یادداشت
محمد عسلی
نقدی بر نقد
به بهانه نشست بررسی عملکرد خبرنگاران فارس در مرکز اسناد
ابتکار جناب آقای کوروش کمالی سروستانی مدیر محترم مرکز اسناد فارس در حمایت از برگزاری مراسم نقد عملکرد خبرنگاران، عکاسان و گزارشگران مطبوعات فارس ستودنی و قابل تقدیر است.
در مراسم پنجشنبه شب گذشته که به بهانه حضور خبرنگار روزنامه «عصر مردم» خانم زهرا جعفری شرکت داشتم از زبان نقادان خبرنگار آقایان صدری و پشوتن و نیز جناب استاد سیروس رومی مطالبی شنیدم که ضمن سپاس از دقت نظر آنان، لازم دانستم به منظور روشن شدن وضعیت سی ساله گذشته خبرنگاران زن در مطبوعات فارس مطالبی عرضه دارم که غفلت از آن موجب ابتر ماندن تحلیل تاریخی عملکرد خبرنگاران زن در حوزه مطبوعات فارس به ویژه روزنامه ۲۰ ساله «عصر مردم» است.
و اما بعد.
آقای پشوتن که خبرنگاری را از روزنامه «عصر مردم» شروع کرد و چند صباحی در خدمت ایشان بودیم به خوبی میداند که برای ظهور و بروز خلاقیت خبرنگاران علاقهمند در حوزه خبری و یا گزارشنویسی شرایط مکانی، زمانی و مدیریت حرف اول را میزنند، بدیهی است نمیتوان تصور کرد که بدون امکانات و بکارگیری و هدایت هر خبرنگاری در یک روزنامه بتوان از او انتظار شقالقمر داشت؛ خبرنگاران آزاد هم اگر در حوزه خبری درخشیده باشند از تأثیرات و شرایط زمانی و مکانی برخوردار بودهاند.
خانم زهرا جعفری یا هر یک از خبرنگاران و گزارشنویسان دیگر و حتی عکاسان معمولاً تابع شرایط و سیاستگذاریهای روزنامهای هستند که در آن کار میکنند، پس تحلیل یکطرفه و جزیرهای از عملکرد یک خبرنگار بدین معنی که اشارهای حتی اندک به وضعیت و شرایط حاکم بر مطبوعهای که در آن کار میکند نشود نمیتواند گویای یک نقد منصفانه باشد.
دو دیگر آنکه پیاده کردن آنچه در کتابها پیرامون فن و دانش خبرنویسی خوانده یا یادداشت برداشتهایم و تطبیق دادن آن روی عملکرد خبرنگاران به منظور یافتن نقاط قوت و ضعف هر چند شرط لازم است اما کافی نیست. زیرا آنچه مورد نقد قرار میگیرد نه فقط تطبیق آثار و نوشتههاست. ذوق و هنر خبرنویسی، شخصیت و نحوه تعاملات خبرنگاران با مردم و مدیران و میزان تأثیرگذاری یا تأثیرپذیری آنها از شرایط و محیطی که در آن کار میکنند نیز میباید در نقد و بررسیها شاخص شوند.
در مراسم پنجشنبه شب به بعضی از آنها اشاره شد، اما دقیقاً برای حاضرین تبیین نشد که بالاخره خانم جعفری در چه شرایطی و با کدام حمایتها و سیاستگذاریهای مدیریتی در محیط کارش توانسته مقبولیت پیدا کند و در حرفه خبرنویسی و خبرنگاری نسبت به بعضی از همردیفان خود به عنوان یک زن مورد تشویق و تقدیر قرار گیرد.
در خصوص سخنان استاد رومی نیز که زحمات زیادی در تدوین تاریخچه مطبوعات فارس کشیدهاند باید عرض کنم: بیانات ایشان محدود شده به اینکه در عصر قاجار کدامیک از روزنامهنگاران خوش درخشیدهاند و یا اینکه خانم کشمیریزاده یک خبرنگار زن موفق در عصر پهلوی دوم بودهاند.
اما اینکه چه زنانی با چه استعداد و توانمندی در حوزه خبری و در استان فارس بعد از انقلاب اسلامی تأثیرگذار و منشأ خدمات بودهاند اشارهای نشد جز آنکه در پایان از عملکرد خانم زهرا جعفری خبرنگار روزنامه «عصر مردم» ذکر خیر شد و مواردی از ویژگیهای عملکردی ایشان به اختصار عنوان شد.
لازم میدانم این نکته را عرض کنم که ظرف سی سال کار روزنامهنگاری که در فارس عهدهدار آن بودهام میباید از تعدادی زنان موفق در حوزه خبری یاد کنم زیرا آنان و آثارشان در تاریخ مطبوعات فارس جای پای محکمی دارند. بهتر بود جناب رومی به جای تاریخچه عصر قاجار تاریخچه خبرنگاران زن ۳۵ ساله اخیر را یادآور میشدند.
