سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ آبان ۱۴۰۰
آینده از آن کدام ملت است؟
تاریخ ننوشته را می توان از میان آثار به جای مانده نوشت و یا اعماق زمین را جستجو کرد به جز آثاری از قصرها، ارگ ها، قلعه ها و ابزارهای فرسوده یا عبادتگاه هایی چند در دوران های مختلف تاریخی که توسط پادشاهان و یا ثروتمندان بنا شده، هیچ خانه، کوچه، خیابان و محل هایی که مردم عادی در آنها روزگار گذرانده به کمیت و کیفیت دیده نشده و یا بسیار مختصر و کم بها که پژوهشگران از آن گذشته اند مفهوم این تحقیق آن است که سلسله های پادشاهی و جهان گشایان مردم را و هم ملت های تحت فرمان را به مثابه ابزار قدرت، ابزار تولید و یا سرباز و نگهبان تربیت می کردند و هر طبقه ای را در جای خود بدون ورود به طبقه دیگر می خواستند. نتیجه آنکه قدرت شمشیر و نظامیگری حتی برای جهانگشایان بنامی چون شاهان سلسله های مختلف، اسکندر مقدونی، چنگیز خان مغول، آتیلا، تیمور، ناپلئون، هیتلر و امثالهم باثبات نماند و تحولات و تغییرات تاریخی موجب شکست، چند پارگی و زوال تمدن های مصر، چین، هند، ایران و امثالهم گردید.
آنچه امروز برای همگان محسوس است و بشریت از آن بهره می برد یا جنبه علمی و کشف و اختراع دارد و یا جنبه های دینی و اخلاقی است که پیروان ادیان مختلف به آنها پای بندند.
آنان که ساختار حکومت را بر پایه دانش و آگاهی توأم با رعایت اخلاق در تعاملات اجتماعی بنا کرده و می کنند تمدن سازهای امروزی اند و فردا از آن ایشان است.
به قول ژان مونه فرانسوی: «در مسابقات جهانی آینده برد از آن ملتی است که بهترین مجموعه های تعلیم و تربیت را در اختیار دارد…»
سلطه ها و قدرت های مادی و نظامی هرچند می توانند اسباب و شرایط بهبود اقتصاد را برای معیشت مردم فراهم کنند اما در کشاکش چالش های سیاسی و اقتصادی بین کشورها زوال پذیر می نمایند چنانکه تاریخ گذشتگان هم در عهد عتیق و هم در تاریخ معاصر بیانگر و راوی این حقیقت است.
با این وصف باید پاسخی برای این سئوال داشت که: «آینده از آن کدام ملت است؟»
پیشرفت های علمی و صنعتی کشورهایی مانند آلمان، سوئد، ژاپن، آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته مرهون تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش متناسب با نیازهاست و آینده نگری برای بهتر و برتر بودن برای رشد و توسعه و آمادگی دفاع در مقابل دشمنان حال و آینده و حفظ امنیتی که حاصل آن رونق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی متناسب با خواست و باورهای اخلاقی ملت های هدف است آینده را تضمین می کند.
هیچ شک نباید داشت که سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت براساس نیازهای کشور با توجه به شناخت استعدادها و قابلیت های دانش آموزان و دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی اعم از مدرسه و دانشگاه موجب توسعه، رشد، ثبات و رشد و شکوفایی اقتصاد خواهد شد.
کودکان و نوجوانان امروز، آینده سازان فردایند که اگر به خوبی و براساس نیاز جامعه آموزش ندیده باشند و تجربه انجام کارهای سخت را نداشته باشند کشور در مسابقات، و رقابت های سیاسی و اقتصادی و هم فرهنگی بازنده خواهد بود.
تربیت معلمان حرفه ای و آگاه و به روزرسانی دانش و توان علمی آنان در واقع شالوده و اساس آموزش و پرورش است. رضایت خاطر معلمان، زمینه شوق و علاقه آنان را برای تدریس و تعلیم بهتر ایجاد می کند و عملکرد آنها در رقابت با یکدیگر تعالی دستآوردهای آموزشی و تربیتی را در پی خواهد داشت.
تدوین کتاب های درسی توسط پژوهشگران، نویسندگان، هنرمندان و ادیبان بنام از یک سو ایجاد فضای مناسب آموزشی و آماده سازی تجهیزات و وسایل آموزشی از سوی دیگر ضلع سوم مثلث باثباتی است که نوید محصولات آموزشی بهتر را به همراه دارد.
متأسفانه به هر دلیل ایران ما در مقاطع مختلف تاریخی به ویژه در صد ساله اخیر در رقابت با کشورهای پیشرفته از آموزش و پرورش قوی و توسعه یافته بهره مند نشده و هنوز در خوان اول که ترمیم حقوق معلمان است مانده ایم.
هر زمان که آموزش و پرورش به نسبت نهادها و ارگان های مختلف دیگر بیشترین بودجه کشور را به خود اختصاص دهد و آن بودجه با معیارهای کارشناسی شده به مصرف برسد آن زمان زیربنای اقتصاد آموزش و پرورش ما پاسخگوی نیازهای تعلیم و تربیت خواهد بود و ما می توانیم به آینده با شرایط بهتر امیدوار باشیم.
والسلام
- چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ آبان ۱۴۰۰