• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ آذر ۱۴۰۰

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ آذر ۱۴۰۰
جنگ جهانی آب

ذخیره سازی آب رودها در سدهای احداثی عظیم و پرحجم آثار و تبعات بی آبی و کم آبی را به کشورها و شهرهایی که از رودخانه ها برای آب کشاورزی و خوراکی استفاده می کرده اند تحمیل نموده به گونه ای که جنگ آب بین کشورهای آفریقایی و آسیایی را دامن زده است.
دبیر کل فدراسیون صنعت آب کشور در گفتگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا اظهار داشته: «در دنیا جنگ بر سر آب است ولی ما هنوز به فکر تولید نفت و افزایش قیمت آن هستیم در حالی که در آینده نزدیک نفت به کمترین میزان قیمت می رسد و آب در مبادلات اقتصادی و سیاسی جایگزین نفت می شود…»
با توجه به اینکه بخش اعظم ایران به لحاظ ذاتی همیشه با محدودیت منابع آب مواجه بوده مناطق بسیاری از کشور ما گرم و خشک است.
رشد صنایع تولیدی، افزایش جمعیت، استفاده بی رویه و اسراف در مصرف آب، وسائل و ابزارهایی که در خانه ها مانند لباسشویی و حمام های خانگی پیوسته از آب استفاده می کنند. کشاورزی با آب غرقابی و پرهزینه بودن کشاورزی مکانیزه و سیستم آبیاری قطره ای به ویژه در اکثر روستاها، پمپاژ آب های زیرزمینی که موجب خشک شدن رودخانه ها و قنات ها شده است و فرونشست زمین ها را در مناطقی به دنبال داشته همه حکایت از یک بحران رو به افزایش در آینده دارد که تنها راه علاج آن تفکیک آب های شرب مصرفی و کشاورزی و صنعتی و شستشوی مورد نیاز خانوارهاست.
حتی کشورهای اروپایی که روی منابع غنی آب نشسته اند سال های طولانی است لوله کشی آب های مصرفی خانگی را به صورت تفکیکی انجام داده اند به گونه ای که آب مورد مصرف خوراکی را از آب مصرفی باغچه و حیاط و اتومبیل و موارد دیگر جدا کرده اند تا هزینه ها را کاهش دهند به نحوی که هزینه آب مصرفی تصفیه شده را به صورت تصاعدی و گرانتر از سایر آب های مصرفی محاسبه و دریافت می کنند.
جنگ آب هم اکنون جنبه سیاسی و اقتصادی به خود گرفته و مردم مناطق و شهرهای کم آب را به خیابانها کشانده است.
کشور ترکیه با سدسازی بخش عمده ای از آب های سرچشمه رود دجله و فرات را ذخیره سازی کرده و موجب کاهش سطح آب این دو رود گردیده است.
کشورهای سودان، مصر هم به علت سدسازی ایتوپی روی رود نیل کاهش آب برای کشاورزی رو به رو شده اند.
وقتی در ایران ۸۸ درصد آب به مصرف کشاورزی می رسد و فقط ۱۲ درصد مصارف خانگی دارد هر کمبود آبی که کشاورزان با آن روبرو شوند بیکاری را دامن زده و آنها را به اعتراض می کشاند. نتیجه آنکه مسئولان دولتی می باید اولا از هرزروی آب توسط لوله های پوسیده زیرزمینی که تخمین زده می شود بیش از ۱۵ درصد است پیشگیری کنند.
دو دیگر آنکه کشاورزی مکانیزه را بر کشاورزی غرقابی ترجیح دهند و موجبات این تغییر را فراهم نمایند.
و نهایتا با ایجاد تأسیسات آب شیرین کن آب دریاها را به شهرهای بی آب برسانند و در آخر با فرهنگ سازی و اقداماتی چند مردم را به صرفه جوئی و مصرف بهینه آب تشویق نمایند.
باغداری و کشاورزی دیم را در مناطقی که باران های فصلی دارند تشویق و ترغیب نمایند و تا آنجا که ممکن است برای پیشگیری از خشک شدن قنات ها و خاموش شدن چشمه ها از حفر چاه های عمیق خودداری شود.
وقتی افغانستان انحراف در سرچشمه رودخانه هیرمند ایجاد نمود دریاچه هامون خشک شد. سد داریوش شیراز دریاچه بختگان و رود کر را خشک کرد.
انتقال آب سرچشمه های بختیاری برای خوراکی مردم یزد و زیر مجموعه های آن زاینده رود را خشک کرد.
خشکسالی های سی ساله بسیاری از رودخانه ها و چشمه ها را خشک نمود و ذخیره سازی همان مقدار آب های روان ناشی از باران های فصلی موجب کاهش آب های روان و خشک شدن چشمه ها گردیده است.
و نهایتا تغییرات آب و هوایی ناشی از گرم شدن زمین افزایش باران سیل آسا در بعضی سرزمین ها و خشکسالی مداوم و کاهش شدید باران را در سرزمین های دیگر دامن زده است.
هر چند دیر شده اما هنوز فرصتی باقی است تا مسئله آب مدیریت شود و راه چاره ای پیش روی مردم و مسئولان قرار گیرد.
امید که چنین شود.
والسلام

Comments are closed.