• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ آذر ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
ویترین امنیت کشور
آدمی با سخن گفتن و اندیشیدن از سایر موجودات متمایز می شود از این رو بیان و اندیشه به انسان اعتبار می بخشد و آبرو و معیار ارزیابی هر فردی به حساب می آید. از این رو احترام قایل شدن برای اندیشه و بیان و بسترسازی برای روایی و روانی آن کار ارجمندی است که تنها از انسان های فرهیخته برمی آید؛ به همین دلیل ما زمانی که شخصی مشغول سخن گفتن است سخن نمی گوییم و اجازه می دهیم که او حرفش را تمام کند. انسانها از زمانی که منطق را در سخن گفتن به کار گرفتند، از منازعات بی ارزش و جنگ های بی ثمر کاستند و اساساً رواج گفتگو از نشانه های تمدن است و جوامع پیشرفته برای گفتگو ارج و اعتبار قائل هستند.
بر این اساس هر گونه تلاشی که در جهت کمرنگ کردن و ناروایی اندیشه و سخن صورت گیرد، به منزله ی کم کردن فاصله ی انسان از حیوان است.
انسان از طریق اندیشیدن و گفتگو به ارتقاء سطح روابط اجتماعی و مفاهمه و رفع شبهات، بهبود تسهیلات زندگی و کشف و خلق ابزارهای مناسب برای رفاه روزافزون کمک می کند؛ لذا انسانها هر چه از حالت توحش و بدویت فاصله می گیرند، به غنای گفتگو و اندیشه می افزایند و تلاش می کنند که به زبان و بیان و اندیشه اعتبار ببخشند. تنها مرزی که می توان برای آزادی اندیشه و بیان قائل شد، پرهیز از فضایی است که فلسفه ی وجودی آزادی بیان را که اعتلای جایگاه انسانی است زیر سئوال می برد.
طبیعی است که تعریف چنین مرزی در نظام های اجتماعی گوناگون به میثاق هایی باز می گردد که تبلور گونه ای قرارداد اجتماعی تحت لوای قانون اساسی است. هرچند با وجود چنین میثاق ها و قوانین و قراردادهای اجتماعی معتبر باز هم مشاهده می شود که برخی از طیف های اجتماعی سود و سودای خود را در انسداد مسیرهای گفتگو جستجو می کنند و هیچگونه هم افزایی را در سایه ی تعاملات فکری برنمی تابند. چنین پدیده ای از نشانه های رویکرد به تداوم زندگی در فضای بدوی است که ساز و کاری قبیله محور دارد، با این تفاوت که مبنای شکل گیری چنین قبیله ای در زمانه ی ما، پیوند خونی و خویشاوندی سببی و نسبی نیست، بلکه افراد یا گروه هایی با محوریت منافع مشترک، سیاست حاکمیت فضای تک صدایی را دنبال می کنند که سود و سودای مردم و منافع ملی در آن نقشی ندارد. این ویژگی ریشه در انحصارطلبی دارد که معمولاً با تابو کردن فرمول های کلیشه ای، تخطئه طرف مقابل را با جدیت دنبال می کند. ناگفته پیداست که نیاز به گفتگو پیش از برگزاری انتخابات، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود چرا که هم نظام و هم مردم از گفتگو برای گرم کردن تنور انتخابات سود می برند و به هیجان و شور آن می افزایند. گسترش دامنه گفتگو پیش از انتخابات در سطوح گوناگون دنبال می شود، از محافل سیاسی گرفته تا تشکیلات اجرایی، کانون های فرهنگی و فضاهای اداری و نهادهای اجتماعی چرا که انتخابات خصوصاً انتخابات مجلس می تواند گونه ای خانه تکانی تلقی شود که مردم در جریان آن به تغییر و یا تثبیت مؤلفه هایی می پردازند که به زعم خودشان وجودی بی ثمر و یا ثمربخش داشته اند.
در گذشته های دور که انتخاباتی در کار نبود مدعیان قدرت آنقدر بر سر و کله ی هم می کوبیدند تا بالاخره گروهی بر گروه دیگر غلبه می کرد و زر و زور تعیین کننده افرادی بود که در دایره فرمانروایی قرار می گرفتند، کسانی که هنوز با گفتگو آشتی نکرده اند، در همان حال و هوای گذشته تنفس می کنند و تصورشان این است که کماکان باید از ابزار سال های دور از گفتگو برای تعیین تکلیف مردم بهره برد که البته خوشبختانه در جامعه ما طرفداران زیادی ندارد و انشاءالله در حال منسوخ شدن است و ما نیز در اینجا بیشتر داریم تاریخ را ورق می زنیم و بر تماشاگه عبرت نشسته ایم!
به هر تقدیر، توفیق متولیان برگزاری انتخابات از منظر افکار عمومی در گرو این است که آنها تا چه اندازه برای نظم و نسق بخشیدن به فعالیت های انتخاباتی مصمم باشند و بتوانند شرایطی مساوی را برای تبلیغات کسانی که نامزد شده اند فراهم نمایند. زیرا یکی از نشانه های مردمی بودن و عادلانه بودن انتخابات برخورداری نامزدهای گوناگون از امکانات مساوی تبلیغاتی است.
