یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
کشتی در این گردابها
دانشآموزان به این دلیل که بخش قابل توجهی از بازخورد تأثیرات تربیتی و آموزشی را در مراحل بعدی زندگی خود بروز میدهند و همچنین از این جهت که کمتر پیش میآید تا با سرعت به تحریکات بیرونی پاسخ دهند، چندان در تیررس نگاه نگران خانوادهها قرار ندارند و متولیان آموزشی و تربیتی نیز با توجه به اینکه در قالب بخشنامهها و توصیهنامههای اداری انجام وظیفه میکنند خود را ناگزیر به رصد کردن پیامدهای درازمدت شیوههای اعمال شده از سوی معلمان و مربیان نمیدانند.
هنگامی که از بالا به دانشآموزان نگاه میکنیم میبینیم که از یک سو آموزش و پرورش، از سویی دیگر اجتماع، از دیگر سو رسانهها و صدا و سیما و از یک سمت متفاوت رسانههای بیمرز و مجازی در رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر برای تأثیرگذاری بر دانشآموزان عمل میکنند. ضمن این که از چنین منظری صدا و سیما و آموزش و پرورش در یک سمت قرار نمیگیرند زیرا جنس تأثیرگذاریها متفاوت است.
اجتماع نیز ملغمهای از تحریکها، انگیزهبخشیها، بازدارندگیها، هشدارها، انحرافات گوناگون و نهایتاً جهتدهیهای خاص خود را دارد. نباید فراموش کرد که سبک زندگی جدید از میزان تأثیرگذاری پدر و مادر بر فرزندان کاسته و تکفرزندی نیز منجر به همنشینی کودکان با کودکانی دیگر میشود که در فضای خانوادگی یکسانی تربیت نشدهاند.
تأثیرگذاریهای یکجانبه بر کودکان و جوانان از سوی مؤلفهها و نهادهای تربیتی رقیب در حوزههای گوناگون جوانان را تکبعدی بار میآورد و از این جهت کمتر کودک و نوجوانی پیدا میشود که در رویکردهای عمومی خود جانب اعتدال را رعایت کند. طبیعی است که چنین روندی نمیتواند نسلی را تحویل دهد که آمادگی زیادی برای اداره خانواده و اجتماع داشته باشد.
صحنههایی که از رودررویی نوجوانان و جوانان با خانواده، جامعه و محیط مدرسه به نمایش گذاشته میشود بیانگر این است که کودکان و نوجوانان همزمان تحت تأثیر کانونهای گوناگون سمتدهنده قرار دارند به طوری که گاهی دچار تناقضهای درونی شده و به کودتا بر علیه خود، خانواده، جامعه و مدرسه دست میزنند.
در حال حاضر حتی کانونهای موجه تأثیرگذاری بر جوانان نیز با یکدیگر هماهنگ نیستند و نوجوانان و جوانان پیامهای یکسانی از صدا و سیما، کانونهای مستقر در مساجد، امور تربیتی و هیأتها و نهادهای فرهنگی و هنری و تبلیغاتی و خانواده و مدرسه دریافت نمیکنند. در مواردی مدرسه و خانواده تأثیرات تربیتی یکدیگر را خنثی میکنند و کودکان و نوجوانان را بر سر دو راهی انتخاب قرار میدهند.
نباید از نظر دور داشت که نوجوانان استعداد زیادی برای افراطیگری در هر زمینهای دارند زیرا رویکرد آنها به یک موضوع با عشق و انرژی و تلاش برای بروز شخصیت در هم میآمیزد و منجر به اتفاقات زیادی میشود. از این رو برای به اعتدال کشانیدن آنها باید روی همسویی کانونهای تأثیرگذاری خصوصاً کانونهایی که از منابع دولتی استفاده میکنند کار کرد.
