• print
یادداشت سردبیر – چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴

مجلس، تأثیرپذیر یا تأثیرگذار
به مناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی
مردم سالاری با نام مجلس و نظام پارلمانی گره خورده و هر چه نقش نهادهای مشــورتی در اداره کشور بیشتر باشد، چربش نگاه مبتنی بر مطالبات مردمی ملموس تر خواهد بــود. اولین بار که پس از انقالب مشــروطیت شــاهد شکل گیری مجلس شــورای ملی بودیم که در واقع شاخصترین دســتاورد مشروطیت بود، این تصور وجود داشــت که با شــروع به کار مجلس همه چیز در مدار خود قرار خواهد گرفت و اســتبداد رخت برخواهد بســت. اما به دلیل این که مردمســاالری پیش از آن که تعریفی برخاسته از مناسبات تعیین شده قانونی بین مؤلفه های اصلی متولی اداره کشور در یک نظام مبتنی بر انتخابات باشــد یک فرهنگ است، نمیتوان انتظار داشــت که با راه افتادن مجلــس همه چیز آنگونه که معطوف به منافع ملی است، دنبال گردد.

 

لــذا باید پذیرفت کــه اگرچه تکیــه گاه اصلی هر نهاد مشــورتی، انتخابــات اســت و انتخابات نیــز خود بر مناسباتی متکی است که تضمین کننده تحقق مجلس اســت اما از آنجایی که شــرایط اجتماعی و اقتضائات ناشــی از درآمیختگی خرده فرهنگها با رویکردهای قومی و مذهبی، بخشینگریهایی را به دنبال دارد که ً نهایتا به متمایز شــدن نگاه کلی یک منطقه با ســایر مناطق میانجامد، نمیتوان انتظار داشت که نماینده راه یافته به مجلس به عنوان محصول نهایی یک انتخابات در یــک منطقه هر چند هم که بــا مالکهای قانونی برگزار شود، نگاهی همسو با سایر نمایندگان به مسایل گوناگون داشته باشد. این قاعده در مورد مجلس نیز که محصول ترکیب نمایندگان است صادق است. اینجاست که موضوع بومیســازی دموکراسی مطرح میشود که هــدف آن حرکت در مســیری مردمســاالرانه فراخور ظرفیتهای اجتماعــی و رویکردهای مذهبی و قومی اســت. کشورهای توســعه یافته نیز این مسیر پرفراز و نشــیب را طی کرده و هزینههــای آن را پرداختهاند و در عین حال هنوز هم میتوان رد پای امتیازطلبیهای طبقاتی را در همین کشــورها نیز مشــاهده کرد که با شاخصهای مردمساالرانه در تضاد است. نماینده مجلس از یک ســو نماینده منش و شخصیت و دانش و فرهنگ خودش محســوب میشود، از دیگر سو پیوندهای ناگزیری با خاستگاه اجتماعیاش دارد و به موازات آن باید نقش ســخنگویی حامیان اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و سیاســی خود را نیز ایفا کند و در کنار همه ی این موارد شاهد تغییر و کمالیابی رفتارش متناســب با تجاربی که در عرصهی سیاسی و اجتماعی اندوخته باشــیم. ضمن این عدم عدول یک نماینده از چارچوبهایی که بر اساس آنها احراز صالحیت شده نیز باید همواره مد نظرش باشد و فراتر از همهی این موارد باید بتواند خود را با قبض و بســطهای سیاسی ناشی از تغییر شرایط کشــور نیز هماهنگ کند. حال اگر فردی نمایندگی مردم در کشوری را بر عهده دارد که از شرایط ژئوپولتیکی ویژهای برخوردار اســت و جایگاه منطقهای منحصر به فــردی دارد و در تیــررس نگاههای آزمند کشــورهای قدرتمند است و همســایگانی آسیبپذیر، نامتجانس و بحرانزده دارد، مســئولیتی بسیار سنگین خواهد داشــت و چنین نمایندهای اگــر توانایی تحلیل مســایل جهانی و منطقهای را نداشته باشد و در برخورد با موضوعات گوناگون روشمند و صاحب سبک و ایده نباشد و بخواهد مانند پر کاهی تحت تأثیر امواج حزبی و گروهی باال و پایین برود و حرفهای این و آن را تکرار کند و توان و کشش فکری طی کردن مسیر تبدیل یک شعار به عمل را نداشته باشد، نمایندهی موفقی نخواهد بود. راهیابی یک شخص به مجلس امتیازی