از جمله پدیده هایی که محصول گونه ای آشفتگی به حساب می آیند و در آستانه انتخابات ظهور و بروزی محسوس تر دارند، گروه های خودسر هستند. در فرهنگ سیاسی، گروه های خودسر به دستجاتی اطلاق می شود که هیچ حزب و نهاد و تشکل سیاسی حاضر به پذیرش مسئولیت اعمال و رفتار آنها نیست و چنین گروه هایی ابزاری غیرقانونی تلقی می شوند که بهره گیری از آنها به منظور دستیابی به هدفی صورت می گیرد که تحقق آن از مجاری قانونی و متعارف و پذیرفته شده امکان پذیر نیست.
اصولاً با توجه به اینکه گروه های خودسر فاقد شناسنامه هستند، ظاهراً، انتساب آنها به طیفی خاص دشوار به نظر می رسد هر چند بازار گمانه زنی ها به دنبال ایجاد بی نظمی در همایش های انتخاباتی گرم می شود و هر گروهی تلاش می کند، گروه سرمنشاء آشفتگی ها را در طیف رقیب جستجو کند.
نباید از نظر دور داشت که برخی از طیف های سیاسی با توجه به مطرود بودن گروه های خودسر در میان افکار عمومی بدشان نمی آید که به گونه ای در تیررس نگاه خشم آلود آنها قرار گیرند و از این رهگذر به وجاهت خود بیفزایند. مثل برخی از نویسندگان و کارگردان ها که پیش از انتشار کتاب یا اکران شدن فیلم خود با انتشار خبر سانسور بخشی از اثر تولید گردیده یا منتشر شده، به دنبال استفاده تبلیغاتی هستند تا به تعداد خوانندگان و تماشاگران خود بیافزایند!! مثلی معروف است که می گوید : انشاءالله شری راه بیفتد که خیرم در آن باشد!
به هر تقدیر از آنجایی که جولان گروه های خودسر به زعم افکار عمومی، نافی اقتدار دولت و موجب ایجاد شائبه در توفیق عوامل اجرایی برای ایجاد شرایط برابر تبلیغاتی است، اخیراً وزیر کشور و برخی از مسئولین اجرایی در استان های مختلف پیرامون جدیت دولت اعتدال برای سامان بخشی به این موضوع اظهارنظرهایی داشته اند، هر چند بعید به نظر می رسد که تا نهایی شدن فهرست نامزدها و عبور آنها از فیلترهای قانونی و تأیید نهایی بتوان در این خصوص شاهد اقدامی درخور اعتنا بود، چرا که برخی از گروه های خودسر از مارک ها و برچسب هایی برای توجیه رفتار خود بهره می برند که پس از عبور نامزدها از فیلترهای گوناگون قابل استفاده نیست!
عملکرد گروه های خودسر را از یک منظر دیگر هم می توان مورد بررسی قرار داد که قابل تأمل است و آن اینکه چنین گروه هایی وابسته به طیف های به رسمیت شناخته نشده ای باشند که از همگرایی خود به عنوان اهرم فشار به منظور ایجاد تغییر در معادلات سیاسی بهره می برند و رویکرد آنها ریشه در این اعتقاد دارد که دولت و نظام فاقد انگیزه لازم برای پاسخگویی به مطالبات خارج از چارچوب آنهاست و شاید بتوان گفت اختلاف نظری که بین مؤلفه های قانونی گوناگون در خصوص نحوه برخورد با این گروه ها وجود دارد بیانگر این واقعیت است که آنها هنوز به تعریفی مشترک از مصداق خودسری نرسیده اند. جالب اینجاست که گاهی طیف های گوناگون سیاسی بهره گیری از چنین گروه هایی را از سوی رقبای خود منتفی نمی دانند.
به نظر می رسد که تنها یک راه برای ردیابی چنین گروه هایی وجود داشته باشد و آن این است که باید دید پس از محرز شدن انجام رفتاری غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی از سوی یک گروه فاقد شناسنامه، چه طیف هایی از آنها حمایت می کنند و به دنبال توجیه رفتارشان هستند. در پایان باید گفت آنچه در این میان حائز اهمیت است این که کاری کنیم که بچه های ما در کتاب های تاریخ مثلاً ۱۰۰ سال آینده وقتی به فصل نحوه برگزاری انتخابات در زمانه ما می رسند، گروه های خودسر را به عنوان پدیده ای که امنیت انتخابات را به چالش می کشیدند تلقی نکنند باید اذعان داشت که امنیت در انتخابات، ویترین امنیت در کشور است، زیرا تمامی برنامه ریزی ها، رایزنی ها، مصوبات قانونی و تصمیمات بزرگ در هر کشوری پس از انتخابات آغاز می شود و از آنجایی که جنس رفتار سیاسی هر کسی را باید در جنس و کم و کیف انتخابش جستجو کرد لذا هیچ کس نباید خوشحال باشد که در شرایطی نامتوازن و ناامن پا به عرصه رقابت گذاشته است و اگر چنین شود باید تبعات ناشی از چنین رقابت و نهایتاً انتخابی که تغییر اجتناب ناپذیر تعریف بسیاری از مؤلفه ها نظیر ملت، صندوق، مجلس و آزادی است را بپذیریم! در پایان باید گفت: امنیت در انتخابات به معنای وجود زمینه های مساعد برای اجرای مو به موی مراحل گوناگون انتخابات بر اساس قوانین مصوب و مصرح در میثاق ملی است.

Comments are closed.