سرمقاله اسماعیل عسلی ۲۸ مهر ۱۴۰۰
جای خالی اخلاقمداری
درک این واقعیت تلخ که تخلف در همه جا جریان دارد برای یک روزنامه نگار که دائما اخبار مربوط به برخوردهای قضایی را با سازمان ها و نهادها و افراد گوناگون رصد می کند کار چندان دشواری نیست . وقتی در یک خانواده دو نفر با لاپوشانی و دروغ با زندگی کنار می آیند نباید انتظار داشته باشند که فرزندانشان نیز به تدریج به دروغ آلوده نشوند . جامعه هم همین گونه است .عبور از قانون تنها به گذرگاه ها و پایانه های مرزی و گمرکات محدود نمی شود چرا که اجناس قاچاق نیازمند حمل و نقل هستند بنابراین تضمین جابجایی کالاهای قاچاق نیز نیازمند تخلف و چشم پوشی در مراحل بعدی است همچنان که فروش و عرضه و حتی خرید لوازم قاچاق نیز نیازمند نادیده انگاشتن منافع ملی است . این که ناگهان می شنوید چندین قاضی و وکیل به دلیل تبانی و عدول از عدالت دستگیر و از کار منع می شوند و چندین مسئول در بانک مرکزی که ترمینال اصلی جلوگیری از تخلفات مالی است دستگیر و محاکمه می شوند نیز بخشی از این پازل است . به ادارات سر می زنی می بینی نادیده انگاشتن قانون به آنجا هم سرایت پیدا کرده و بازار هم آلوده شده است . استاندارد نبودن محصولات غذایی و کالاهای مصرفی هم شکل دیگری از رسوخ بی قانونی به بدنه ی کارگاه ها و کارخانجات است که این چرخه در ادامه با احتکار و گرانفروشی و صادرات غیرقانونی کامل می شود . در چنین جامعه ای نباید انتظار داشته باشی که دستگاه و نهادی از تخلف مصون باشد . ما به چشم خود می بینیم حتی کسی که به قصد استخوان سبک کردن و توبه تصمیم می گیرد به کربلا برود هم انتظار دارد که بتواند با زور و پارتی بازی از مرزهای زمینی که رسما بسته بودن آن اعلام شده عبور کند چرا که در طول زندگی اینگونه به او فهمانیده اند که هر کاری با کمک پول و پارتی و زور امکان پذیر است . چرا کسانی که قصد مهاجرت و سکونت در کشوری دیگر دارند توسط دوستان و آشنایانشان که سابقه زندگی در خارج داشته اند به رعایت قوانین توصیه می شوند تا با مشکلی مواجه نگردند زیرا در بسیاری از جوامع قانون حکمفرماست. شما در کدام قانون استخدامی شاهد در نظر گرفتن موارد استثنایی نیستید ؟ وجود تبصره ها و موادی برای دور زدن قانون موجب گردیده که استثناء همواره قاعده را عقب بزند .این که یک فرد نمی تواند صرفا با تکیه بر علم و دانش و تجربه و برخورداری از شرایط سنی و توانایی جسمی و داشتن تابعیت ایران و نیازمندی به شغل در اداره ای استخدام شود نتیجه چنین رویکردی است به همین دلیل شاهد افزایش سن ازدواج و کاهش رشد جمعیت و عمق پیدا کردن انواع فسادهای اخلاقی هستیم که دورنمایی جز پیری جمعیت ، سرخوردگی ، رواج انواع افسردگی های روانی و فروپاشی خانواده ها ندارد ! برخی از جوانان در بهترین حالت مبادرت به خروج از کشور می کنند . ! یکی از دلایل عمده مهاجرت نخبگان و تحصیلکرده ها این است که احساس می کنند در شرایط مساوی با دیگران جایی برای رشد آنها نیست . شما وقتی از چهارطرف یک استخر سنگی در آب می اندازید ، هر سنگی موجی ایجاد می کند تا این که این امواج در میانه ی استخر به هم می رسند و موجی بزرگتر را تشکیل می دهند . بروز تخلف نیز همین گونه از یکجا شروع می