• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۴ بهمن ۱۴۰۰

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۴ بهمن ۱۴۰۰
بازگشت به مردم

برخی از کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه با کاهش نرخ زاد و ولد و پیری جمعیت روبرو هستند ، این مشکل در ایران در دهه ی اخیر بیشتر خود را نشان داده است . تنگناهای اقتصادی ، مشکل مسکن ، تغییر سبک زندگی ، بالا رفتن سن ازدواج و بیکاری از عوامل اصلی این پدیده ی اجتماعی محسوب می شوند که مسئولین کشور و دست اندر کاران امور خانواده را به واکنش و تکاپو واداشته است . در حال حاضر اختلاف بر سر راه حل هایی است که در پیوند با این موضوع مطرح گردیده زیرا پیری جمعیت دلایل گوناگونی دارد که به نظر نمی رسد با راه حل های پیشنهاد شده به صورت بالبداهه قابل رفع باشد . در کشورهایی نظیر انگلیس ، ژاپن ، کره جنوبی و ایتالیا برای مبارزه با پیری جمعیت بیشتر به دنبال ایجاد مشوق هایی هستند که با استقلال فردی زوجین و حق انتخاب آنها تعارضی نداشته باشد .
این یک واقعیت انکار ناپذیر است که این روزها مردم رفتار خود را با درآمد و داشته ها و نداشته هایشان تنظیم می کنند . فرضا زن و شوهری که اجاره نشین هستند در صورت نداشتن فرزند بهتر می توانند خانه اجاره کنند . وقتی فرزندی به دنیا می آید از غذا و پوشک گرفته تا لباس و تحصیل و نیازهای روزمره اش برای پدر و مادر به یک دغدغه تبدیل می شود . نصایحی از این قبیل که ” هر آن کس که دندان دهد نان دهد ” شنونده ی زیادی ندارد . زیرا زن و مرد پیش خود می گویند همان کسی که دندان می دهد ، عقل هم می دهد و عقل به ما می گوید وقتی امکانات نداری به یک تا دو فرزند قناعت کن .
دختر و پسری که بین سی تا چهل سالگی ازدواج می کنند نمی توانند بیش از یک تا دو فرزند بیاورند . کسی به پسر بیکار یا پسری که شغل مناسبی ندارد زن نمی دهد ، از همه ی این ها گذشته اداره ی چند فرزند در آپارتمان های هفتاد تا هشتاد متری امکان پذیر نیست . از طرفی درآمد مرد به اندازه ای نیست که به تنهایی بتواند تامین کننده ی هزینه ی زندگی باشد به همین دلیل اغلب زنان ترجیح می دهند با کار کردن ، گوشه ی دیگر گلیم زندگی را بگیرند .
مسئله ی دور کاری زنان نیز در تمامی کارها شدنی نیست . یک پرستار یا یک معلم زن چگونه می تواند دورکاری کند ؟ اگر هم بگویند زنان کار نکنند آنگاه چه کسانی می خواهند پاسخگوی مراجعین دختر و زن در مدارس و بیمارستان ها باشند ؟ یعنی هر جای کار را که بگیری یک جای دیگرش رها می شود .
برخوردهای تنبهی نیز کارساز نیست زیرا فرزند آوری اگر چه تاثیر اجتماعی و اقتصادی دارد ولی منوط به تصمیم شخصی زن و شوهر است . زن و شوهری که ناگزیر هر دو کار می کنند اگر بخواهند فرزند خود را در مهد کودک بگذارند بخشی از درآمد آنها صرف پرداخت شهریه فرزند می شود .
البته برخی از کشورها برای رفع این مشکل چاره ای اندیشیده اند و در هر محله ای مهد کودکی بزرگ تاسیس کرده اند و از کودکان به صورت رایگان نگهداری می کنند . کودکان را از بدو تولد تا ۱۰ سالگی بیمه کامل می کنند یا به ازای هر فرزند یارانه ای مکفی می پردازند .
زمانی بود که برخی شخصیت ها با استفاده از نفوذ معنوی خود تنها با یک توصیه می توانستند رفتار مردم و خانواده ها را مدیریت کنند ولی اکنون اغلب مردم تنها از متخصصین و مشاورین خانواده توصیه می پذیرند و معتقدند که هر کسی باید در رشته ای که تخصص دارد اظهار نظر کند !
ممنوعیت داروهای ضد بارداری و خارج کردن آنها از فهرست بیمه و واقداماتی از این قبیل جز این که بهداشت عمومی را به مخاطره بیندازد حاصل دیگری ندارد . گفته می شود که باید برای صدور مجوز طلاق توافقی شرایط را سخت تر کرد تا به این وسیله آمار طلاق کاهش یابد. آیا در این صورت آمار طلاق عاطفی و زد و خوردهای خانوادگی که گاهی منجر به ضرب و جرح و قتل می شود نیز کاهش پیدا خواهد کرد ؟
ما با یک بحران اجتماعی که ریشه در بحران اقتصادی و استحاله ی فرهنگی دارد مواجه هستیم . بنابراین در گام اول باید به سراغ حل مشکلات بنیادی برویم .
اقتصاد بی ثبات و جامعه ی انتظار آلود که در آن مردم لحظه به لحظه رسانه ها را برای شنیدن خبری متفاوت و خوشحال کننده دنبال می کنند قادر به تصمیم گیری جمعی پیرامون مسایلی از این دست نیست .از یک سو پرشماری وعده های محقق نشده اثر روانی خود را از دست داده و از سویی دیگر شکاف بین نسلی از تاثیر توصیه های کدخدامنشانه ی بزرگان خانواده کاسته است . بسیاری از پا به سن گذاشته ها آرزوی داشتن نوه دارند تا در اوقات فراغت به دست آمده در زمان بازنشستگی به تماشای حرکات شیرین نوه های خود بنشینند . دیر نیست روزگاری که باید عمه و خاله و دایی و عمو را در کتاب قصه ها و موزه ها جستجو کنیم !
به طور کلی به نظر می رسد که توان و پتانسیل آزموده شده ی نهادهای رسمی و دولتی برای ورود به موضوعاتی از قبیل فرزند آوری ، نامگذاری فرزندان و برخی از مسایل چالشی در حوزه اجتماعی در حدی نباشد که بتوان کاری از پیش برد ، زیرا اموری از این دست طی صدها سال توسط مردم مدیریت می شده و موفق هم بوده است ؛ لذا باید مدیریت مسائلی از این قبیل را تدریجا به تشکل های مردمی واگذارکنیم و به مفهوم واقعی کلمه به مرد م بازگردیم.

Comments are closed.