سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ آبان ۱۴۰۰
تضاد سنت و مدرنیته
ملاصدرا را عقیده بر آنست که هیچ چیز ثابت و بی تحرک نیست و همه چیز در حال شدن است. شدن به دو معنی آمده، اول تغییر ودوم رو به کمال رفتن. حال سئوال این است که آیا هر شدنی و یا هر تغییری رو به کمال است؟
مولوی کمال را هم جسمی می داند و هم فهمی
«از جمادی مُردم و نامی شدم
وز نما مُردم به حیوان سر زدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مُردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا برآرم از ملائک بال و پر
وز مَلَک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالِک اِلا وجهه
بار دیگر از مَلک پران شوم
آنچه اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم، عدم چون ارغنون
گویدم کانا الله راجعون…»
نتیجه آنکه حرکت در جماد و نبات و حیوان و انسان و هر آنچه در آفرینش است یک اصل غیرقابل اجتناب است.
تاریخ تحول انسان صرفا یک تغییر فیزیکی نیست بلکه تغییر در رفتار هم هست. تغییر در اندیشه و فکر و نهایتا تغییر در شکل و محتوای زندگی است.
جنگ ها و تهاجمات در طول تاریخ، تغییر در سنت ها، فرهنگ ها، آداب و رسوم و حتی ادیان و باورهای ماوراءالطبیعی را سبب شده اند چنانکه امروز هیچ باور و ایمانی به عنوان یک اصل ثابت بدون تغییر در رفتار، گفتار و پندار انسانها دیده نمی شود و اگر رسوبات فرهنگی گذشتگان بعضا گاه در رفتارها و گفتارها ظهور و بروزی دارند، مقبول طبع همه انسانها در جغرافیای زمین به یک نسبت نیستند. این مقدمه را از آن رو آوردم که بدانیم همانگونه که حرکت ناشی از جنگ تضادهاست. تضادها همیشه فیزیکی نیستند بلکه تضادهای فرهنگی و سنتی هم رو به تغییر و حرکتند، حتی اگر رو به کمال نباشند.
فنآوری های جدیدی که هر لحظه تنوع و دگرگونی را رقم می زنند نه فقط بر نحوه زندگی و رفتار و اندیشه انسانها تأثیر میگذارند بلکه بر باورها و اندیشه آنها هم تأثیرگذارند.
مروری بر هر آنچه در صد سال اخیر در ایران خودمان گذشته، حکایت مقابله سنت با مدرنیته است که گاه یکی بر دیگری غالب شده و یا هر دو بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند.
به عنوان نمونه می توان تأثیر بلندگو، رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره و امثالهم را در زندگی و حیاتمان فهم کرد که سنت با همه این دستاوردهای علمی از ابتدای ظهور مقابله کرد اما بعدا همه را به کار گرفت.
اگر دینداری را یک اصل غیرقابل تغییر در بین مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و حتی بودائی ها و برهمایی ها و امثالهم فرض کنیم، مرور زمان و تحولات ناشی از پیشرفت های علمی موجب شده پژوهشگران دینی هم در تحلیل و تفسیر و برداشت های خود از دین کتاب ها بنویسند و معتقدان سعی کرده اند باورهای دینی را با تحولات روز همساز نمایند که ما فعلا در کوتاه نوشتار در این باره ورود نمی کنیم.
اما آنچه امروز شاهدیم که در زندگی مردمان به شدت تأثیرگذار بوده و فاصله های فرهنگی را کاهش داده است استفاده از دستاوردهای علمی است و نوگرایی یا مدرنیته ای که جهان را بیشتر به یک دهکده تبدیل کرده است.
تلاش در جهت مقابله با تحولات فرهنگی تلاشی بیهوده است اما حفظ سنت هایی که ضامن نظم، سلامت روح و پرهیز از بدرفتاری و نابهنجاری در زندگی فردی و اجتماعی است اصلی پذیرفتنی است که دینداری و اخلاقمداری بدون حاشیه و پیرایه های غیرعقلانی می توانند زندگی را سالم تر و آدمی را سعادتمند نمایند مشروط بر آنکه جهل و خرافه را به باورهای دینی نچسبانیم و خداباوری را برای داشتن یک وجدان جمعی حفظ کنیم.
ابزار و امکانات ارتباطی فوق سرعت که با نور و امواج به درون خانه های در حصار ما نفوذ می کنند و در رختخواب هم با ما همراه می شوند وقتی می توانند در فکر و رفتار ما مؤثر واقع شوند که ما خلائی برای پر کردن و دریافت و قبول آنها در دل داشته باشیم.
خلاء باور به خوبی ها، خلاء فرهنگی، خلاء داشته های معنوی، بغض ها و کینه های رسوب شده از متولیان نابخرد دینی و فرهنگی و نهایتاً خلاء باورهای سنتی اخلاقمدار…
به هر تقدیر وقتی ماشین وارد زندگی انسانها شد با خود الزاماتی آورد. نخست الزام تبعیت از قوانین و رفتاری که سرعت ماشین برای تولید و حرکت طلب می کند. ماشین هرچند از قطعات و سیستم پیشرفته و منظمی تشکیل شده اما حاصل آن فرهنگ آسان طلبی، آسان خواهی و سرعت طلبی را نهادینه کرده فکر و اندیشه را جایگزین زور و تجربه و دانش را جایگزین خیال پردازی نموده است. به گونه ای که هر لحظه شاهد اختراع، اکتشاف و دستاوردهای صنعتی و علمی هستیم.
اگر دانش و تجربه را با حفظ سنت های نیک و باورهای اصیل دینی به کار گیریم از آفت های زندگی ماشینی در امانیم و با تسلط بر اسب تیزپای و لغزنده ماشین می توانیم جامعه ای سالم تر از جامعه ماشین زده داشته باشیم که آدمی را به ناکجاآبادها سوق می دهند. لذا می توان مسلمان بود و اخلاقمدار و از انرژی هسته ای هم استفاده کرد و آن را در علوم مرتبط به کار گرفت و به عنوان وسیله تهدید برای تمامیت خواهی و تجاوز به کار نگرفت.
تضاد سنت و مدرنیته حذف شدنی نیست، همانگونه که حرکت عامل و سبب تحولات در آفرینش هست که هم دست خدا در آن است و هم دست بشر وقتی توانسته با دانش تجربی و فنآوری های شگفت انگیز به دنبال سیارات دیگر در فضای لایتناهی غور کند این حرکت ها وابستگی و پیوستگی با حرکت نهایی و غایی دارد که اراده و مشیت خداوندی در قانونمندی آفرینش بر آن اعمال قدرت می کند. آنچه مهم است خوب بودن است، آن خوبی که صرفا قراردادی و تابع اراده انسان نیست، بلکه آن خوبی که غریزه و طبع آدمی با آن سازگار است و مطبوع.
والسلام
منابع:
۱: کتاب اسفار ملاصدرا
۲: ۲ فیلسوف شرق و غرب اثر شهید مرتضی
مطهری
۳: فراسوی نیک و بد اثر فردریش نیچ
- شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ آبان ۱۴۰۰