نیست که به او داده میشــود بلکه امتیازی است که به یک ملت داده میشــود یا برعکس امتیازی است که از یک ملت گرفته میشود. مردم نیز باید با هــدف حمایت از خود به انتخاب افراد دســت بزنند نه با هدف حمایت از یک فرد. متأســفانه برخــی تلقی ایدهآلی از جایگاه نمایندگی مجلس ندارند به طوری که وقتی یک فرد موفق به حضور در مجلس میشــود دوستان و بســتگان و همفکرانش او را پیروز میدان انتخابات میداننــد در حالی که اگر آن فرد آدم شایستهای باشد این پیروزی متعلق به مردم است و در غیر این صورت خسارتی اســت که به مردم وارد شده است. در یک نظام مردمســاالر نماینده مجلس مانند ســرباز شــطرنج اســت کــه در فرصتآفرینــی و همچنین بهرهگیــری از فرصتها میتواند ایفــای نقش کند تا فراخور وجاهت و تواناییهایی که پیدا میکند امیدوار به مداومت خدمتگزاریاش در موقعیتهای پیش رو باشد. ناگفته پیداســت که ما دموکراســی ایرانیزه شدهای را جربه میکنیم که آمیــزهای از رویکردهای مبتنی بر خرده فرهنگهاست. از این رو به ضریب آســیبپذیریاش وقوف نســبی داریم و پذیرفتهایم که همه چیزمان به یکدیگر شباهت دارد. در چنین جامعهای با تغییر کیفی مؤلفهها شــاهد دگرگونی ً هایــی خواهیم بود که نهایتا ما را به ســمت شرایط تعدیل شدهای هدایت میکند. مجلس شــورای اســامی با وجود این که ۹ دوره را پشت سر گذاشته اما هنوز به کمال نرسیده و ابهتی که شایسته یک مجلس قدرتمند است پیدا نکرده و طبیعی است که ظرف نزدیک به چهار دهه نمیتوان به چنین جایگاهی رسید. در حــال حاضــر مجلس بیشــتر تأثیرپذیر اســت تا تأثیرگذار؛ در حالی کــه در رأس امور بودن مجلس به معنای تاثیرگذاری بســیار باالی آن است به طوری که در تمامی فراز و نشــیبها و بحرانها، چشم مردم به مجلس باشــد. چنین مجلسی نیازمند نمایندگانی است که شــاخص، نخبه، رشــید، شــجاع و آگاه به مسایل بخشی، کشوری، منطقهای و جهانی باشند و صرف نظر از وابستگیهای جناحی و حزبی، خود به تنهایی صاحب ایده و اهل نظر و تحلیل باشــند و شخصیتی مستقل از تشکیالت سیاسی متبوع خود داشته باشند و به گونهای نباشد که جدایی آنها از یک حزب و فراکسیون و هیأت، منجر به محو شدن آنها شود. ایــن که در برخی از نابســامانیهای اقتصادی مجلس به جای این که مدعی اخاللگران باشــد به توجیه روی مــیآورد و حتی بعضا در تیررس اتهــام قرار میگیرد، نشانهی مطلوبی نیست و از تأثیرپذیری مجلس حکایت دارد نه تأثیرگــذاری آن. جامعهی در حال گذار نیازمند ســاختاری مجلسمحــور و حکومتی پارلمانی اســت تــا از انعطافپذیری باالیی برای پذیــرش تغییرات و دگرگونیهای متناسب با شرایط کشور برخوردار باشد. تمردهای مسلسلوار دولت نهم و دهم از قوانین نشانه ضعف جنبهی نظارتی مجلس و تأثیرپذیری آن است. تأثیرپذیری مجلس تنها از یک منظر پســندیده است و آن این که از مردم تأثیر بگیرد و یکی از نشانه های این تأثیرپذیری از مردم حرکتی همســو با مطالبات مردمی اســت که در انتخابات گوناگون نمــود پیدا میکند. در همین راســتا مجلس نیازمند این است که حصارهای موجود در اطراف خود که به کاهش قدرت نظارتیاش میانجامــد را از میان بردارد و ارتباط دو طرفه با مردم را بــه دوران کوتاه برگزاری انتخابــات محدود نکند و هر نمایندهای برای دفاع از عملکرد خود ســاز و کاری را فراهــم کند که در هر زمینــهای بتواند نظر مردم را پیرامون اولویتهای کاری خود جویا شود. به هر تقدیر امید است که رضایتمندی روزافزون مردم از عملکرد این نهاد مشورتی نوید بخش کوتاهتر شدن دوران گذار و سرشــار از نشــانه های توســعه یافتگی جامعه ی ایرانی باشد.

اسماعیل عسلی

Comments are closed.