سرمقاله
محمد عسلی
جایی که عقاب پر بریزد…
وقتی در ایران انقلاب اسلامی پیروز شد، اولین کشوری که انقلاب ایران را به رسمیت شناخت آمریکا بود؛ چون تصور نمیکرد علیرغم افراد نفوذی مانند بنیصدر، قطبزاده و امثالهم که از همان ابتدای پیروزی انقلاب سمتهای کلیدی را صاحب شدند موقعیت و منافعش در ایران دستخوش تغییر و نهایتاً با رسوایی سفیر و کارکنان جاسوسخانهاش از تهران اخراج شوند.
آمریکا پس از آن در طول بیش از ۳۵ سال تلاش کرد رژیم انقلابی ایران را تغییر دهد و برای رسیدن به این هدف بزرگ از هیچ کوشش و سرمایهگذاری دریغ نکرد.
تحریم، تهدید، تطمیع گروهکها و مخالفان داخلی و خارجی، حمله نظامی، ایرانهراسی، اسلامهراسی، برچسبهای تروریستی، ترور شخصیتها و رجال سیاسی و دینی ذینفوذ، انزوای سیاسی، اتهام ساخت جنگافزار اتمی و نهایتاً جنگ نرم و تبلیغاتی بر علیه ایران هیچکدام نتوانست ملت و رهبر و دولت ایران را از پای در آورد.
اینک با دعوت به مذاکرهای که به بهانه رفع تحریمها در طول دو سال گذشته تاکنون صورت گرفته خواستار روابط دوستانه و رابطه اقتصادی و سیاسی شده است. بدین معنی که هیچیک از گزینههای روی میز و زیر میز و تهدیدها و تحریمها نتوانسته ملت قهرمان ایران را از پای در آورد.
اینک یک رژیم کاملاً وابسته سیاسی، نظامی و اقتصادی به آمریکا و غرب به نام سعودی در عربستان که نتوانسته با آن همه جنگافزارهای پیشرفته و گران از پس حوثیهای یمن برآید و یا در سوریه جنگ نیابتی بر علیه حزبالله را پیش برد، زبان به یاوهگویی باز کرده و همانند بچهای که از مشاهده یک غول دچار ترس و رعب شده فریاد میزند و همگان را به کمک میطلبد، چون میداند اولین گلوله توپی که در عربستان یا امارات منفجر شود احدی در آنجا نخواهد ماند چون حمله صدام به کویت تجربه تاریخی از این واقعه به جای گذاشت.
آمریکا به علت اشتباه راهبردی رهبر اخوانالمسلمین که بعد از انقلاب مصر توانست با اکثریت آراء به ریاست جمهوری برسد توانست انقلاب مردم مصر را خفه کند و دوباره رژیم نظامی را بر کشور انقلاب زده مصر حاکم نماید. اما به دلیل نفوذ و کمک ایران در سوریه نتوانست رژیم بشار اسد را از پای در آورد هر چند به کمک مالی، نظامی و سیاسی عربستان، امارات و قطر که همه از توان مالی بالایی برخوردار بودند چند سال جنگ خونینی را بر مردم و رژیم سوریه تحمیل کرد.
در عراق هم علیرغم تلاش سعودیها، وهابیها، سلفیها، تکفیریها که همه در مجموعهای به نام داعش گرد آمدند و از حمایتهای نظامی و مالی مستمری برخوردار شدند، عربستان جز شکست نصیبی نداشته است. اسراییل هم که خود را فاتح جنگ با اعراب میداند در برابر حزبالله که مورد حمایت ایران است کاری از دستش برنیامده.
مقابله با انقلاب مردم بحرین به وسیله حمایت نظامی از رژیمی که مورد تنفر اکثریت مردم است نیز در کارنامه سیاه حکام سعودی ثبت است.
حال از آنجا که در مقابله با ایران به قول یکی از شاعران نکتهسنج:
«جایی که عقاب پر بریزد
از پشه لاغری چه خیزد»
سعودیها در برابر آمریکا جز پشهای بیش نیستند؟ وقتی آمریکا جرأت حمله به ایران را در سر نپروراند هر چند گزینه را مدام زیر میز گذاشت، سعودیها چه میتوانند بکنند جز آ نکه گور خودشان را بکنند و به سرنوشت صدام گرفتار شوند.
باید به این یاوهگویان گفت:
«ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری»
همان بهتر که شکمهای برآمده از پرخوریها، زنبارگی را استمرار بخشند و در رستورانهای گرانقیمت اروپا به عیش و نوش پردازند چرا که به قول سعدی خودمان:
«اسب لاغرمیان به کار آید
روز میدان نه گاو پرواری…»
- سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ دی ۹۴