• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۵ بهمن ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دامنه‌ها و قله‌ها
وقتی یک شخصیت اهل علم و محبوب یا هنرمند واقعی و سیاست‌ورزی نخبه که نقش برجسته‌ای در تحلیل‌ها و گفتمان‌سازی‌ها ایفا می‌کند و مردم او را به عنوان فردی می‌شناسند که درک واقع‌بینانه‌ای از کشور، منطقه و جهان دارد و هنگام سخنوری از این و آن مایه نمی‌گذارد و از روی تجربه و دانش سخن می‌گوید نامزد انتخابات مجلس می‌شود تا از حقوق مردم دفاع کند، چنین شخصیتی هرگز با بحران مخاطب مواجه نمی‌شود و نیازمند این نیست که با صرف هزینه و باند بازی و ر انت و لابی‌گری آدم دور خودش جمع کند و برای مطرح کردن خود دیگران را تخریب نماید. اما کسی که مجوز حضور خود در انتخابات را از طریق حرکت در سمت وزش باد و سوار شدن بر امواج مقطعی به دست آورده و اعتبار خود را از فهرست‌ها می‌گیرد طبیعتاً نیازمند مخاطبانی غیرخودجوش است.
مخاطب خودجوش کسی است که سخنران را از پیش می‌شناسد و با فضایل علمی و اخلاقی و ایده‌های سیاسی او آشناست و برخی از آثار مکتوب او را در کتاب‌ها و رسانه‌ها مطالعه کرده و علاقه‌مند است که با حضور در جلسه‌ی سخنرانی او به دانش و تجربه‌ی خود بیفزاید و به موازات آن از او حمایت کند و اگر سؤالی دارد مطرح نماید.
طبیعی است وقتی یک شخص راه یافته به جمع نامزدهای انتخابات مجلس به اندازه‌ای با وظایف خود ناآشناست که شعارهای بی‌ربط می‌دهد یا تلاش می‌کند با تاراندن طرفداران سایر کاندیداها، همگان را به خود متوجه سازد و با تعارف کردن رأی اندک طرفداران خود به سایر کاندیداها، نظر آنها را برای رسوخ در انواع فهرست‌های انتخاباتی جلب نماید.
تنها تعدادی انگشت‌شمار از نامزدهای راه پیدا کرده به مرحله‌ی رقابت به دلیل برخورداری از وجاهت علمی و محبوبیت اجتماعی نیازی به زد و بندهای حزبی و لیست‌بازی و جمع‌آوری مخاطب و صرف هزینه و تطمیع و اطعام این و آن ندارند.
بنده خدایی می‌گفت شخصی را می‌شناسم که به ۱۹ نامزد انتخاباتی وعده چند صد رأی را در چند روستا داده است. البته برای عده‌ای فصل انتخابات با فصل‌های دیگر تفاوتی ندارد چون این جور آدم‌ها شغل و جایگاه تثبیت شده‌ای در طول سال ندارند، هوا که سرد شد شلغم می‌فروشند، با آمدن بهار چغاله‌بادام، در تابستان یخ‌فروشی می‌کنند و فصل پاییز را نیز با گردوفروشی و ذرت بلال سر می‌کنند و در فصل انتخابات هم رأی می‌فروشند آن هم نه به یک نفر که به نفرات گوناگون و نه با وعده‌ی خشک و خالی که با قسم جلاله.
البته پرواضح است شخصی که با گدایی رأی و جابجا کردن نفوس از روستا به شهر و یا بالعکس فراخور قدرت مالی‌اش چند هزار رأی به آرای خود می‌افزاید و راهی مجلس می‌شود، در مجلس هم حرفی برای گفتن ندارد. آنجا هم برای عضویت در کمیسیون‌ها باید منتظر جای خالی باشد و قادر نخواهد بود در مجادلات چالشی مجلس موج‌آفرینی کند و روی سایر نمایندگان تأثیر بگذارد.
چنین افرادی بیشتر به درد بالا بردن تعداد امضای بیانیه‌هایی می‌خورند که به دنبال برخی موضع‌گیری‌ها، رویدادهای سیاسی و اتفاقات غیرمترقبه، انتظارات احزاب و گروه‌ها را از نمایندگان برای بروز واکنش بالا می‌برد.
در حالی که نماینده باید به اندازه‌ای اهل مطالعه و آگاه و روزآمد باشد که بتوان از روی نطق پیش از دستور او نبض زمان را گرفت و اولویت‌ها را درک کرد!
اگر نماینده‌ای بخواهد از امتیاز نمایندگی برای گرفتن مجوزهای گوناگون تجاری و فرهنگی بهره‌برداری کند و یا پیگیر مسایل و معضلات شخصی افرادی باشد که در جریان انتخابات از او حمایت مالی کرده‌اند، زمانی هم که می‌خواهد پای درخواست تحقیق و تفحص از یک مسئول یا وزیر را برای پاسخگویی به برخی ابهامات امضا کند، ناگزیر می‌شود به سؤالاتی که وزیر در باره خودش مطرح می‌کند پاسخ بگوید و نهایتاً مهر سکوت بر لب بزند!
البته هنوز ۴۰ سال هم از عمر دموکراسی در ایران نگذشته و ما انتظار نداریم که تمامی شاخص‌های مردم‌سالاری رعایت شود و آثاری که از گذشته‌ها بر جا مانده محو گردد، چنین چشمداشتی دور از انصاف است و تا زمانی که شاهد وجود رسوبات مناسبات غیرموجه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خصوصاً اقتصادی هستیم، نشانه‌های آن را در تمامی مؤلفه‌های دخیل در گردش امور کشور خواهیم دید.
متأسفانه هنوز بر سر برخی از مفاهیم و اصول راهبردی برای رواج گفتمان‌های مختلف تعریف واحدی وجود ندارد و ساز و کارهای بهره‌گیری از خرد جمعی در برخی از محافل شناخته شده نیست.
چند شب پیش آقای علی دایی چهره‌ی فوتبالی کشور نسل جوان کنونی را با بیان خاطره‌ای از سال ۶۶ که به دلیل پوشیدن شلوار جین و کاپشن نتوانسته بود به دانشگاه صنعتی شریف راه پیدا کند به خنده واداشت و البته شکر و سپاس که آن محنت بی حد و شمار آخر شد و روزگار بهتر شده است و به تناسب رشد افکار عمومی انجام کارهای محیرالعقولی حداقل با این‌گونه دستاویزهای عهد بوقی دیگر امکان‌پذیر نیست.
البته بر آمده‌گان از چنین معیارها و مناسباتی ممکن است هنوز هم در لایه‌های اجتماعی جا خوش کرده و به جاهایی هم رسیده باشند. حال این که هزینه بالا آمدن چنین اشخاصی حذف و پایمال شدن حق چه کسانی بوده بماند!
به هر تقدیر وقتی سخن از انتخابات به میان می‌آید مرزهای گذشته و حال و آینده در هم می‌آمیزد، آنچنان که آیندگان بیش از ما از این روزگار خواهند گفت بدان امید که روز به روز شاهد رشد فرهنگی و ارتقای ظرفیت‌های کشور برای شکوفایی در عرصه‌های گوناگون باشیم و دائماً خودمان را پشت سر بگذاریم و تنها به قله‌ها بیاندیشیم و در دامنه‌ها نمانیم.

Comments are closed.