• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ دی ۹۴

سرمقاله
محمد عسلی
رد صلاحیت‌ها و مجلس آینده
عدم احراز یا رد صلاحیت برای کسب نتیجه، چندان فرقی نمی‌کند. مهم این است، آنان که مانده‌اند با کدام توشه و توان علمی و تجربی و صلاحیت اخلاقی و عقیدتی یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های کلیدی را که همان نمایندگی مردم است عهده‌دار می‌شوند؟
کسانی که از قیف شورای نگهبان عبور نکرده‌اند را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد.
یکم، به لحاظ سوابق کاری که پرونده‌ای نه درخور صلاحیت نمایندگی از خود باقی گذاشته‌اند.
دوم، ناتوانی در ارائه خدمات به هر علت که برای هیأت نظارت شورای نگهبان احراز شده باشد.
سوم، سوابق سیاسی که نشان دهنده خط مشی غیرقابل قبول و خلاف مصلحت نمایندگی است.
چهارم، سوابق سوء اخلاقی و رفتاری که می‌تواند مسایل مختلف و عدیده‌ای را شامل شود که ذکر آنها از حوصله این کوتاه نوشتار خارج است.
بی‌شک هم بعضی از افراد پذیرفته نشده و هم بعضاً افراد پذیرفته شده‌ای هستند که واقعاً توان پذیرش این مسئولیت خطیر را ندارند، زیرا اگر از آنان پیرامون شرح وظایف نمایندگی و قوانین موضوعه مربوطه سؤال شود یا اطلاع و آگاهی ندارند و یا اگر دارند بسیار کم است. پس چه بهتر که همانند داوطلبان مجلس خبرگان، قبل از ورود به این سمت از آنان امتحانی گرفته شود و آنان را در آزمون اشراف به مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شرکت دهند.
در چنین شرایطی است که قطعاً بعضی از افراد مطرح و حتی دارندگان پست‌های مدیریتی کلیدی هم مردود خواهند شد و این روش موجب می‌شود، حداقل کسانی که خود را داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی می‌کنند، قبل از ورود مطالعاتی پیرامون هر آنچه باید بدانند داشته باشند. زیرا کمیسیون‌های دائمی مجلس شورای اسلامی که هر کدام در رابطه با وظایف اعضا تعریف شده‌اند می‌باید کسانی را به عضویت بپذیرند که حداقل مطالعاتی در رابطه با وظایف خود در این کمیسیون‌ها داشته باشند.
بدیهی است، مروری بر عملکرد دوره‌های قبلی مجلس، ما را به نقطه قوت‌ها و نقطه ضعف‌های بسیاری آگاه می‌کند.
متأسفانه بر اساس یک رویه سنتی ضعف عملکردی دولت‌ها در رسانه‌های خبری مدام از طرف نمایندگان گوشزد می‌شود، اما تاکنون کمتر به ضعف عملکردی نمایندگان پرداخته شده زیرا وقتی رئیس جمهور قبلی به صورت احساسی و رأی شخصی سازمان برنامه و بودجه کشور را بی‌مهابا منحل می‌کند و از طرف نمایندگان مورد سؤال و استیضاح قرار نمی‌گیرد به صرف اینکه مجلس بیشتر طرفدار جناح دولت است در عواقب سوء عملکرد دولت مجلس هم مقصر است و می‌باید پاسخگو باشد.
مصونیت‌ سیاسی نمایندگان نباید مانع از پاسخگویی آنان در برابر ملت باشد که به نظر می‌رسد هست.
به عنوان مثال چند نفر از نمایندگان مجلس را سراغ داریم که پس از خاتمه دوره نمایندگی در زادگاه یا حوزه انتخابیه مانده باشند و پاسخگوی عملکرد ۴ ساله خود در مجلس باشند؟
تا آنجا که می‌دانیم اکثراً یا در مرکز در سمت‌های مشاوره‌ای و اجرایی مانده‌اند و یا در بخش‌های خصوصی و شرکت‌های با نام و بی‌نام به فعالیت‌های اقتصادی دل‌مشغول شده‌اند و در دمادم انتخابات بعضاً دوباره آفتابی می‌شوند و شعار می‌دهند.
شورای نگهبان علاوه بر احراز صلاحیت‌های قانونی می‌باید در عملکرد خود تجدید نظر کند و مصوباتی برای میزان توانمندی‌ها هم در نظر بگیرد تا مجلس آینده از افراد کارشناس و خبره‌ای برخوردار شود.
هر چند به فرموده امام راحل میزان رأی ملت است، اما این رأی می‌باید سهم افرادی شود که صاحب دانش و تجربه کافی برای ایفای وظایف نمایندگی باشند.
اینجانب با گذشت سی سال تجربه روزنامه‌نگاری و محک زدن نمایندگان، فقط یک نفر را در شیراز سراغ دارم که وقتی در دور اول نامزدی‌اش رأی کافی برای ورود به مجلس کسب نکرد، با صراحت و تواضع گفت: «الحمدلله، خداوند یک مسئولیت عظیم را از دوش من برداشت» و وقتی در دوره بعدی به مجلس راه یافت، پس از مدتی گفت: «در دور بعد شرکت نمی‌کنم. چون احساس می‌کنم کار من نیست…» این تقوا را در چند نفر از نامزدهای انتخاباتی سراغ داریم؟
اگر واقعاً نامزدها پذیرفته نشده و یا پذیرفته‌گانی که رأی لازم را نمی‌آورند به قصد خدمت آمده باشند و آن را وظیفه و تکلیفی برای خود فرض کرده باشند، نباید ناراحت شوند، بلکه بهتر است خوشحال باشند از اینکه از یک مسئولیت خطیر جان سالم به در برده‌اند و بدهکار مردم نشده‌اند. هر چند در صورت تشخیص داشتن صلاحیت‌های لازم، اعتراض و پیگیری علت عدم احراز حق آنان است.
و اما بعد:
کشور ما با گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و عبور از فراز و نشیب‌های بسیار، امروز در حال گذار از مقطعی به مقطع دیگر است.
سیاست خارجی می‌طلبد، کارشناسانه و فعال برخورد کند و اقتصاد بیمار ما را به لحاظ مدیریتی و گذر از تحریم‌ها نجات دهد.
مردم می‌باید بهتر از گذشته و با هوشمندی و حضور اکثریت برای انتخاب برترین‌ها به میدان آیند و ملاک‌های تخصصی و باورمندی و امانتداری را در نظر داشته باشند و نه تحت تأثیر تبلیغات و بزرگنمایی‌ها و یا شعارها رأی دهند.
جوان‌های اهل مطالعه، خانواده‌ها را از شرایط نامزدها آگاه نمایند و اینکه چه کسانی با شجاعت پای انقلاب و منافع ملی می‌ایستند و با تشخیص بموقع راه را از چاه می‌شناسند.
امید که چنین شود
والسلام

Comments are closed.