سرمقاله ” محمد عسلی” ۲۷ دی ۱۴۰۰
اندر حکایت رابطه هنر با فرهنگ
هنر که بازتاب عشق به زیبائی هاست از زمان هبوط آدم تا به اینک بار سنگین فرهنگ را به دوش کشیده به گونه ای که فرهنگ در قالب های هنری، روزگار درازی را علیرغم جنگ ها و تهاجمات پشت سر گذاشته است. دین، مذهب و تمایلات انسانها هرگاه در قالب هنر ارائه شده اند پذیرش و مقبولیت بیشتری داشته اند.
قرآن و دعاهای مسلمانان که از تناسب و توازن برخوردارند و قرائت آنها دارای صوت هایی دلنشینند در فهم و حافظه، مقبولیت دارند و جاذبه ایجاد می کنند.
زیبائی بناهای مذهبی همه الهام گرفته از باورهای دینی و مذهبی اند که با هنر درآمیخته اند خواه خط باشند یا طراحی کاشی های مثال زدنی و یا معماری های چشم نواز و دیگر هنرها.
فرهنگ، ترکیبی از باورها، سنت ها، هنرها و آثاری هست که در تعاملات فردی و اجتماعی نمود پیدا می کند.
برای آنکه بتوان رابطه هنر و فرهنگ را نزدیک و نزدیک تر کرد عزیز داشتن مقام و جایگاه هنرمندان و به کارگیری هنر آنها برای ایجاد خلاقیت های نوظهور امری ضروری است. اینکه آثار فرهنگی به جای مانده از دوران های مختلف تاریخی معمولا به دست شاهان سلسله های مختلف بوده حرف جدیدی نیست اما آنچه می باید مورد توجه قرار گیرد و متأسفانه کمتر به آن توجه شده است قدردانی از هنرمند و قدر هنر دانستن است که مسلما بودجه و هزینه می طلبد. یکی از آثار ذیقیمت سعدی در گلستان درباره اهمیت هنر و رابطه آن با فرهنگ و معیشت این بیان مانا و دلنشین است که خود برآمده از فهم و ذهن هنری سعدی است.
«حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا را اعتماد نشاید و سیم و زر بر محل خطر است یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده. هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند. اما بی هنر سختی بیند و لقمه چیند
وقتی افتاد فتنه ای در شام
هر کس از گوشه ای فرا رفتند
روستازادگان دانشمند
به وزیری پادشاه رفتند
پسران وزیر ناقص عقل
به گدایی روستا رفتند.»
هنر علاوه بر آنکه در ادبیات و دین مداری نیروی جاذب و تأثیرگذاری است در سیاست و اقتصاد و اعتلای فرهنگ هم حرف هایی برای گفتن دارد.
اگر مدیریت هنر است، به تعبیری هنر انجام دادن کارها توسط دیگران است که از همه کس برنمی آید. عشق زاینده هنر می تواند باشد وقتی قابلیتی و استعدادی در این بخش از قوه به فعل درآید.
ما اگر طالب جذب مخاطب هستیم و می خواهیم رسالت خود را در خدمتگزای نشان دهیم نباید غافل از هنر باشیم.
امروز اکثریت مردم دنیا مخاطب فیلم های سینمایی با موضوعات مختلف اند و بیشتر فیلمی را می پسندند که مورد علاقه شان باشد. یا به سخنانی گوش فرا می دهند که گوینده هنر بیان داشته باشد و سخنان خوبی را بیان کند.
به هر تقدیر آنچه مسلم است و با تجارب تاریخی به اثبات رسیده رابطه مستقیم و غیرمستقیم هنر با فرهنگ است که متأسفانه بعضی و بسیاری از مدیران و صاحب مقام ها در عصر و روزگار آهن و فولاد که ماشینیسم بر سرنوشت ما چیره شده از شناخت و حمایت هنر اصیل دور افتاده اند تا جایی که بسیاری از مخاطبان ما گرایش به جاذبه های هنری غرب پیدا کرده اند و غرب زدگی جای خود را در جامعه شرقی ما باز کرده است.
تدبیری باید و حمایتی تا بازگردیم به نگهداشت و تشویق و ارتقا هنر و هنرمندان. امید که چنین شود.
والسلام
- یکشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله ” محمد عسلی” ۲۷ دی ۱۴۰۰