• print
یادداشت “محمد عسلی” ۱۰ آذر ۹۴

یادداشت
محمد عسلی
شور حسینی کجا، نور حسینی کجا؟
روایت تاریخ نهضت عاشورا از هر زبان و در هر زمان حزن‌آور است، گویی حماسه‌ای است که در همه زمان‌ها و زبان‌ها اتفاق می‌افتد و با ذهن و زبان آدمی رابطه‌ای عاطفی برقرار می‌کند و تا به خود آیی اشک است که سرازیر می‌شود از چشمانی که با دل قرابتی نزدیک دارند.
به قول باباطاهر:
«ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند، دل کند یاد…»
حماسه عاشورا را نه گذشتگان دیدند و نه امروزیان، چرا که در جریان آن حماسه همه شهید شدند جز هر آنکس که از اهل‌بیت امام (ع) و همراهان ناتوان از جنگ نظامی شاهد بودند از جمله امام زین‌العابدین (ع) و حضرت زینب (س) خواهر امام حسین (ع) که به حق خواهری کرد و خود نهضتی دیگر بود.
و اما بعد.
اینک پس از گذشت قرن‌ها از واقعه عاشورای حسینی، به هر سالگرد، شور و احساس حسینی،دل مردمان شیعه سراسر جهان را فرا می‌گیرد و رایحه دل‌انگیز آزادیخواهی و ظلم‌ستیزی با دلنوشته‌ها و شعارها، کوچه و خیابان‌ها و کوی و برزن‌ها را پر می‌کند که روز شهادت و چهلمین روز پس از آن امام همام (ع) و یارانش اوج عزاداری و ابراز محبت دوستداران را به نمایش می‌گذارد.
این شور حسینی که محرک آن نیروی فطری عدالت‌طلبی، ظلم‌ستیزی و آزادیخواهی است ریشه در خداباوری دارد که جوششی درونی و مخلصانه است.
لیکن این شور حسینی کجا و آن نور حسینی کجا؟
که اگر پرتویی از آن نور بر دل‌ها می‌تابید، زندگی و حیات ما شیعیان رنگ و بویی حسینی‌تر می‌داشت و باری از گناه بر دوشمان سنگینی نمی‌کرد.
آن قدرت و نیروی معنوی که در آن نور الهی تجلی یافته بود و در فراز مظلومیت و جهاد رؤیت می‌شد و می‌گفت: «و ما رأیت الا جمیلا» هر چند بالاترین احساسات را در نمایش و نماد حق‌طلبی داشت، اما نیروی محرک آن عقلانیت و دین‌باوری بود. نیرویی که از پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) آن یگانه‌های عصر طلایی اسلام در نهاد امام حسین (ع) به قوت و کمال رسیده بود و شمه‌ای از آن در دل یاران پاکباز آن حضرت روزنه‌ای گشوده بود. چنانکه بارها در زیارت وارث خوانده‌ایم: «یا ابا عبدالله، اشهد انک کنت نوراً فی الاصلاب الشامحه و الارحام المطهره» حال آن نور کجاست؟ و این شور چراست؟
ای کاش پیرایه‌های نچسب که حاشیه بر متن شده‌اند کنار زده شوند تا خورشید پنهان از پس ابزارها بیرون آید و بر چهره گناه‌آلود ما بتابد تا از آزادی درون به آزادی برون رسیم و آن شویم که امام بود.
امامی که بندگی را نه فقط با نماز در زیر تیر باران دشمن به رخ ظالمان کشید، بلکه قداست را بیش از پیش به عبودیت داد تا علم تفاخر و تکبر که ابزار شیطان است و وسیله‌ای در دست دنیاخواران فرو افتد و لوای نماز در فراز آید.
امامی که عقیده پاک خداباوری و عدالتخواهی را با جیفه‌های دنیایی به هیچ روی عوض نکرد و لذتی بالاتر از راستی و درستی را از زندگی انتظار نداشت.
امامی که هر چند بر عقیده خود تا انتهای شهادت پایبند بود، اما یاران را پیام داد که جنگ فردا را لزومی برای همه نمی‌بیند، هر کس می‌خواهد برود از تاریکی شب سود برد تا در معذوریت حجب و حیا قرار نگیرد.
امامی که بند کل تعلقات خود را از دنیا برید و حتی فرزند شیرخواره را هم به مصاف با دشمن آورد تا حجتی برای ستمگران باقی نگذارد و چنگ زد به ریسمان الهی.
راستی آن نور کجاست؟
ای کاش این شور را وسیله‌ای برای کسب آن نور کنیم که بارها خوانده و شنیده و نوشته‌ایم. «ان الحسین، مصباح الهدی و سفینه النجاه»
چراغ هدایت حسینی مدام روشن است. خواه در تاسوعا و عاشورا باشیم، خواه در اربعین و دیگر ایام. کافی است از آن شعله چراغ دل برافروزیم، حسینی بیاندیشیم و حسینی رفتار کنیم. همین
والسلام

  • سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۴
  • PDF

Comments are closed.