این که هر کانون و مرکز تربیتی و آموزشی که خود را موظف به پر کردن اوقات فراغت دانشآموزان در کنار تحصیل میداند صرفاً به دنبال جذب مخاطب و پیشبرد اهدافی خاص باشد به این نتیجه منجر میشود که در خوشبینانهترین حالت شاهد پرورش و تربیت نوجوانانی باشیم که از لحاظ شخصیتی دارای ثبات و استحکام نیستند و همواره آماده چرخشی ۱۸۰ درجهای میباشند.
مسلماً پذیرفتنی نیست که نهادهای تغذیهکننده از منابع دولتی و حتی کانونهایی که غیرمستقیم مورد حمایت دولت هستند و از نذورات، اوقاف و مشارکتهای مردمی نیز بهره میگیرند به دنبال همسویی و همافزایی نباشند.
متأسفانه در حال حاضر نهاد و سازمان و ادارهای که رصدکننده ورودیها و خروجیهای کانونهای گوناگون مرتبط با نوجوانان و جوانان باشد وجود ندارد، در حالی که اگر به دنبال برنامهریزی و جهتدهی به اوقات فراغت نوجوانان و جوانان باشیم ناگزیر به داشتن آمار و ارقام هستیم. دل سپردن به برخی از آمارها و ارقام مرتبط با همایشهای مناسبتی که نوجوانان و جوانان در آن شرکت میکنند نمیتواند مبنایی برای ترسیم دورنمای شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور باشد، زیرا رویکرد به اینگونه همایشها با انگیزههای متفاوتی صورت میگیرد که کنجکاوی و پاسخطلبی از جملهی آنهاست. طبیعی است در این رهگذر اگر هر رسانهای که بتواند در مسیر اقناعی تأثیرگذارتری گام بردارد و پاسخهایی فراخور روحیات نوجوان برای او تدارک ببیند برندهی این بازی است.
باید اذعان داشت که بهرهگیری از جمعیت دانشآموزی که سهلالوصولترین اجتماعات را تشکیل میدهند نباید جنبهی مقطعی داشته باشد لذا آنچه در این میان اهمیت دارد حفظ چنین جمعیتی در بازههای زمانی متفاوتی است که آنها را در آینده به عنوان دانشجو، کارمند، کاسب و… در جایگاههای متفاوتی قرار میدهد. آنچه تداوم چنین روندی را ضمانت میکند عمق و همراستایی عوامل تأثیرگذار است.
تصور کنید که معلم به دنبال کلاسی آرام و پذیرنده است، مدیر به دنبال ایجاد فضایی است که مقبول اداره متبوعش باشد، خانواده فرزندی موفق و سرآمد را طلب میکند، جامعه همرنگپرور است، رسانهها مخاطبمحورند و در مواردی نیز قابل مهار نیستند، بازار به دنبال مشتری سود دهنده است، دوستان متفاوت و در عین حال تأثیرگذارند و… هر کدام از این مؤلفهها با وارد کردن نیرو، نوجوان و جوان را به سمت خود میکشانند.
یک سو کشان با سرخوشان، یک سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گردابها
در فرایند گذشتن و یا شکستن این کشتی اتفاقات زیادی میافتد که دامن جامعه و اقتصاد و آینده یک کشور را میگیرد و هر نسلی ضمن این که هزینهای را طلب میکند، خدماتی هم به نسلهای پس از خود ارائه میدهد البته طبیعیترین چشمداشت این است که این خدمات روند فزایندهای داشته باشد.
دورنمایی که ما برای جامعه ترسیم میکنیم و انتظاراتی که از نسل جوان داریم باید با شرایطی که آنها دارند همخوانی داشته باشد، متوازن کردن شرایط با انتظارات محتاج برنامهریزی در عرصههای گوناگون است و همهی این موارد در گرو عملکرد متولیان حوزه جوانان است. حوزهای که نگاهی مستقل و برخوردار از پشتوانههای قوی فکری و مالی را میطلبد.
- یکشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۰ آبان ۱۳۹۴