• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۰ آبان ۱۴۰۰

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۰ آبان ۱۴۰۰

فضای مجازی و چالش های پیش رو

در جوامعی که سالها به شکل سنتی اداره شده و فرهنگ شفاهی یکه تاز میدان تعاملات اجتماعی بوده و آمار کتابخوانی و تیراژ کتاب ها و روزنامه ها در مقایسه با کشورهای توسعه یافته ناچیز بوده و انتقال اطلاعات معمولا از طریق سخنرانی و به صورت محفلی صورت می گرفته و مردم عادت کرده بودند که هر حرفی را بدون سند و مدرک تاریخی بپذیرند ، ورود ناگهانی ابزارهای هوشمند که اطلاعات و اخبار را به طرفه العینی از این سوی جهان به سویی دیگر رهسپار کرده و در معرض دید همگان قرار می دهند مانند این است که فردی ناگهان با بیرون آمدن از خزینه حمام گرم ، وارد استخری پر از آب سرد شود .
از جمله مشکلات کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه این است که وقتی بهره مندی از یک ابزار نوین به دلیل کارکرد مناسب و نقش آن در سهولت روند امور رایج می شود ، حضور چنین وسیله ای به دلیل این که بستر سازی فرهنگی برای استفاده از آن صورت نگرفته ، با چالش هایی همراه است . کما این که ما این مشکل را در بحث استفاده از خودرو ، زندگی در خانه های آپارتمانی و حتی خوش آمد گویی به دمکراسی هم تجربه کرده ایم . در خصوص فضای مجازی نیز چنین مشکلی خودنمایی می کند . گردانندگان کشور از یک سو برای حفظ ارتباطات خود با جهان در مباحث گوناگون سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ناگزیر از خوش آمد گویی به فضای مجازی هستند تا بتوانند از اینترنت و سایر ابزارهای هوشمند برای پیشبرد امور کشور استفاده کنند و از سویی دیگر قادر به همراهی با این فضا و پر کردن خلاء های ایجاد شده به دنبال ورود فضای مجازی به زندگی مردم نیستند. گاهی یک سخنور که در حال و هوای چند دهه پیش زندگی می کند سخنانی بر زبان می آورد که چند ساعت بعد با واکنش ها و مخالفت های گوناگونی مواجه می شود و همه از او می خواهند که برای اثبات سخنان خود سند و مدرک ارائه کند . چنین شخصی پس از مدتی دست و پا زدن به دلیل عدم دسترسی به مدرک و سند ناگزیر به سکوت و یا تکذیب سخنان خود می شود . فلان نماینده مجلس در خیابان با یک مامور وظیفه برخورد نامناسبی انجام می دهد و از سوی هزاران نفر از جمله کسانی که به او رای داده اند مورد مواخذه قرار می گیرد زیرا فراموش کرده بود که در جهانی شیشه ای زندگی می کند که همه او را می بینند . فلان مسئول محلی که سخنانش کاربرد داخلی دارد وقتی بدون توجه به این که صدا و سیمای او در معرض دید جهانیان قرار دارد شعاری غیر منطقی بر زبان می آورد ، فردای آن روز باید هزینه اش را بپردازد زیرا با چنین حرکتی وجاهت اجتماعی خود را مخدوش کرده است. اگر یک دانشجوی دکترا مبادرت به نوشتن پایان نامه ای اقتباسی و رونویسی شده کند از آنجایی که این پایان نامه روی اینترنت قرار می گیرد پس از مدتی به دلیل نادیده انگاشتن مالکیت معنوی دیگران اعتبار پایان نامه اش زیر سئوال می رود . کسانی که در گذشته خودشان تاریخ می نوشتند و شخصیت های تاریخی که اساسا وجود خارجی نداشته اند خلق می کردند یا با ارائه ی تحلیل غلط از یک رویداد تاریخی قصد مصادره ی یک شخصیت محبوب به نفع خود را داشتند ، اکنون دیگر قادر به چنین کاری نیستند زیرا پس از گذشت زمانی کوتاه از انتشار مطلب در فضای مجازی ، پاسخ خود را دریافت می کنند . این منازعه در عرصه ارائه ی آمار در حوزه های فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی نیز جریان دارد . سمت گیری واکنش ها به محتوای آنچه به فضای مجازی راه پیدا می کند دیگر بر اساس اهمیت و جایگاه اشخاص مورد داوری قرار نمی گیرد بلکه کم کم شاهد نهادینه شدن این روال هستیم که مردم هر سخنی را با منطقی که رنگ و بوی علمی داشته باشد مورد سنجش قرار می دهند .لذا اگر پژوهشگر و یا مسئولی آماری غیر واقعی بر زبان بیاورد پس از چندی پاسخ کوبنده ای در فضای مجازی دریافت می کند .