شود و به سایر نقاط تسری پیدا می کند . جالب اینجاست که شما گریبان هر کسی را که بگیرید بهانه ای برای تخلف دارد و یا می تواند کسانی را معرفی کند که با او همدستی کرده اند . پر واضح است که برخی از تخلفات عمده بدون همکاری بالادستی ها و پایین دستی ها امکان پذیر نیست. در واقع هر تخلفی مجوزی برای تخلفی دیگر است . جوانی که به قاچاق روی می آورد ، بیکاری را بهانه می کند ، کسی که چک کشیده و آن را پاس نمی کند ورشکستگی ناشی از شکست در سرمایه گذاری را بهانه می کند . کوتاهی عمر زناشویی و بی ثباتی خانواده ها با بی ثباتی قیمت ها و بی اعتباری حرف ها و بی اعتباری مدارک تحصیلی و … همه سر در آبشخور بی اخلاقی دارند . در حالی که همین جامعه هزینه های فراوانی برای دفاع از ارزش های اخلاقی پرداخت کرده است !! این که هر کسی عدالت را در راحتی خودش جستجو می کند یعنی درکی سازواره ای از عدالت وجود ندارد . عدالت باید نمود عینی داشته باشد نه ذهنی . یک ملت موفق ملتی است که در سایه ی همگرایی با محوریت قانون بتواند به عدالت در اشکال گوناگون آن عینیت ببخشد . عدالت با توصیه و سهم خواهی و استثاء پذیری و دور زدن قانون هیچ نسبتی ندارد . احساس هم سرنوشتی ، بالاترین دستاورد شکل گیری یک ملت است . تنها در سایه ی احساس هم سرنوشتی ناشی از حاکمیت عدالت است که هویت یک ملت از انواع آسیب ها مصون می ماند و مانند چتری بر سر منافع ملی قرار می گیرد . احساس هم سرنوشتی مانند زرهی نفوذ ناپذیر در برابر هجمه های خارجی اعم از هجمه های فرهنگی و نظامی عمل می کند . بدون احساس هم سرنوشتی که تبلور عینی آن را می توان در کار و تلاش و هنر و صنعت و دانش اندوزی به تماشا نشست زمینه های بالندگی یک ملت فراهم نمی شود .
این که جریان های سیاسی در آستانه ی هر انتخاباتی یکدیگر را به انواع تخلفات مالی متهم می کنند به این دلیل است که بین قدرت و نفوذ برای دور زدن قانون رابطه ای مستقیم وجود دارد که از آن به رانت تعبیر می کنند . گریز از شفافیت و محرمانه تلقی کردن فعالیت های اقتصادی بازیگران عرصه ی سیاسی در واقع اقدامی پیشگیرانه برای خارج شدن از تیررس نگاه های شائبه آمیز است .
مجازات برخی از تخلفات مالی که در جامعه ی ما رخ می دهد از قدرت بازدارندگی بالایی برخوردار نیست زیرا فراوانی تخلفات منجر به فراوانی ریزش ها می شود و از آنجایی که دائما شاهد جابجایی افراد در دایره ای بسته هستیم و رویشی در کار نیست ترسی از تخلف وجود ندارد. سرعت و ضریب خودشکنی در چنین جامعه ای به اندازه ای بالاست که دیگر نیازی به هجمه فیزیکی و تهدید از بیرون ندارد و تنها راه بیرون کردن چنین جامعه ای از عرصه ی رقابت جهانی در رشد و تولید ، رها شده گی است . چنین جامعه ای خودش را می بلعد . در چنین جامعه ای بالاترین نوع امنیت که امنیت اخلاقی است دائما در معرض هجوم قرار دارد . تمدن سازی ، نظریه پردازی واقع بینانه و تولید ثروت از لوازم رشد و توسعه می باشد . متاسفانه جای خالی اخلاق مداری که شاخصه ی اصلی یک جامعه ی ارزشی است در گوشه گوشه ی مناسبات اجتماعی ، اداری و طبقاتی و حتی خانوادگی به طرز غیرقابل انکاری احساس می شود .
- سه شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۸ مهر ۱۴۰۰