نخست، خانم فریده برازجانی که بین سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۷ به مدت بیست سال از همکاری ایشان در روزنامه کیهان و «عصر مردم» بهرهمند بودهایم. خانم فریده برازجانی علاوه بر ذوق ادبی یک خبرنگار ورزیده، علاقهمند و تأثیرگذار بود که به علت مشغله خانوادگی در شرایطی که کاملاً آمادگی برای گزارشنویسی و خبرنگاری در حوزه ادبی داشتند ما را ترک کرد.
دوم، خانم افسانه امیری، همانکه چاپ گزارشهای مستندش در خصوص ارگ کریمخانی، خانه زینتالملوک و مدرسه تیزهوشان موجب توجه مسئولین و سازمان فرهنگی یونسکو شد و این ساختمانهای رها شده تعمیر و مرمت شدند و امروز مورد بازدید گردشگران قرار میگیرند و محل موزه و فعالیتهای فرهنگی است و مدرسه تیزهوشان هم که با این تیتر مستندسازی و گزارشنویسی شد «استعداد ۴۰۰ دانشآموز شیرازی در کنار رودخانه خشک شیراز به هرز میرود» با حساسیتی که ایجاد کرد تکمیل و مورد بهرهبرداری قرار گرفت.
سوم، خانم ناهید کاظمی بود که گزارشهای مستندی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی فارس به ویژه شیراز در روزنامه کیهان به چاپ رساند که تأثیرات مثبتی بر عملکرد مسئولین گذاشت.
چهارم، خانم زهرا عبدالعلیپور خبرنگار زن آغازین روزنامه «عصر مردم» بود که وقتی آقای محمدعلی نجفی وزیر اسبق آموزش و پرورش از طرف ایشان در فرودگاه شیراز مورد سؤال و جواب قرار گرفت برای اینجانب نامه نوشت چنین خبرنگار سمج و با ارادهای را در آمریکا دیده بودم، یادم هست یک قواره چادر مشکی اعلا هم برایش فرستاد.
خانم زهرا عبدالعلیپور پس از فراغت از تحصیل در دانشکده حقوق شیراز برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و سردبیری مجله گفتوگوی آنها را که مدیرمسئول آن آقای مهاجرانی بود عهدهدار شد و به خوبی هم از پس آن کار برآمد.
اینک ایشان یک وکیل توانمند شاغل در تهران است.
پنجم، خانم سوسن خیراندیش که چند سالی در روزنامه خبر جنوب در سمت خبرنگاری با علاقهمندی کار کرد و در روزنامه «عصر مردم» آبدیده شد به گونهای که پیوسته اخبار و گزارشهای چالشی او با مدیران زبانزد بود و مدتها با مدیرکل اسبق صنعت و معدن فارس در چالش خبری بود. هماکنون نیز دختران و زنان علاقهمندی در حوزههای خبری مطبوعات فارس دلمشغول کار خبریاند که قطعاً در آینده حرفهایتر به این کار سترگ خواهند پرداخت.
چه خوب است که جناب رومی وقتی تاریخ تحلیلی مطبوعات فارس در انقلاب اسلامی را تدوین میکنند و یا در نقدها و سخنرانیها پیرامون عملکرد خبرنگاران اظهار نظر میکنند نام و نشان و میزان تأثیرگذاری خبرنگاران زن یا مرد این دیار را به خاطر آورند و بگویند در شرایطی که سخت و سخت و بسیار سختتر از گذشته بود مطبوعات فارس چگونه و با چه مشقات و مشکلاتی ادای دین کردند زیرا هر چند یادآوری تاریخ گذشتگان میتواند آینهای برای آیندگان باشد.
و در پایان این نکته را یادآور میشوم که خانم زهرا جعفری خبرنگار ارجمند و علاقهمند روزنامه «عصر مردم» که توانسته توفیقاتی در این عرصه در عملکرد خود داشته باشد در محیطی پرورش یافته و هدایت شده که خبرنگاران زن دیگری نیز توانستهاند ظهور و بروز موفقیتآمیز و خوبی داشته باشند و اینکه گفته شود کسی نبوده که ایشان جا پای وی گذارد، دور از واقعیت است.
امید که این روند یعنی نقد عملکردی خبرنگاران، عکاسان و گزارشگران استمرار یابد و ما شاهد نقد عملکرد خود هم باشیم تا نقاط قوت قویتر و نقاط ضعف جای خود را به قوت دهند.
انشاءالله
- شنبه ۹ آبان ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۹ آبان ۱۳۹۴