• print
یادداشت “محمد عسلی” ۲۳ آذر ۹۴

یادداشت
محمد عسلی
وقف، میراث ماندگار
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس تو پیش فرست
این شعر را که سعدی در قرن هفتم سروده است در سردر یتیم‌خانه‌ای دیدم و نام هیچ واقفی در آنجا نبود. وقتی کار برای رضای خدا باشد و در جهت کمک به خلق خدا نام و نشان جایگاهی ندارد.
و اما بعد:
هفته وقف بهانه‌ای شد تا در جهت نیکی و نیکوکاری و پاسداشت عمل واقفین قلم زنیم.
وقف، یک باور اسلامی است که فقیر و غنی نمی‌شناسد اگر در کوه‌های اطراف استهبان از میانه دره‌ای عبور کنیم که انبوه درختان سر به فلک کشیده چنار و صنوبر بر چشم آفتاب سایه انداخته‌اند درختانی ردیف در ردیف پلاک با شماره وقف روی آنها نصب شده است. از آنجا احساس و باور کارگران فقیری را درک می‌کنیم که هر آنچه را داشته‌اند وقف امام حسین (ع) و یا وقف عام کرده‌اند.
در استهبان بعضی از باغداران انجیر هم میوه تعدادی از درختانشان را وقف کرده‌اند. این باور مرز نمی‌شناسد.
کتابخانه، اتومبیل و حتی عصای دست را هم می‌توان وقف کرد، بدان امید که نیازمندی را برای مدتی هر چند کوتاه کمک کند.
اهمیت نگهداری از اموال وقفی در فرهنگ و عرف مسلمانان و به ویژه ما ایرانیان به قدری است که دست درازی و سوء استفاده از آن عملی زشت و ناپسند و در حکم ورود به مال حرام است.
حافظ برای تفهیم اهمیت این موضوع بیت معروف زیر را سروده است:
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
متأسفانه مدتی است عده‌ای سودجو هکتارها زمین و باغ‌ وقفی را تصرف نموده‌اند و در پی آنند عدم وقفیت آن را به اثبات رسانند. این عمل ناپسند اهمیت و صیانت اموال و املاک وقفی را در افکار عمومی زیر سؤال برده و بیم آن می‌رود کسانی که مایلند اموال و یا املاک خود را وقف کنند نگران آن باشند که مورد تعدی و سوء استفاده قرار گیرد هر چند در طول قرن‌ها دست درازی به اموال وقفی بسیار نکوهیده و واقفین مورد احترام و حرمت بوده‌اند.
مسلماً یکی از روش‌ها و سنت‌های وقف بزرگداشت واقفین بزرگ و ذکر خیر آنان در محافل و مجالس مذهبی و مراسم ختم مردگان است که متأسفانه ما به آن کمتر پرداخته‌ایم.
انتشار وقفنامه‌ها و بیان اهداف واقفین و ورود به زندگانی آنان از طریق رسانه‌های جمعی اذهان عمومی را به منظور ورود به این کار خداپسندانه آماده‌تر می‌کند و مردم را به این مهم بیشتر آگاهی می‌دهد.
حفظ بناهای اوقافی که بعضاً جزو آثار ملی و میراث فرهنگی هم هستند دیگر وظیفه‌ای است که اداره کل اوقاف و سازمان میراث فرهنگی می‌باید عهده‌دار آن باشند.
خوشبختانه از دیرباز تاکنون استان فارس و به ویژه شهر مذهبی و انسان‌‌دوست‌پرور شیراز از نعمت واقفین بزرگی چون حاجی قوام، نمازی، خلیلی، پوستچی و امثالهم برخوردار بوده است.
وقتی وصیت‌نامه مرحوم محمد نمازی را مطالعه می‌کردم به این مطلب مهم برخورد کردم که نوشته بود: «از محل سهم کارخانه قند مرودشت درصدی برای اسکان و پذیرایی همراهان بیمار روستایی و یا شهرستانی که برای مداوا به بیمارستان نمازی شیراز می‌آیند هزینه شود…»
اگر به اهداف خداپسندانه این مرد بزرگ دقت شود، روح انسانی وی را بیشتر درک خواهیم کرد؛ هرچند خداوند بخشنده و مهربان است، اما گاه می‌شود که در جدال‌های سیاسی، نیکی‌ها و نیکوکاری‌ها فراموش می‌شوند. هر چند عمل صالح همانند مرواریدی است که در دل دریا حفظ می‌شود و طوفان‌های سرکش نمی‌توانند بدان آسیب زنند.
تغییر نام آثار واقفین به هر دلیل امری خداپسندانه نیست. زیرا به قول شاعر معاصر حمید مصدق:
«می‌توان از میان فاصله‌ها را برداشت
می‌توان بر دل این مزرعه خشک و تهی بذری کاشت
می‌توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله‌هاست…»

Comments are closed.