• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۶ دی ۱۴۰۰

سرمقاله “محمد عسلی” ۶ دی ۱۴۰۰
خودباوری انقلابی

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی،  آراء و دیدگاه سیاسیون و علمای جامعه شناس درخصوص جامعه ایرانی این بود که در ایران به علت تنوع و تعدد اقوام اعم از ترک، کرد، لر، فارس، عرب و فعالین سیاسی که عمدتاً در خط موازی با یکدیگر فعالیت نمی کردند یک انقلاب جمعی که به پیروزی برسد امکانپذیر نیست و شاه از دیرباز درتاریخ ۲۵۰۰ ساله ستون وحدت تمامی اقوام و احزاب ایرانی است. شاه خود در مأموریت برای وطنم عنوان کرده بود که من فقط شاه نیستم بلکه مرشد مردم هم هستم. بر این اساس هر حرکت حزبی یا گروهی در جهت مخالفت با سیستم و رژیم شاهنشاهی با شکست مواجه می شد.
از زمان صفویان که انگلیسی ها پایشان به دربار شاهان صفوی باز شد طرح توطئه تفرقه بین اقوام ایرانی مطمح نظر بود و برادران شرلی «رابرت شرلی و آنتونی شرلی» به عنوان بازرگان برای خرید ابریشم به ایران آمدند و چون در این راه توفیقاتی نداشتند انگلیسی ها سلطان سلیم پادشاه عثمانی را تحریک کردند تا با شاه اسماعیل بر سر اختلافات مرزی به جنگ روی آورد، شاه اسماعیل که از تجهیزات توپخانه ای عثمانی ها بی خبر بود در چالدران با عثمانی ها وارد نبرد شد و علیرغم شجاعتی که قزلباش ها به خرج دادند شکست خورد و از این شکست چنان غصه دار شد که دار فانی را وداع کرد.
کشورهای مهاجم روس و انگلیس به خاک ایران پیوسته بر این باور بودند که با ایجاد تفرقه در بین مردم و دولتمردان ، آنها را متفرق کنند و یا جنگ داخلی راه بیاندازند.
اما دشمنان نتوانستند ماهیت انقلاب اسلامی  را مخدوش نمایند و جلوی پیروزی انقلاب را بگیرند. امام خمینی(ره) از چنان محبوبیت و هوشی برخوردار بود که با طرح ید واحده، امت واحده و همه با هم تمامی آحاد مردم را از چپ و راست و میانه، مذهبی و غیرمذهبی گرد آورد و چنان شد که نه آمریکائی ها چنین تصور و پیش بینی داشتند و نه هیچ یک از تحلیلگران و سیاستمداران کشورهایی که منافع خود را در ایران تثبیت کرده بودند.
امام خمینی که به خودباوری کامل رسیده بود با مهارت کم نظیری چنان در برابر شاه ایستادگی کرد که او مجبور به فرار شد.
اعتماد به نفس و خودباوری امام به یک فرهنگ و سنت دیرپا در بین مردم تبدیل شد که آنها از توپ و گلوله و تفنگ هراسی به دل راه ندادند و عقب ننشستند.
نتیجه آن شد که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و علیرغم فعالیت و خودنمایی گروهک های مادی گرا که علم مخالفت با مذهب از دیرباز برداشته بودند و نیز گروهک های التفاطی که عوام فریبانه در یک دست پرچم دین و در دست دیگر داس و چکش داشتند نیز تلاش هایشان برای در دست گرفتن قدرت به جایی نرسید جز آنکه تعداد قابل توجهی از جوانان آنها کشته شدند و یا در مخالفت با آنها به شهادت رسیدند.
این خودباوری که امام خمینی به جامعه ایرانی تزریق کرد در جبهه های جنگ هم خود را نشان داد و حیرت و تعجب دنیا را برانگیخت.
وقتی امام خمینی پیروزمندانه ندای حق را لبیک گفت و آن جمعیت چند میلیونی در مراسم تشیع وی به صحنه آمدند تلویزیون BBC عنوان کرد: «مردی که به مردم ایران اعتماد به نفس داد از دنیا رفت.»
اعتراف دشمن به این واقعیت نشانگر آن بود که آنها هم این مسئله را در تحلیل علت موفقیت های مردم ایران در حذف رژیم شاهنشاهی فهم کرده بودند.
