• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۷ آذر

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
وقف آیندگان باشیم
وقف از جمله دغدغه‌هایی است که به دنبال یک بلوغ معنوی که رسیدن به آن مستلزم سلوک درونی و تجارب ارزشمند و عبرت‌آموز است، موضوعیت پیدا می‌کند و تقدس می‌یابد. در واقع می‌توان گفت وقف اگر چه بروز و نمودی عینی و قابل مشاهده دارد اما از درون‌های پاک سرچشمه می‌گیرد. اینکه انسانی محصول یک عمر و تلاش و فعالیت اقتصادی خود را به همنوعان خود اختصاص دهد جز با معیارهای معنوی قابل ارزیابی نیست، زیرا با این فرض که کسی در این دنیا نیکی او را جبران کند دست به چنین کاری نمی‌زند که اگر چنین باشد گونه‌ای خسران ابدی است. البته تقدیرها و تشکرهای زبانی و جاودانگی یاد انسان‌های نیکوکار در دل اکنونیان و آیندگان امری طبیعی است که به حکم پاسخگویی به محبت صورت می‌گیرد و جواب شرط تلقی نمی‌شود. وقف هیچ مرزی ندارد و نمی‌توان آن را با هیچ ترازو، خط‌کش، شاقول و معیاری اندازه گرفت. عابر پیاده‌ای که با دیدن سنگ و خار یا مانعی در مسیر حرکت مردم وقت خود را به جمع‌آوری آن اختصاص می‌دهد نیز نامش در فهرست واقفان به ثبت می‌رسد، پزشکی که به جای باز کردن بخیه بیماری که پول ندارد، بی‌هیچ چشمداشتی بیماران نیازمند را درمان می‌کند و تنها خدا را طرف معامله با خود می‌داند نیز واقف محسوب می‌شود. زنده‌یادها نمازی و خلیلی و پوستچی و بسیار واقفان دیگر که سالهاست از این دنیا رخت بر بسته‌اند و نامشان زینت‌بخش سردر بیمارستان‌های بزرگ شیراز است هم واقف هستند و هر بیماری که وارد این بیمارستان‌ها می‌شود و با رضایت و احساس تندرستی از آنجا خارج می‌شود معادل قرائت هزاران فاتحه بهره‌ی معنوی نصیب آنها می‌گردد.
هیچ نعمت و مائده‌ی مادی و معنوی نیست که قابل وقف نباشد، از دانش و معرفت و اخلاق گرفته تا پول و املاک و وقت و نیروی کار و حتی زبان خیر. وقتی شما زبان خود را به خیر و صلاح می‌چرخانید و قلبی آزرده را تسلی می‌دهید یا قهر را به آشتی تبدیل می‌کنید در واقع نعمت خدادادی زبان را وقف دیگران کرده‌اید. زمانی که احساس می‌کنید نه پولی دارید و نه ملک و املاکی و نه دانشی اما می‌توانید با یک نگاه محبت‌آمیز شادی را برای دیگران به ارمغان آورید، می‌توانید باز هم واقف هستید.
وقف از جمله کارهای ارزشمندی انسانی است که رد و اثر آن را می‌توان در سراسر جهان در تمامی ادیان و مذاهب دنبال کرد. چه بسیار هنرمندان و ورزشکاران و کسبه و دانشورانی که در زمان بازنشستگی و از کارافتادگی و دوری از شهرت و رسانه‌ها و حتی در بستر مرگ احساس می‌کنند تنها کاری که از دست آنها برمی‌آید وقف است. ممکن است کسی از بازی ما خوشش نیاید و ما را هنرمند بزرگی نداند و به عنوان پزشکی حاذق نشناسد، اما هیچ کس نیست که در برابر نیکی ما به دیگران زبان به تحسین نگشاید.
برخی از کسانی که جز حسن شهرت و محبوبیت در میان مردم و طرفدارانشان چیزی ندارند که آن را وقف کنند اما از حسن اعتماد مردم نسبت به خود استفاده کرده و آنها را به نیکی و وقف تشویق و ترغیب می‌کنند و به این وسیله تنها داشته‌ی خود که محبوبیت و شهرت است را سرمایه‌ی شرکت در یک کار خیر قرار می‌دهند.
زمانی که آموزش و پرورش و بهداشت در جامعه‌ی ما نهادینه نشده بود کسانی که با احداث مدارس گوناگون و بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و هنرستان‌ها و لوله‌کشی آب بهداشتی یک تنه در برابر غول مرگ و نادانی ایستادند به اندازه‌ی هزاران لشکر کارایی خود را برای تقدیم کردن دانش و سلامتی و امنیت جسمی و روانی نشان دادند.
وقتی به کنه تمامی رفتارهای خوب و اثرگذار و ماندگار و سازنده و تعالی‌بخش می‌اندیشیم به وجود رابطه‌ای ظریف بین آن رفتارها و وقف پی می‌بریم و درمی‌یابیم که پیامبران، مصلحان و دانشمندان که با شکیبایی و استقامت عمر خود را صرف بهبودی زندگی انسان‌ها کرده‌اند در ردیف بزرگترین واقفان روزگار خود بوده و هستند.
آنچه ما را برمی‌انگیزاند تا به وقف روی خوش نشان دهیم و بنی آدم را اعضای یک پیکر بدانیم، درک والا و شکوهمندی از زندگی و هستی است و بارزترین نشانه‌ی ایمان تلقی می‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید به درجه‌ی نیکوکاری نمی‌رسد مگر کسی که ببخشد و انفاق کند چیزی را که دوست می‌دارد.
اگر کارنامه‌ی زندگی ما را در یک مقطع زمانی خاص به دستمان بدهند و در آن کارنامه مشخص باشد که مثلاً در کدام بیمارستان اوقافی به دنیا آمده‌ایم، در کدام مدرسه وقفی درس خوانده‌ایم، در کدام ورزشگاه، بوستان، گرمابه، آب انبار، دانشگاه و … که وقفی بوده‌اند روزگار گذرانده‌ایم تا به این پایه رسیده‌ایم آنگاه درک واقع‌بینانه‌تری از وقف خواهیم داشت و به این باور خواهیم رسید که ما تا زمانی که وقف یکدیگر هستیم زندگی خوبی خواهیم داشت، آنچنان که گذشتگان خود را وقف ما کردند ما نیز باید وقف آیندگان باشیم.

Comments are closed.