یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
قبل و بعد انتخابات
در کشور ما که دهههای اول مردمسالاری را تجربه میکند، موضوع پسا انتخابات که قاعدتاً باید حاشیهای تلقی شود که متن را همراهی میکند، گاهی به متنی تبدیل میشود که حواشی بسیاری دارد. بخشی از این حاشیهسازیها به کریخوانیهای قبل از انتخابات بازمیگردد که در مواردی حتی کسانی با ریسکپذیری بالا وارد چنین معرکهای میشوند و از این رو نا گزیر به جمع و جور کردن دم قیچیهایی هستند که پس از بریدن و دوختن روی دستشان میماند!
باید اذعان داشت که در کشور ما هم پیشا انتخابات وجود دارد و هم پسا انتخابات که هر دو زمانبری بیشتری نسبت به خود انتخابات که فزونتر از یک روز به درازا نمیکشد دارد. طبیعی است که همزمانی دو انتخابات با محوریت دو نهاد مشورتی مهم، نتایجی متأثر از رویکردهای جناحی را به دنبال دارد و مسئولین و سیاستمداران و نامزدها برای پذیرش و هضم نتیجهی انتخابات نیازمند ظرفیتی بالا هستند که از الزامات مردمسالاری آن هم از نوع دینی است.
مردمسالاری دینی، لزوم عدم تباین اصول اخلاقی با رفتار سیاستورزان را به صورت برجستهای مورد تأکید قرار میدهد. به هر حال همهی جناحها قبل از انتخابات و پیروزی و تصاحب کرسیهای نمایندگی یا شکست با دهان پر، از مردم سخن میگویند، از این رو مردم انتظار دارند که جناحهایی که در رو در روییهای گذشته بر سر نمایندگی مجلس اعم از مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان خود را محق برای برتری توصیف کردهاند اکنون نیز این حق را برای جناح رقیب نیز قایل باشند و در تعریف از مردم دچار اعوجاج در بیان نشوند. بدون رودربایستی باید گفت که مردم گاه در مشاجرات سیاسی مظلوم واقع میشوند و تصاویر متفاوتی از آنها ارائه میشود در حالی که مردم همان مردم هستند و حرفشان تحت هر شرایطی باید بر کرسی بنشیند.
باید پذیرفت غیر از عملکرد نمایندگان و نامزدها، مؤلفههای دیگری هم روی سمت و سوی گزینش مردم تأثیر میگذارد که به خود مردم بازمیگردد. این که ما مردم را رشد یافته و دارای بصیرت توصیف میکنیم به این معناست که بر انتخاب آنها نیز مهر تأیید میزنیم و میپذیریم که حکمتی در جابجایی مهرهها از سوی مردم وجود داشته که تحلیل آن بر عهدهی صاحبنظران و مورخین است.
منطقیترین رفتار مورد انتظار از راهیافتگان به مجلس این است که با عملکرد چهار سالهی خود در مجلس و گرهگشایی و تلاش برای به کرسی نشاندن حرف مردم، بر انتخاب آنها مهر تأیید بزنند و بازماندگان از مجلس نیز با رفتاری سرشار از متانت در برابر ثمرهی طبیعی مردمسالاری سر تعظیم فرود آورند.
ما بدون آن که بخواهیم به تفسیر زاویهی موجود بین نتایج انتخابات در مرکز و برخی کلانشهرها با شهرستانها و روستاها بپردازیم، این واقعیتهای اجتنابناپذیر که عمدتاً ریشه در رویکردهای بومی و قبیلهای دارد را نیز به عنوان حق طبیعی مردم قلمداد میکنیم. هر چند باور داریم که به موازات تأثیر زبان معیار در گویشها و لهجهها و خرده فرهنگها، الگوی انتخابات استاندارد نیز به تدریج در تمامی زیرشاخهها و بخشها رخنه خواهد کرد و نتایج یکدستتری در جریان هر انتخاباتی به منصهی ظهور خواهد رسید.
معمولاً به دنبال هر انتخاباتی با کلکسیونی از اگرها و شایدها و بایدها مواجه میشویم که قاعدتاً دیگر برای واگذارکنندگان نتایج سودی در بر نخواهد داشت و تنها میتوانند در دورههای آتی از این تجارب بهره گیرند و نحوه آرایش و صفکشی نیروهای خود را اصلاح کنند و به ترمیم شعارها و کریخوانیها بپردازند.
پذیرش هزینههای مردمسالاری این حسن را دارد که ما را از تحمل هزینههای گزافتر در امان نگه میدارد. شاید از هماکنون نیز قابل پیشبینی باشد که برخی برای توجیه نتایج انتخابات در کلانشهرها با آوردن فاکتهای تاریخی به تفسیر محق بودن خود علیرغم رأی عمومی بپردازند. در حالی که میتوانند با ۴ سال شکیبایی به تغییر نظر مردم در بارهی خود امیدوار باشند و دنبال نمونهگزینی از لابلای حکایات به افسانه آمیخته تاریخی نباشند.
اگر اصل را بر پیروزی مردم بگذاریم هیچ شکست خوردهای در میدان نمیماند و چون نامزدها هم جزوی از مردم هستند آنها نیز پیروز میدان رقابت در انتخابات محسوب میشوند. حال اگر کسی بیش از اندازه خرج کرده و به جایی نرسیده هیچ ربطی به مردم ندارد. برخی به جای این که دانش و شخصیت و منش و عملکرد خود را خرج انتخابات کنند، پولشان را به هدر دادند. این پولها همانطور که جمع شده و در جریان انتخابات خرج شده دوباره هم جمع میشود و انشاءالله از این پس در راههای مناسبتری خرج خواهد شد.
بهترین کار پس از هر رقابتی این است که به راهیافتگان به مجلس تبریک بگوییم و دست آنها را بالا ببریم و با قبول قاعده بازی ثابت کنیم که مردمسالاری دینی را پذیرفتهایم.
- دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۰ اسفند ۹۴