• print
یادداشت “محمد عسلی” ۶ آبان ۱۳۹۴

یادداشت
محمد عسلی
چه بنویسیم چه ننویسیم؟
بنویسیم کشوری داریم که خداوند در هر گوشه‌ای از آن نعمت‌های فراوان قرار داده و هیچ نقطه‌ای نیست که به هر دلیل آن را بتوان بی‌اهمیت، فقیر و محروم تلقی کرد، زیرا اگر نتوانسته یا نخواسته‌ایم از قابلیت‌های سرزمینمان استفاده‌های مطلوب کنیم نقص یا فقر قسمت یا قسمت‌هایی از خاکی که در آن زندگی می‌کنیم نیست.
ننویسیم که نسبت به کشورهای اروپایی یا آمریکایی آنچنان عقب‌افتاده‌ایم و آنها از نعمت‌هایی برخوردارند که ما از آنها محرومیم، زیرا رفاه و نعمت و ثروت نسبی است، چه بسا در ما قابلیت‌هایی است که در آنها نیست و بالعکس، ما آفتاب زر داریم. دریا، جنگل، نفت، مس و بسیار مواد کافی دیگر که اگر همت کنیم و برای بهره‌برداری از آنچه داریم سیستم علمی حاکم کنیم و هر کس را جای خودش بنشانیم، آنگاه از آنچه داریم و دیگران ندارند بهره‌مند می‌شویم و از قوه به فعل درمی‌آییم.
بنویسیم وحدتی داریم در میانه اقوامی که در هر گوشه‌ای از این خاک و به ویژه در مرزهای گسترده، فارس، کرد، ترک، لر، شیعه، سنی، کلیمی و زردشتی با آداب و رسوم و زبان و باورهای متفاوت در کنار هم زندگی می‌کنند و بر روی یکدیگر شمشیر نمی‌کشند و یکدیگر را نسبت به هم متمایز و متفاوت نمی‌بینند، بلکه همه خود را ایرانی می‌دانند و بدان افتخار می‌کنند. همین وحدت و یکپارچگی رمز ماندگاری این مردم و سرزمینمان است که از آن امنیت و ثبات بیرون آمده و علیرغم هزینه‌هایی که دشمنان غدار و مقتدر برای خدشه‌دار کردن وحدت و یکپارچگی ما کرده‌اند، راه به جایی نبرده خود در تله‌هایشان گرفتار آمده‌اند.
ننویسیم که جوانان ناامیدند و شغلی ندارند و این در ناامیدی را مدام باز نکنیم بلکه بنویسیم در ترکیب هیأت‌های اجرایی، کارشناسان و متخصصینی بگمارید که پاسخگوی هزینه‌ها و مسئولیت‌هایی باشند که به آنها واگذار شده زیرا دامن زدن به مظلوم‌نمایی و محرومیت‌ها، تخلفات، اشتباهات و بزرگنمایی یا کوچک نشان دادن آنها جامعه را مأیوس و به سمت ناامیدی و گناه سوق می‌دهد و باور به خدا و امید به آینده را در آنها تضعیف می‌کند.
بنویسیم فلان مسئول در فلان اداره یا نهاد برای امضای چک و اسناد میلیاردی تعجیل دارد، اما برای امضا و تأیید ارقام ناچیزی هزار بهانه بنی‌اسرائیلی قطار می‌کند تا چنین وانمود کند که در اینجا همه چیز بر قاعده و قانون استوار است و ریالی از بیت‌المال بی‌جهت هزینه نمی‌شود، هر چند بعد از بازنشستگی همه شاهدیم باغ‌های گسترده، ویلاهای آنچنانی، اتومبیل‌های گرانقیمت و ثروت‌های کلانی برای خود تدارک دیده که اگر تمامی حقوق و مزایای سالیانه‌اش هم پس‌انداز کرده باشد هزینه یکی از املاک به دست آورده‌اش نمی‌شود.
ننویسیم که فلان مسئول کم‌سواد و بی‌مایه دارای صفاتی چنین و چنان است و عکس‌های متنوع و متفاوتی از ژست‌های او را مدام در روزنامه‌ها به رخ خوانندگان بکشیم و کارنامه‌های دروغینی را برجسته کنیم که از چکیده آن چیزی حاصل ملت نمی‌شود.
بنویسیم به نسبت گستردگی و تنوع آب و هوایی، استان فارس می‌باید از مدیران و مسئولینی قابل و کارآمد برخوردار باشد که دوران خدمتی خود را به شعار و شعرخوانی و بزرگنمایی کارهای کوچک نگذرانند، بلکه موظف باشند به نسبت امکانات و بودجه‌هایی که داشته‌اند، خدمات و کارهای انجام شده را به صورت شفاف گزارش کنند.
ننویسیم هر آنچه را به صورت متکلم وحده از فلان مسئول شنیده‌ایم بدون آنکه رخصت و فرصت حتی یک سؤال به خبرنگاران داده شود که سؤال کنند آیا این مطلبی که می‌فرمایند درست است یا نادرست. حقیقت است یا گزافه‌گویی.
بنویسیم که اگر بزرگان دین و دانش و شعرای بزرگی چون سعدی و حافظ را تمجید می‌کنید. چرا سخنان و سفارشات آنها را در عمل و نه در کلام به کار نمی‌گیرید؟
و در پایان بنویسیم که علت عقب‌ماندگی فارس در صنعت و عمران و توسعه گردشگری و صنایع دستی، عدم برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و کارشناسانه است و نه تنبلی مردم. این سرزمین توحیدی با این پشتوانه‌های غنی دینی، مذهبی و فرهنگی و قابلیت‌های اقتصادی و گردشگری می‌باید در رده نخست پیشرفت و توسعه باشد نه آنکه بیشترین بیکار و معتاد و مجرم را داشته باشد و نهایتاً بنویسیم که محتوای ظرف عملکردی مسئولان یا کاملاً پر است و یا خالی. بلکه قضاوت ما نیمه‌های پر و خالی را به تصویر بکشد و پیوسته همه چیز را سیاه یا سفید نبینیم، بلکه خاکستری هم ببینیم، زیرا مطلق‌گرایی در قضاوت و نوشتارها سم مهلکی است که بی‌اعتمادی را در جامعه گسترش می‌دهد.
بنویسیم خدمتگزاران و مردان و زنان انقلابی و مسئولیت‌پذیری داشته و داریم که افتخار تمامی مسلمانان و آزادگان جهانند و نیز افراد خیانتکاری هم داشته‌ایم که تاریخ گواه، اختلاس، دزدی‌ها، ترورها، جاسوسی‌ها و وطن‌فروشی‌های آنان بوده و به کشور و مردم خود ضربه زده‌اند.
بنویسیم که اگر مطبوعات رکن چهارم دموکراسی و مردم‌سالاری دینی‌اند، می‌باید از اختیارات و توانمندی درخوری برخوردار باشند تا چشم تیزبین و گوش شنوای آنان، هر آنچه باید ببیند و بشنود را ببیند و بشنود تا بتوانند بموقع و قبل از وقوع حوادث ناگوار زنگ‌های خطر را به صدا درآورده و جلوی ضررها را بگیرند.
آری بنویسیم هر آنچه باید و ننویسیم هر آنچه نباید.

Comments are closed.