سرمقاله
محمد عسلی
اصولگرا یا اصلاحطلب؟
مجلس از دیدگاه اقشار و آحاد مردم مفهوم متفاوتی را متبادر به ذهن میکند هر چند قانون اساسی و آییننامهها وظایف و اختیارات مجلس شورای اسلامی را به روشنی مصوب و در اختیار ملت قرار دادهاند.
اگر در میان مردم زندگی و رفت و آمد داشته باشیم و حرف و حدیثهای متفاوت را تجربه و تحلیل کنیم آخرالامر به یک نتیجه میرسیم و آن اینکه هر کس مجلس را با خواستهها و نیازهای خود معنی میکند. مثلاً کارگری که با حداقل حقوق و دستمزد برای خرید نیازمندیهای روزانه به مراکز فروش و عرضه محصولات غذایی مراجعه میکند عکسالعملش در برابر گران شدن گوشت، نان، شیر و لبنیات و امثالهم، با عکسالعمل یک دکتر، مهندس، بازاری، معلم و… تفاوت دارد زیرا هر یک از آنها عملکرد نمایندگان را در رابطه با خواستهها و مشکلات خود ارزیابی میکنند.
وقتی سود بانکی افزایش یا کاهش مییابد و یا ارز و طلا گران میشوند، حتی اگر همگان از این تغییرات متضرر نشوند ارزیابیشان از اوضاع اقتصادی با معیار نرخ ارز و طلا و سود بانکی و نهایتاً تورم و یا رکود است.
مسلماً بعد از رفع تحریمها، انتظار میرفت از تهدیدها هم کاسته شود. اما امروز شرایط منطقه به گونهی دیگری رقم خورده و ملتهای مسلمان را در خوف و رجاء قرار داده است. گویی انتظار برای فردای بهتر هنوز زود است و معادلات روابط سیاسی و اقتصادی مدام در نوسان و فراز و فرود قرار دارد.
هر چند امنیت حرف اول را میزند و خوشبختانه امنیتی که بر کشور ما حاکم است در کمتر کشوری از کشورهای منطقه احساس میشود، اما امنیت اقتصادی، امنیت شغلی، امنیت روانی و امنیت فرهنگی مقولههایی هستند که از کلیت امنیت تفکیکپذیر نیستند.
مجلس شورای اسلامی نقش مهمی در سیاستگذاریهای اقتصادی میتواند داشته باشد زیرا هر چند برنامهنویس نیست و مدیریت اجرایی ندارد، اما تأیید یا رد هر لایحه یا طرحی نمایانگر پذیرش یا عدم پذیرش سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و یا اجتماعی است.
وقتی در شهرستان یا روستایی رضایت یک شهر یا روستا به داشتن آب بهداشتی، برق، گاز، تلفن و یا امکانات بهداشتی و درمانی حاصل میشود و تأثیرگذاری مجلس در روند کلی سیاستهای نظام از دیدگاههای مختلف دیده نمیشود، کار نمایندگی بیشتر واسطهای، ساده و راحت است و تخصص چندانی لازم ندارد.
اما اگر حفظ منافع ملی، امنیت کلی جامعه، رشد و توسعه اقتصادی، فرهنگسازی و تشخیص بموقع معانی و مفاهیم عملکردهای دیپلماتیک و تغییر روشها در تعاملات سیاسی و اقتصادی بین کشورهای مختلف مطمح نظر باشد، اینجاست که تخصص، تعهد، احساس مسئولیت و هنر مدیریت کارها ضروری است.
اصولگرایی و اصلاحطلبی در حاکمیت اسلامی و با معیارهای عنوان شده هر دو جناح نمیتواند جدای از یکدیگر معنی و مفهومی داشته باشد زیرا اصولگرایی همه را ملزم به تبعیت ریشهای از قانون و معیارهای دینی میکند و قانونمداری و دینداری روحیه اصلاحطلبی را قوت میبخشند.
سرتاسر قرآن شامل دیدگاههایی است که انسان در حال تغییر و کمال را مقدم بر انسان ایستا و توقفپذیر میداند.
وقتی در قرآن میخوانیم: «یا داوود إنا جعلناک خلیفهٌ فی الارض فاحکم بین الناس بالعدل» جانشین خدا نمیتواند آدم اصلاحطلبی نباشد و امر به عدل و دادگری نمیتواند بدون توجه به قانونمداری و رعایت عرف و شرع حاصل شود.
متأسفانه در افکار عمومی به گونهای اصولگرایی و اصلاحطلبی جا افتاده که گویی اصولگرایان آدمهای متحجر و ایستایی هستند و اصلاحطلبان نوگرا و پویا.
اگر از من پرسیده شود که در دنیا کدام ملت بیشتر اصولگرا هستند، میگویم آلمانها و اگر پرسیده شود کدام ملتها بیشتر اصلاحطلبند باز هم میگویم آلمانها چون اصولگرایی به مفهوم تبعیت از قانون، سنت، عرف و فرهنگ نهادینه شده بر مبنای اخلاقمداری را در آلمانها بیشتر میتوان مشاهده کرد. هر چند تعبیر ما از اخلاقمداری تعبیری اسلامی است؛ اما تعبیر آنها باورمندی نسبت به ضرورت رعایت قانون است.
و اما بعد.
در انتخاب نامزدها برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی و یا مجلس خبرگان و یا هر نمایندگی دیگری میباید نخست ملاک انتخاب، توانمندیها به مفهوم اعم در نظر گرفته شود بدون گرایشات احساسی قومی قبیلهای و یا جناحی و حزبی و فامیلی.
توانمندیها به مفهوم کلی، اعم است از توانمندیهای علمی و تخصصی، تجربه کاری مسئولیتپذیری، شم سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مهمتر از همه پاکی و صداقت و پرهیزکاری که متأسفانه گویی فقط قسمت اخیر را در الفاظ باید مشاهده کرد و نه در عمل.
آزمون و خطاهایی که در طول دورههای مختلف در انتخابات داشتهایم میباید درسی به ما داده باشد که هر دوره از دوره قبل انتخاب اصلح و بهتری داشته باشیم. اما متأسفانه چنین نبوده است. گاهی انتخاباتی داشتهایم که بعد از ۴ سال بعضی از نمایندگانی به لحاظ فساد مالی یا اخلاقی رد صلاحیت شدهاند و نه عدم کارایی و ناتوانی.
اصلاح قانون انتخابات در آینده میتواند از ورود افراد ناصالح و ناتوان به مجلس جلوگیری کند هر چند به فرموده امام راحل: «وضعیت حال افراد است» و زمانه آدمها را به لحاظ تغییر موقعیتهای شغلی عوض میکند و قدرت وسیلهای است که گاه زمام اختیار را از دست افراد میگیرد.
باید توجه داشته باشیم که اگر در کلاس دانشآموز حراف، پررو و باجرأت و قدرتی داشتیم نباید او را به صرف این خصوصیات مبصر کلاس کنیم تا بر کلاس اعمال قدرت کند و دانشآموزان را سر جایشان بنشاند. بلکه نماینده کلاس میباید نخست از سلامت نفس برخوردار باشد و پذیرش دانشآموزان بر مبنای تواناییهای علمی و ارجحیت وی در هوش و ذکاوت باشد.
مجلس شورای اسلامی هم به نمایندگانی نیاز دارد که علاوه بر فن بیان، جرأت و تعهدات اسلامی، از تواناییهای علمی و هوش و ذکاوت هم برخوردار باشند خواه با علامت اصولگرایی آمده باشند و یا اصلاحطلب تلقی شوند.
والسلام
- چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ بهمن ۹۴