. تا نگویند و نخوانند و ننویسند که «آنچه می بینیم نمی خواهیم، آنچه می خواهیم نمی بینیم».
دشمنان ما خیلی ارزان و مشتاقانه با تحریک و پذیرش به گونه ای عمل می کنند که نخبگان و دانش آموخته های ما را به اسارت می برند و مفت و مجانی از نیرو و دانش آنها استفاده می کنند. از هندوها و پاکستانی ها و افغان ها گرفته تا ایرانی ها و دیگر کشورهای اسلامی چه بسیارند نخبگانی که در دانشگاه ها و مراکز علمی و صنعتی آمریکا و اروپا خدمات رسانی می کنند و نفعی از آنها به زادگاهشان نمی رسد. مگر استثناء بازگشتگانی که بعضا بازمی گردند به همان دیارها.
آیا ما تاکنون توانسته ایم در جذب نخبگان دیگر کشورها دست بالایی داشته باشیم؟ یا برعکس اجازه داده ایم برای خدمات رسانی، کار و یا هر انگیزه دیگری نخبگانمان به دیگر کشورها مهاجرت کنند؟
اگر این مسیر به همین وضع طی شود چه بسا کشور از نسل باهوشان و علم اندوزان خالی شود و در آینده به دیگر موارد هنری و ورزشی هم کشیده شود.
نسل تحصیلکرده امروزی با موعظه و نصیحت رضایت به ماندن نمی دهند باید شرایط کار و معیشت سالم را برای آنان فراهم کنیم و آنان را ارج نهیم و قدر بدانیم.
همیشه اینگونه بوده است که در طول تاریخ شرایط به گونه ای رقم خورده که فرصت طلبان و سودجویان جا را برای علما و دانشمندان تنگ کرده اند تا آنجا که حافظ هم با آن همه هنر و شهرت و آگاهی سروده است:
«فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس…»
و سعدی هم گلایه ای تندتر از حافظ در این باب دارد:
و گاه فارس را سفله پرور دانسته و قدرناشناس.
به هر طریق این را فهم کرده ام که ایران اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیران و کارگزاران دانش آموخته و باتقوایی نیاز دارد تا بتوانند گره از کار مردم بگشایند اگر رقابت های جناحی و سیاست زدگی های افراد بانفوذ بگذارند.
انتخاب جناب دکتر محمدهادی ایمانیه پزشک کارآمد و باتقوی به استانداری فارس نویدی است برای انتخاب مدیران لایق و شایسته اگر رقبا بگذارند.
والسلام

Comments are closed.