سرمقاله
محمد عسلی
کاندیداها بخوانند
راهیابی به مجلس چندان هم مشکل نیست. تبلیغات، ارتباطات، تعاملات و شعارهای دلچسب و گندهگویی، بعضی وقتها در دورههای گذشته هم جواب داده است.
اما حاصلی برای مردم نداشته است. هر چند بعضی آدمهای کوچک یک شبه بزرگ شدهاند و در طول دوره نمایندگی کارهای کوچکی در حوزه انتخابیه کردهاند.
بعضیها هم واقعاً از جان و دل مایه گذاشته در سنگر مجلس همانند سنگر جنگ تحمیلی هم آفند داشتهاند، هم پدافند.
مهم این است که نامزدهای انتخاباتی با چه اهدافی راهی مجلس میشوند و از چه وسیلهای برای ترغیب و تشویق مردم استفاده میکنند تا رأی آنها را نصیب خود نمایند.
شورای نگهبان بر اساس وظایفی که قانون به عهدهاش گذاشته ملزم به تشخیص یا عدم تشخیص صلاحیت افراد است.
سؤال این است؛ کدام صلاحیت؟
آیا صرف تشخیص صلاحیت سیاسی، اخلاقی و دینی هر فرد میتوان او را شایسته نامزدی دانست؟
پس هوشمندی، توانایی کاری، شم سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، مقبولیت اجتماعی، سوابق شغلی، تجربه کاری متناسب با موضوعاتی که در مجلس مطرح میشوند را چه کسانی و با کدام فرصت میتوانند تشخیص دهند.
بعضی از کسانی که تأیید شدهاند، اصالتاً این کاره نیستند؛ و بعضی از کسانی هم که تأیید نشدهاند، اگر این کاره هستند، مشکلات دیگری دارند که ذکر آنها از حوصله این نوشتار خارج است.
آیتالله حائری در سخنرانیهای خود، چندین بار به این موضوع پرداختهاند که ما نیازمند یک مجلس کارشناسی هستیم که در آن افراد خبره و متخصص از مشاغل و صنوف مختلف در آن حضور داشته باشند و آن افراد هم از دیگر افراد سر باشند.
چیزی شبیه مجلس شورای اسلامی در صدر مشروطیت که سهمبندی بود و برای متخصصین و صنوف مختلف سهمیهای لحاظ کرده بودند.
آیا نمیتوان حداقل نصف تعداد نمایندگان فعلی را به سهمیه صنوف و متخصصین اختصاص داد و ملاکهای دیگری به ضوابط و شرایط احراز صلاحیت افزود؟
و اما بعد.
اگر اهل انصاف و حقشناسی باشیم، اولی است کسانی که قبای مجلس را بر تن خود گشاد میبینند، عطایش را به لقایش ببخشند و خود را به مردم بدهکار نکنند.
بگذاریم افراد صالح و شایسته وارد مجلس شوند و این مسئولیت سنگین را بر دوش آنها گذاریم. اختیار بدهیم و مسئولیت بخواهیم.
ممکن است خوانندگانی بگویند، قانون به افراد واجد شرایط اجازه داده خود را نامزد انتخابات کنند، نگارنده هم بر همین قانون باور دارد، اما شرایط نسبی است، آنکس که به طور نسبی از دیگری قویتر است باید به صورت شفاف معرفی شود تا مردم به او رأی بدهند.
مجلس در انحصار هیچ گروه، دسته، جمعیت، حزب یا جناحی نیست. بلکه به فرموده امام راحل مجلس در رأس امور است. رأس امور یعنی مردم، مردمی که انقلاب کردهاند و خود را به اسلام، کشور و انقلاب مؤمن و باورمند میدانند.
اگر مجلسی مولود حضور اکثریتی داشته باشیم که با هوشمندی انتخاب شده باشند، کشور در امنیت و حصانت باقی میماند و امید مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی ناامید میگردد.
اینک با پشت سر گذاشتن تجارب ذیقیمت یک دوران ۳۷ ساله مردم ما بیش از گذشته دارای شم سیاسی و دانش، آگاهی و شناخت برای انتخاب اصلح هستند. کافی است مطبوعات و دیگر رسانهها به وظایف خود عمل کنند و در شفافسازی شخصیتها و نامزدها آگاهانه عمل نمایند.
امید که چنین شود
- دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ بهمن ۹۴