امروزه صدها تحلیل پیرامون رویدادهای تاریخی و نقش شخصیت ها در این رویدادها در فضای مجازی ارائه می شود و مخاطبان این فضا با کنار هم قرار دادن شواهد و قرائن می توانند به میزان صحت و سقم نوشته ها و روایت ها بپردازند .
زمانی که استفاده از مترو در گرو پای بندی به نظم و حضور در ساعتی معین در ایستگاه مترو باشد مردم کم کم سعی می کنند برای خروج از خانه یا محل کار تابع نظم و برنامه ریزی باشند . این امید وجود دارد که فضای مجازی هم بتواند رویکردی منطقی را در زندگی مردم حاکم کند و مردم را با شفافیت آشتی دهد.
در شرایط کنونی که هر کسی تریبونی در اختیار دارد نه دیگر می توان با قاطعیت از آنچه در گذشته های دور و نزدیک اتفاق افتاده دفاع کرد و نه آنچه در زمان حال روی می دهد از تیررس نقد و تحلیل و ارزیابی خارج خواهد بود . وسایل ارتباطی نوین ما را در جهانی شیشه ای قرار داده و مرزهای جغرافیایی در تعاملات فرهنگی و علمی از میان برداشته شده اند به طوری که اگر شاهد رواج زبانی مشترک بین انسان ها بودیم ، وقوع انقلابی فرهنگی به معنای دقیق کلمه دور از دسترس نبود زیرا گفت و گوی بی واسطه ی انسان ها با یکدیگر دستاوردهای زیادی دارد . به هر حال کسانی که در مسیر دلبستگی های ملی و مذهبی و فرهنگی مردم دکان باز کرده اند دیگر نمی توانند دیگران را آن گونه که خود می خواهند توصیف نمایند و یا تخطئه کنند .آنچه موجب یک رسوایی سیاسی پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان شد فضای مجازی بود . اگر چنین اتفاقی چهاردهه پیش رخ می داد ، مدت زیادی طول می کشید تا جهانیان در جریان جزئیات آن قرار گیرند. در حال حاضر کسانی که گروه های مختلف انسانی را در سراسر جهان نمایندگی می کنند به دلیل دلبستگی های درونی و وابستگی های بیرونی نمی توانند ترجمان حال و روز و اندیشه ی کسانی باشند که با آنها پیوند ملی و مذهبی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی دارند . امروزه اگر سخن یک نماینده مجلس با رویکرد کسانی که به او رای داده اند و هم اکنون در فضای مجازی امکان اظهار نظر برای آنها فراهم شده سنخیتی نداشته باشد ، موجب زیر سئوال رفتن اعتبار آرای او خواهد شد . این مسئله در مورد تمامی کسانی که به نحوی مدعی نمایندگی افکار عمومی هستند نیز صدق می کند . اگر تا دیروز می گفتیم رسانه ها رکن چهارم دمکراسی هستند و تعریفی مورد پسند خود از نقش رسانه ها ارائه می دادیم ، اکنون دیگر نمی توان با فضای مجازی چنین معامله ای کرد .مردم روز به روز در سایه ارتباط شفاف و بی واسطه به مرزهای مفاهمه نزدیک می شوند و کیفیت تاثیرگذاری فضای مجازی در حدی است که ایجاد هر گونه محدودیتی برای آن اما و اگر های زیادی را به دنبال خواهد داشت  . لذا هر گونه برنامه ریزی برای قانونمند کردن استفاده از فضای مجازی نباید با هدف شفافیت زدایی دنبال شود . به نظر می رسد برای کاهش نقش قدرت چالش آفرینی فضای مجازی باید نیم نگاهی هم به تغییر خودمان داشته باشیم .

Comments are closed.