نکته مهم تر آنکه انقلاب اسلامی ایران در آغاز کار که خسارت های ناشی از اعتصابات کمرشکن و خرابی های بسیار و پادگان های خالی شده از اسلحه و از هم پاشیدگی ساواک و نظام امنیتی کشور را پیش روی خود داشت و نیز گروهک هایی که همگی مقابل دولت با هدف سهم خواهی ایستادند و سفارت آمریکا که سعی داشت سهم خواهان غیرمرتبط با انقلاب ایران را جمع کند و به آنها یاری رساند تا مقابل انقلاب اسلامی بایستند و یا در جهت حفظ منافع خود یک دولت دست نشانده داشته باشد، هیچ کدام از این اهداف و طرح ها دشمنان نتوانستند امام خمینی را به عقب نشینی و یا زد و بند و تسلیم وادار کنند و برعکس مردم، آمریکا و سایر مدعیان دروغین را فراری دادند و از ایران بیرون انداختند.
این خودباوری امروز از پس ۴۳ سال تلاش و جنگ در جبهه های مختلف برای دولت اسلامی و مردم ایران در ذهن و باور مردم مقاوم و صبور نهادینه شده است و اگر علیرغم فشارهای اقتصادی و خیانت بعضی دولتمردان و نیز ضربات جاسوسان رژیم صهیونیستی و اختلاس های میلیاردی فرصت طلبان گرگ در لباس میش، هنوز مردم انقلابی ایران ثابت قدم و مقاوم مقابل دشمنان داخلی و خارجی ایستاده اند ؛ نشانه همین خودباوری است.
و اگر در این وانفسای اقتصادی مردم، مطالبه گر حق و حقوق از دست رفته خود در شرایط تهدید و تحریم اند و اعتراضات صنفی را به خیابان ها کشانده اند آن هم ناشی از همین خودباوری است.
فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا که زنگ خطر را برای آمریکا به صدا درآورد شاهد قتل یار انقلابی و دیرینه خود «چه گوارا» در بولیوی بود که آمریکایی ها طرح ترور او را عملی کردند همان روش را به نوعی دیگر و به صورت مستقیم با سردار شهید ما سلیمانی محبوب نهضت های آزادی بخش به کار بردند و او را ناجوانمردانه به شهادت رساندند همه ناشی از ترس دشمن و خودباوری ما بود.
امروز هم تمامی ترفندها و حملات مستقیم و غیرمستقیم رسانه ای و نظامی بر علیه دولت و ملت ما توسط آمریکا و دست نشاندگان آنها در جریان است و بیشتر شده که کمتر نشده. آنها به دنبال سلطه و حفظ منافع خود و تسلیم پذیری مردم هستند و هیچ یک از وعده های آنها عملی نخواهد شد زیرا در طول ۴۳ سال دست آنها رو شده و به هیچ یک از وعده های خود عمل نکرده اند.
بدیهی است چانه زنی های دو طرف در نشست وین هم نمونه ای از خودباوری دولتمردان و نمایندگان اعزامی ماست.
تاریخ جز در دوره نخست وزیری مرحوم مصدق این چانه زنی ها را به یاد ندارد هرچند اعتماد مرحوم مصدق به آمریکائی ها که به دنبال حفظ منافع انگلیسی ها بودند و خیانت بعضی دست نشاندگان داخلی منجر به کودتای ۲۸ مرداد و بازگرداندن محمدرضا شاه شد و انقلاب مردمی ایران را ۱۵ سال به عقب کشید و کار را سخت تر کرد.
به هر تقدیر آنچه در این کوتاه سخن عنوان شد یادآوری مختصر هر آنچه برای آزادی و استقلال بر ما رفته و هزینه های بسیاری که پرداخته ایم است و یادمان نرود که فشارهای اقتصادی، گرانی و تورم و بازمانده از بسیاری پیشرفت های عمرانی نباید دستآوردهای استقلال طلبانه ما را در سایه قرار دهد و فریب هوچی گری های خودفروختگان به بیگانه را بخوریم و دروازه ها را به روی خیانتکاران باز کنیم. مسلم است با همتی و درایتی می توان سدهای پیش روی پیشرفت های اقتصادی را یکی پس از دیگری برداشت و صبورانه به دنبال فردای بهتر بود اگر مدیران و مسئولان ما نیازهای مردم انقلابی را رفع نمایند و کارشناسانه و عالمانه راهکارهای بهبود اقتصادی را پی گیرند.
والسلام

Comments are closed.