• print
سرچشمه های فساد

سرمقاله ” اسماعیل عسلی” ۳۰ آذر ۱۴۰۰

سرچشمههای فساد

 

دستیابی به شاخصهای مطلوب بین المللی مبارزه با فساد در دستور کار اغلب دولتهایی که خواهان ارتباط فراگیر مالی با دنیا هستند، قرار دارد  زیرا اولا جایگاه هر کشور در جدول مبارزه با فساد گویای بسیاری از واقعیتهاست ؛ ثانیا نبود فساد در یک کشور برای شهروندان، دولتمردان، سرمایه گذاران خارجی و تجار و گردشگران ایجاد امنیت میکند و به شتاب و دقت انجام کارها میافزاید و هزینه اداره کشور را کاهش میدهد. تنوع و فراوانی فساد، کشورها را دچار از درون پوسیده گی و خوددرگیری میکند خصوصا نوعی از فساد زنجیره ای که پیدا کردن سرنخ آن در نظامهای خویشاوند سالار نیازمند شفافیت صددرصدی و برخورد شجاعانه است. آمار بالای سرکشی مدنی، رواج دزدی و قاچاق، پایین بودن کیفیت کالاهای تولیدی، بی ثباتی پولی، نخبه گریزی، انتشار آمار غیرواقعی، توصیه پذیری و وعدههای غیرقابل تحقق از نشانههای جاخوش کردن فساد در یک کشور است. اگر بخواهیم تعریفی جامع و مانع از فساد داشته باشیم باید بگوییم ” هر کاری که از مجاری غیر قانونی صورت گیرد، مصداق فساد است ”

در صورت رواج فساد در یک جامعه هر بحرانی اعم از سوانح طبیعی نظیر زلزله و سیل و توفان و همچنین بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و آشوب و جابجایی قدرت میتواند دستاویزی برای گسترش فساد باشد.

در حال حاضر جامعهی ما لایههای اولیه فساد نظیر توصیه پذیری و تاخیر شروع کار، عدول از قانون در مناسبات اداری و خرید و فروش کالای قاچاق و… مسایلی از این قبیل را امری پیش پا افتاده تلقی میکند که مردم به آن خو گرفته اند و هر کسی احساس میکند برای پیشبرد کارهای خود نیازمند رانت و پشتیبان و پارتی است، غافل از این که مفاسد بزرگ اقتصادی بر همین شالودههای ظاهرا کم اهمیت استوار گردیده است.

سیستمهای گوناگون حکومتی بسته به این که چه اهدافی را دنبال میکنند با هدف حفظ تکیه گاههای اصلی خود برای مبارزه با فساد برنامه دارند. برای نمونه در کشوری مانند آمریکا که منبع اصلی درآمد دولت مالیات است، قوانین سخت گیرانه ای برای مالیات گریزی وجود دارد. همچنین وجود بازار کار در آمریکا زمینه ساز قاچاق انسان است به همین دلیل دیوار کشی در مرزهای جنوبی این کشور و بازرسیهای جدی در فرودگاهها، پایانههای دریایی و مراکز گمرکی زیاد است. حراست از کشاورزی مکانیزه و صنعتی و مبتنی بر دانش روز به اندازه ای برای آمریکا اهمیت دارد که نه اجازه میدهند کسی بذر اصلاح شده ای را از کشور خارج کند  و نه اجازه میدهند بذر غیرمقاوم در برابر آفات وارد آمریکا شود. اغلب کشورهای صادر کننده نفت آلوده به فساد هستند چرا که هم در بحث انعقاد قراردادها و فروش و هم در زمینه بیمه و حمل و نقل و تاسیس شرکتهای اقماری وابسته به پالایشگاهها و پتروشیمیها زمینه برای رانت و فساد فراهم است. در کشورهایی نظیر افغانستان که جنگ و درگیریهای داخلی مانع از ثبات اقتصادی و شکلگیری کارخانهها و بنگاههای بزرگ تولیدی میشود، کشت و تولید مواد مخدر و قاچاق انسان بیشتر رواج دارد. در کشورهایی که نسبت به برند تولیدات خود حساس هستند حتی انتقال تکنولوژی جرم محسوب میشود. کنترل تراکنش حساب افراد و شرکتها و همچنین شخصیتهای سیاسی و بازرگانان و سلیبریتیها و ورزشکاران در راستای مبارزه با فساد صورت میگیرد. درجه حساسیت نسبت به بیاعتنایی به قانون در برخی کشورها به حدی است که استفاده از تلفن محل کار برای انجام کارهای شخصی منجر به برکناری نخست وزیر یک کشور و عذرخواهی او از مردم میشود.

