• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۰ اسفند ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
نگاه آماری
تا آنجا که به یاد می‌آورم همواره در روزهای پایانی سال میلادی و چند سالی هم هست که در پایان سال شمسی آمار و ارقامی از سوی کانون‌های پژوهشی و علمی و برخی از نهادها و سازمان‌ها منتشر می‌شود که بیش از آن که جنبه‌ی گزارش عملکرد داشته و ناگزیر آلوده به بزرگنمایی یا کم‌نگری باشد، به دنبال بیان واقعیت، تنویر افکار عمومی و آگاهی‌بخشی است.
نقل می‌کنند حضرت محمد (ص) در یکی از مسافرت‌های خود که به اتفاق اصحاب و یارانش صورت می‌گرفت به آنها دستور داد که در صحرا بگردند و مقداری خار و خاشاک و هیزم و هر چه مناسب برای سوختن باشد با خود بیاورند و در یک نقطه انباشته نمایند، برخی از یاران ایشان گفتند که در این صحرایی که ما می‌بینیم خار و هیزمی به چشم نمی‌آید اما ایشان اصرار می‌کنند که بگردید و هر چه می‌بینید جمع کنید. اصحاب پراکنده می‌شوند و پس از مدتی هر کدام با پشته‌ای از خار و هیزم و چوب بازمی‌گردند و چون همه را در یک مکان انباشته می‌کنند، انبوهی خار فراهم می‌آید و همه را شگفت‌زده می‌کند. پیامبر به آنها می‌گویند شما در زندگی کارهای پراکنده زیادی انجام می‌دهید که به چشم نمی‌آید و مخصوصاً به گناهان اشاره می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که اگر در زندگی اهل محاسبه باشید و از خودتان حساب بکشید آنگاه بی‌تفاوت از کنار رفتارتان نخواهید گذشت. (نقل به مضمون)
زمانی که من در ذهن خودم این حرکت نمادین و الهام‌بخش پیامبر (ص) را مرور می‌کنم و آن را در کنار آمار و ارقامی می‌گذارم که سالانه از رفتارهای گوناگون ارائه می‌شود، ناخودآگاه احساس می‌کنم که چه شباهت عجیبی بین این دو حرکت وجود دارد! البته برای ما به خاطر سپردن رفتارهای آگاهانه و ناخودآگاهانه‌ای که در طول سال داریم دشوار است اما کسانی که همواره نگاهی محققانه به رویدادهای پیرامون خود دارند از کنار هیچ چیزی به سادگی و بی‌تفاوت نمی‌گذرند. تصور کنید که شما بدانید سالانه چند ساعت از عمر خود را با مکالمه‌ی تلفنی می‌گذرانید یا چه مقدار از درآمد خود را صرف خرید کتاب می‌کنید. این که بدانیم هر ساعت چند نفر در ایران بر اثر سوانح رانندگی جان خود را از دست می‌دهند یا معلول می‌شوند، روی نحوه‌ی رانندگی ما تأثیر اجتناب‌ناپذیری خواهد داشت. آگاهی از برآیند کار مفید هر کارمند در روز با چه احساسی همراهی می‌شود؟
گاهی برخی از آمارها بسیار تکان دهنده است، اگر زنان ایرانی بدانند که در رتبه اول جهان از لحاظ مصرف مواد آرایشی هستند و در عین حال رتبه‌ی خوبی در تولید ناخالص داخلی نسبت به بسیاری از نقاط جهان ندارند، چه احساسی پیدا می‌کنند. آیا به این نتیجه نمی‌رسند که باید در رفتار خود بازنگری کنند؟
دقیقاً از زمانی که آمار قربانیان ایدز در ایران از پستوی اطلاعات محرمانه بیرون آمد، تلاش زیادی صورت گرفت تا شیوه‌های مقابله با این بیماری خطرناک به جوانان آموزش داده شود و در خصوص لزوم دقت و حساسیت در رفتارهای جنسی روشنگری‌هایی صورت گیرد. اصولاً تا زمانی که ما از موضع انکار با برخی از آسیب‌‌های اجتماعی برخورد می‌کنیم و با تعریف‌های تکلف‌آمیز تلاش می‌کنیم سیمای یک جامعه‌ی آرمانی را ترسیم کنیم، نمی‌توانیم برای مقابله با آنها برنامه داشته باشیم و باید اذعان داشت که یکی از راه‌های فراخوانی مردم به همکاری با نهادهای رسمی که وظیفه‌ی مقابله با آسیب‌های اجتماعی را بر عهده دارند این است که مردم را در جریان آمار دقیق آسیب‌ها بگذاریم. البته ملاحظات و معذوریت‌هایی در بحث اعلام آمار دقیق وجود دارد که درک آنها مشکل نیست اما رعایت برخی ملاحظات با انکار واقعیت‌های تلخ یکسان نیستند.
