یادداشت
محمد عسلی
اگر فاطمه نبود
به فاطمه زهرا (س) قسم لحظهای از یادم نمیروی مادرم. از حضرت فاطمه (س) خواستهام شفای کامل پیدا کنی، تو برای من عزیزی، تو را به فاطمه زهرا سپردهام و مطمئن هستم او کاری میکند که هیچکس نمیتواند بکند.
این سخنان را از کودکی به یاد دارم و مدام در ذهنم مرور میکنم وقتی سوار ماشین باری مشهدی فضلالله راننده میشدیم تابلو بزرگی در پیشانی اتاقک باری زده بود که به قلم خوش و درشت نوشته بود یا زهرا (س).
و امروز هم که ۶۶ سال با این دیده و شنیدهها گذراندهام بیش از هر زمان دیگری روی در و دیوار، در و تابلوها و داخل مغازهها و برچسبهای داخل و بیرون اتومبیلها نام زهرا، فاطمه، صدیقه کبری و… میبینم و احساس میکنم نه فقط در شناسنامه زنان و دختران ما نام زهرا و فاطمه و صدیقه و طاهره بیش از هر نام و نشان دیگری به چشم میخورد، بلکه نام زهرای مرضیه را بر گردنبند خود مینویسند که چشم نامحرم به آن نیفتاده و به عشق زن اول اسلام که افتخار دختری پیامبر اعظم (ص) را با خود دارد عهد میبندند، قسم یاد میکنند، صدای مادر، دخترخاله و عمه و مادربزرگشان میزنند و به زیور این نام و نشان دلخوشاند و احساس امنیت میکنند.
راستی بارها اندیشیدهام که اگر زهرا را نداشتیم نام چه کسی را بر روی زنان و دختران و خواهران و مادرانمان میگذاشتیم که قداست داشته باشد و معنیدار شود.
افسوس که صرفاً به هر مناسبتی تولد یا وفات خود را مقید میکنیم در این وادی وارد شویم و بقیّت عمر را به فراموشی بریم.
زمزمههای ناهمگونی از گوشه و کنار میشنویم و در فضاهای مجازی گاه و بیگاه کسانی که از دین بریده و به زمین چسبیدهاند بحث عرب و عجم مطرح میکنند و بر باور باورمندان ناجوانمردانه میشورند که آری ائمه عرب بودهاند و ما عجمیم و عجم را به عرب چه کار.
این گفت و شنودهای منافقانه و بیخبر از ماجراهای تاریخی و تأثیرات دینی و معنوی موجب شده اخیراً نام نوزادان را بعضیها اسامی مجعول و بیمعنا به صرف فارسی بودن انتخاب میکنند و فراموش کردهاند که هر نام و نشانی میباید یک بار معنوی هم برای مسلمانان داشته باشد تا بدان نام و نشان حالتی و روشی در تربیت و زندگی تداعی شود که با نام افراد همخوانی داشته باشد و باورشان حفظ شود.
لعنت به سیاستهایی که موریانهوار باور ما را از ما میگیرد و وصلمان میکند به تهی و به دور میداردمان از معنویت.
گویی این جعبههای جادویی تلویزیونی و اینترنتی قلب و روح و روانمان را در محاصره گرفتهاند که به آنجا رسیم که نام پسرمان با فیدل و دخترمان را برژیت گذاریم که حتی مطالعه نکردهایم معانی این کلمات به فارسی چه میشوند. مثل نقشها و خطهای روی پیراهنمان که گاه ترجمه آنها جوک و مضحکه و بعضاً توهین است.
چه کار داریم که اسامی علی، فاطمه، زهرا، حسن و حسین عربی هستند؛ به معانی آنها و رابطه آن اسم بامسمای آن توجه کنیم و اینکه علی که بود، حسن و حسین در زندگی چه کردند و چرا؟ یکی به معنای نیکوست و دیگری نیکوی کوچک.
وقتی یکی را زهرا صدا میزنیم قبل از آنکه به معنای آن که شکوفه و سپیدی است توجه کنیم، به قداست تاریخی آن بیاندیشیم و به بار معنوی آن اینکه دختری با نام زهرا باید نجیب و شریف باشد، چرا که زهرا چنان بود.
اینکه به شویش وفادار باشد و عاشق زندگی باشد و به راه حق برود و با دشمن دین و باورش بستیزد، اینکه شجاع باشد و سلامت روح داشته باشد و بتواند شرافت و هویت انسانیاش را حفظ کند.
حضرت زهرا (س) هر چند یک انسان بود، اما تربیت شده پیامبر (ص) بود، الگوی زنان مسلمان است، پاک و پاکدل و دارای معنویت بالایی بود. این نام و نشان بار معنویت دارد.
به آن معنویت توجه کنیم. گریه در جای خود برای مظلومیت آن عزیز به جای خود که رابطه شخصی افراد است برای تسلی پیدا کردن و بغضها را ترکاندن، اما همه چیز ما روضه و گریه و عزاداری نیست. آنچه از حضرت فاطمه (س) و سایر ائمه هدی به ما رسیده دریایی از معنویت و بزرگواری، شجاعت و مبارزه و خداجویی است. به آنها توجه کنیم. به عاقبت کار، به اعتبار آن خاندان، به برکتی که از آن عایدمان شده و امنیت ما را ضامن است.
به خوی و خصلتها، به سادهزیستیها، به قناعتها، به اصالتها، به اخلاقی که سعادت دنیا و آخرت ما را تضمین است. به تعاملات با دیگران به همنوعدوستی و کمک و یاری، آری به این مقوله بیاندیشیم و آنها را تسری دهیم و تبلیغ کنیم که اگر چنین کنیم آنوقت معنی و مفهوم اطاعت را از آن حضرت دریافتهایم.
والسلام
- شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۲۲ اسفند ۹۴