این که کشورهای توسعه یافته با فسادی که خارج از سیستم اداری و مالی و ملی خودشان رخ دهد مشکلی نداشته باشند به منافع کلانی بازمیگردد که از این رهگذر عاید دولت و مردمشان میشود. لذا اگر فردی نظیر خاوری میلیاردها دلار به کانادا منتقل کند، اصراری برای تحویل او به پلیس اینترپل ندارند و آمریکا نیز هرگز از مهاجرت نخبگان کشورهای جهان سومیبه کشورش به عنوان رفتاری مفسدانه برخورد نمیکند. در زمان قاجار روسها و انگلیسیها به شاهان قاجار برای انعقاد قراردادهای استعماری باج میدادند. در زمان پهلوی اول عدهای از انگلیس پول میگرفتند تا بر علیه انگلیس شعار بدهند اما پشت پرده به خرید و فروش نمایندگان و رای آنها میپرداختند. همکاری با شبکههای فاسد فعال در کشورهای فرودست توسط کشورهای توسعه یافته در راستای چپاول جهانسومیها، بخشی از سیاستهای اقتصادی است. در پیوند با همین مسئله حمایت از حکومتهای استبدادی در خاورمیانه عربی و سکوت در برابر رفتارهای ضد حقوق بشری و فروش اسلحه به آنها توجیه اقتصادی پیدا میکند!

رواج برخی از اشکال فساد راهکاری برای اداره کشورها توسط کوتولههای سیاسی با کمترین دردسر است برای نمونه دولتمردان برخی از کشورهای آمریکای لاتین از رواج اعتیاد سود میبرند چرا که هم از رهگذر راه اندازی باندهای مواد مخدر درآمد کسب میکنند و هم این که سطح مطالبات جوانان را تا حد تلاش برای گیرآوردن مواد مخدر و مصرفکردن آن تنزل میدهند. چنین جوانانی از قدرت پیگیری مطالبات خود برخوردار نیستند.

در برخی از کشورها، رفتارهای هنجارشکنانه که قبلا فساد تلقی میشد را در خدمت صنعت گردشگری درآورده  و برای دختران ایجاد کار میکنند و آن را نوعی ارز آوری میدانند . برای نمونه کشورهایی در آسیای جنوب شرقی و حاشیه خلیج فارس پذیرای خوشگذرانی هستند که حاضرند برای رفتارهای لذت بخش پول خرج کنند اما در همین کشورها حمل و خرید و فروش حتی چند گرم مواد مخدر مجازات اعدام را در پی دارد.

در اغلب کشورهای دنیا با پدیدهی دور زدن قانون مواجه هستیم با این تفاوت که در برخی کشورها دورزدن قانون در چارچوب منافع ملی تعریف میشود ولی در کشورهایی دیگر آنچه در جریان دور زدن قانون قربانی میشود ملتها و منافع ملی هستند.

ایران هم یک کشورنفت خیز است، هم دچار مشکلات اقتصادی است و هم به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی ویژه دارای زمینههای فراوانی برای رواج فساد است. لذا در ایران برخورد موردی با فساد جوابگو نیست زیرا نه زندانها ظرفیت بیشتری دارند و نه انگیزهی فساد با چنین برخوردهایی از بین میرود. در این جا این پرسش پیش میآید که پس برای مبارزه با فساد چه باید کرد. به نظر میرسد که با رعایت موارد زیر میتوان در درازمدت ( حداقل ۱۰ سال مبارزه مستمر ) فساد را به حداقل رسانید

۱ – اصلاح قانون و انسداد راههای گریز از آن

۲ – خودداری از توصیه کردن و توصیه پذیری که منجر به دور زدن قانون میشود و قانونی کردن گزینشها و بکارگیری افراد  بر مبنای شایسته سالاری

۳ –واگذاری مسئولیتهای خطیر به افراد متخصص و دوستدار کشور

۴ – بهره گیری از تجربه سایر کشورها در مبارزه با فساد

۵ – کم حجم شدن پیکرهی دولت

۶ – پرهیز از سیاستهای نخ نما شدهی رانت زا، نظیر فقیر پروری در سایه یارانه پردازی

۷ – افزودن بر نقش نظارتی دولت و کاستن از تولیگری نهادهای رسمی

۸ – پای بندی به اصل تفکیک قوا که تاثیر غیرقابل انکاری بر مهار فساد دارد زیرا در این صورت هم مجلس در ایفای نقش قانونگذار و ناظر خوب عمل میکند و هم قوه قضائیه دست بالایی برای برخورد با مفسدین دارد

۸ – جلوگیری از فروش اطلاعات محرمانه در باره تصمیمات مهم اقتصادی پیرامون ارز، بورس، زمین، مسکن و انرژی و تغییر مواضع جهانی و منطقه ای تاثیر گذار بر ارز پول توسط کسانی که در نهادهای مشورتی عضویت دارند که بیش از هر چیز نیازمند پای بندی نمایندگان به سوگندشان است و امری وجدانی و بی در و پیکر است.

۹ – خط بطلان کشیدن بر سهم خواهی از هر نوع زیرا مستثنی کردن عده ای از عده ای دیگر موجب تضییع حقوق عمومیمیشود و منشأ اصلی فساد به حساب میآید.

۱۰ – به حداقل رسانیدن خطوط قرمز به نحوی که مردم با مسئولین احساس هم سرنوشتی داشته باشند و قبول مسئولیت تحت هیچ شرایطی امتیاز تلقی نشود و زمینه ساز رانت و خویشاوند سالاری نگردد.  

Comments are closed.