• print
یادداشت “محمد عسلی” ۵ دی ۹۴

یادداشت
محمد عسلی
بیمه‌های اجتماعی یا اشتباهی
آقای رئیس! من می‌خواهم بیمه شوم، مهم نیست چقدر حقوق می‌گیرم، مهم این است که بیمه شوم. این تقاضای همه کسانی است که در به در به دنبال کارند و اگر کاری پیدا کردند از همان ابتدا می‌خواهند بیمه شوند.
و اما پاسخ رؤسا و کارفرمایان: ما نمی‌توانیم از همان ابتدا شما را بیمه کنیم؛ چون نمی‌دانیم تا چه میزان برای ما کارآیی دارید، بعد از چند ماه یا چند سال اگر خدمات شما مقبول افتاد شما را بیمه می‌کنیم…
و اما ماده ۱۴۸ قانون کار اشعار می‌دارد: «کارفرمایان کارگاه‌های مشمول این قانون مکلف هستند بر اساس قانون تأمین اجتماعی، نسبت به بیمه نمودن کارگران واحد خود اقدام نمایند.»
گزارشگران و بازرسان بیمه اعلام می‌کنند: «حتی اگر افرادی به صورت ساعتی و برای مدت معین و موقت به کار گرفته می‌شوند باید بیمه شوند…»
و اما بعد.
دفترچه بیمه در دست پشت در مطب دکتر متخصص برای درمان و تشخیص بیماری روانه می‌شوی و دلخوش از اینکه بیمه هستی. اما با کمال تعجب روی تابلو نصب شده به دیوار با خط خوش و واضح و درشت می‌خوانی دکتر بیمه نیست و یا اینکه فقط بیمه فلان و بهمان قبول است.
در مورد بیمه‌های تکمیلی و به اصطلاح طلایی وضع از این هم بدتر است. هفت‌خوان رستم را باید طی کنی تا با ارائه اسناد و مدارکی چند و رفت و آمدهای زیاد مجوز سقف محدودی را برای بیمارستان اخذ کنی و بقیه ماجرا که نهایتاً رقم بالایی را از جیب مبارک می‌پردازی.
سؤال:
آیا سازمان تأمین اجتماعی و بیمه‌ها راه اشتباهی را طی می‌کنند یا بیمه‌شدگان توقعات اشتباهی را دنبال می‌کنند؟
آیا مبالغ دریافتی از بیمه‌شدگان و کارفرمایان و کمک‌های دولتی کافی نیست؟
آیا غرض از تأسیس سازمان بیمه‌های اجتماعی کمک به کارمندان و کارگران است یا عذاب الیم و جنگ اعصاب؟
آیا نحوه پرداخت هزینه‌های بیمه به پزشکان و بیمارستان‌ها دچار تأخیر و ایراد است که آنها معمولاً یا زیر بار بیمه نمی‌روند و یا با اکراه و ایراد آن را می‌پذیرند؟
آیا بیمه یک امتیاز است یا دردسر و اگر امتیاز است که هست چرا تا به این حد مورد اما و اگر و ایراد است؟
به راستی چه عواملی موجب شده مشکلات مالی و تشکیلاتی بیمه‌ها به جای دلخوشی به دلخوری و نارضایتی تبدیل شود؟
متأسفانه مسأله بیماران تصادفی ناشی از بیمه شخص ثالث به یک معضل بزرگتر تبدیل شده به گونه‌ای که شرکت‌های بیمه زیر بار هزینه‌های بیمارستانی نمی‌روند و به سادگی تن به پرداخت و قبول هزینه نمی‌دهند.
نتیجه آنکه چند اتفاق می‌تواند وضعیت را تغییر دهد.
یکم: فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی بهداشتی و درمانی بموقع از طریق رسانه‌های گروهی و جمعی به مردم، تا با مراقبت‌های ویژه، بتوان از بروز بیماری‌ها جلوگیری کرد و نیاز به دکتر و بیمارستان فقط در شرایط ضروری و اورژانسی باشد که اگر چنین شود هزینه‌های پرداختی بیمه کاهش می‌یابد و موجب ارتقای کیفیت خدمات‌دهی می‌گردد.
دو دیگر آنکه عوامل بیماری‌زا مورد نظارت و کنترل قرار گیرند تا هوای آلوده، تغذیه نامناسب و مسایل بیماری‌زای دیگری که ناشی از زندگی شهرنشینی است کاهش یابند.
تدبیری باید تا میزان تصادفات و مرگ و میر و جراحت‌های ناشی از آن به حداقل نرم معمول برسند تا بار هزینه‌های مداوا و بهبودی کاهش یابد و مسایل دیگر که جای بحث فراوان دارد.

Comments are closed.