نگاه آماری را می‌توان از مختصات فرهنگ مکتوب دانست و برعکس در جوامعی نظیر ایران که فرهنگ شفاهی هنوز ترکتازی می‌کند، کلی‌گویی که معمولاً با خوش‌بینی و بدبینی همراه است رواج دارد که به ما در جهت رفع مشکلات و پذیرش واقعیت‌ها هیچ کمکی نمی‌کند. در جوامعی که کلی‌گویی رواج دارد اغلب انسان‌ها نقاب بر چهره دارند و خود را پشت نقاب پنهان می‌کنند، گاهی در جامعه‌ی ما اتفاقاتی می‌افتد که همه را شگفت‌زده می‌کند، اتفاقاتی که بر اساس اطلاعات رسمی و اظهارات متکلفانه و تعارف‌آمیز قابل پیش‌بینی نیستند، ریشه در پنهان‌کاری‌های ریاکارانه دارند. اساساً چه توجیه منطقی برای این که من نتوانم نظرم و احساسم را پیرامون موضوعات مختلف بیان کنم وجود دارد، مگر نه این است که برآیند و کیفیت زندگی ما نشان دهنده نقطه نظرات و دیدگاه‌های ماست و در عمل ما نمی‌توانیم خود را پشت نقاب‌هایی که بر چهره می‌زنیم پنهان کنیم پس چرا از این که به یکدیگر دروغ بگوییم احساس رضایت می‌کنیم؟ ترس از انتشار آمار ریشه در چه چیزی دارد؟! آیا می‌توان چهره واقعی ظرفیت‌های موجود جامعه را پشت آمار دروغین پنهان کرد؟ اگر پاسخ منفی است که حتماً چنین است بنابراین ما نیازمند گونه‌ای بازنگری هدفمند در رفتارمان برای پذیرش واقعیت‌های خودمان و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم هستیم.
ما از فقر سخن می‌گوییم و دستاوردهای تلخ آن را در ابعاد گوناگون مورد اشاره قرار می‌دهیم اما حاضر نیستیم فقر را با نحوه‌ی مدیریت خودمان در هر مقامی که هستیم گره بزنیم، نگاه آماری به ما و مردم ما کمک می‌کند که بتوانیم بین واقعیت‌ها، مدیریت‌ها، ظرفیت‌ها و فرصت‌ها و تهدیدها ارتباط منطقی برقرار کنیم و با تغییر مؤلفه‌ها و مرور آزمون و خطاها، راه‌های نوین اداره کشور را در بوته‌ی ارزیابی قرار دهیم. آمار به ما کمک می‌کند که پس از وقوع یک حادثه‌ی تلخ، انگشت اتهام افکار عمومی متوجه هر سمت و سویی نشود و همگان را در تیررس شماتت قرار ندهد. نگاه آماری به مسئولیت‌پذیری بیشتر می‌انجامد به شرط آن که اعداد و ارقام را به تعارفات و تکلفات نیالاییم و برای آرامش دادن و امیدوار ساختن مردم از خوش‌بینی آنها نسبت به خود سوء استفاده نکنیم و باور داشته باشیم که اگر مردم همه چیز را بدانند همراهی آنها با ما صمیمانه‌تر خواهد بود.

Comments are closed.