ناشناخته تر از سیاهچاله ها
از ســال ۱۳۱۴ کــه اولیــن شــرکت بیمــه ایرانــی بــا ســرمایه دو میلیــون تومــان کار خــود را آغــاز ً کــرد تقریبــا ۸۰ ســال میگــذرد و ظــرف ایــن مــدت موضوعــات گوناگونــی فراخــور شــرایط روز، تحــت پوشــش بیمــه قــرار گرفته انــد. ظاهــراً انتظـار مـیرود کـه ظـرف مـدت ۸۰ سـال شـاهد مســئولیت پذیری روزافــزون بیمه گــران و آســایش روحـی و روانـی بیمه گـزاران باشـیم در حالـی کـه اینگونـه نیسـت و بـا کمـال تأسـف بایـد گفـت کـه بیمه گــران بیشــتر از آن کــه بــه دنبــال ارائــه ی خدمتــی متناســب بــا درآمــد خــود باشــند، تــاش میکننــد کــه بــه مــوازات ترغیــب مــردم بــرای روی آوردن بـه انـواع بیمـه، حتی المقـدور کمتریـن خدمات رســانی را داشــته باشــند. علی رغــم ایــن کــه شــرکتهای بیمــه تحــت عناویــن مختلــف فعالیــت و بــا یکدیگــر رقابــت میکننــد امــا ایــن رقابــت بــه خدمات رســانی آنهــا تســری پیــدا نمیکنـد و نظـارت درسـت و حسـابی بـر عملکـرد شــرکتهای بیمــه صــورت نمیگیــرد. در خصــوص پرداخــت خســارت آســیبهایی کــه بــه خودروهــا وارد میشــود همــواره جــای چانه زنــی وجــود دارد و نمیتــوان ســلیقه و تشـخیص کارشناسـان را در تعییـن سـقف خسـارت نادیــده انگاشــت. ضمــن ایــن کــه همــواره کفــه داوری کارشناســان بــه نفــع بیمه گــر میچربــد و ایــن بیمه گــزار اســت کــه ناگزیــر بــه پرداخــت مابه ً التفـاوت خسـارت وارده اسـت. فرضـا اگـر شـما ً بـا خـودرو صفـر کیلومتـری تصـادف کنیـد معمـولاً خســارت ظاهــری وارد شــده بــه آن از ســوی بیمه گــر پرداخــت میشــود و خســارت ناشــی از افــت بهــای خــودرو بــه دلیــل رنگ آمیــزی و صافــکاری محلــی از اعــراب نــدارد. در مــورد بیمــه شــخص ثالــث هــم آســیاب بــر همیــن مــدار میچرخــد و تــا زمانــی کــه بــرآورد نهایــی از صدمــات وارد شــده بــه شــخص ثالــث صــورت نگیــرد و مراحــل دوران نقاهــت ســپری ً نگـردد معمـولاً بیمه گـزار ناچـار بـه پرداخـت انـواع هزینه هـا بـرای جلـب رضایـت شـاکی یـا شـاکیان و آزادســازی خــودرو خــود میباشــد و دســت آخــر هـم خسـارتی کـه تعییـن میشـود تناسـب چندانـی بــا خســارات گوناگــون وارد شــده بــه شــخص ثالــث نــدارد. خســارت ناشــی از بیــکاری، از کار افتادگــی، تغییــر شــغل بــه دلیــل افــت توانایی هــا و از دســت دادن فرصت ً هــای گوناگــون معمــولاً در ارزیابی هــای کارشناســی بــرای پرداخــت بیمــه جایگاهــی ندارنــد. نــوع دیگــری از بیمــه وجــود دارد کــه در ذات وظایــف برخــی از ســازمانها تعریــف شــده و مسـتتر اسـت زیـرا مـردم بابـت آن تعهدهـای ذاتـی مالیــات و عــوارض میپردازنــد کــه حکــم حــق ً بیمــه را دارد. فرضــا اگــر اداره آب و بــرق گاز و مخابــرات و شــهرداری بــرای لوله کشــی و ایجــاد کانـال و آبـراه یـا تونلهـای مخابراتـی ناگزیـر بـه چاله کنــی و شــکافتن معابــر و خیابانهــا باشــند، متعهــد هســتند کــه پــس از اتمــام کار، خیابــان را بــه حــال اولــش بازگرداننــد و نبایــد مــدت زمــان زیـادی اهالـی محـل را درگیـر پیامدهـای منفـی کار خــود کننــد و در صورتــی کــه خســارتی بــه افــراد و خودروهــای عبــوری در برخــورد بــا چاله هــا و کنده کاریهــا وارد شــود، بایــد جوابگــو و جبــران کننـده خسـارت باشـند. و اینطـور نباشـد کـه سـر و تــه همــه ی خســارتها و اعصاب خردیهــا را بــا یـک عذرخواهـی خشـک و خالـی بـه هـم بیاورنـد. در یــک جامعــه اگــر قانــون و حســاب و کتــاب وجـود داشـته باشـد، هـر اقدامـی ولـو قانونگـذاری و تأسـیس شـرکت و صـدور پروانـه باشـد بایـد تـوأم بـا ضمانـت باشـد. ایــن همــه کالهبرداریهایــی کــه در تعاونیهــای گوناگــون صــورت میگیــرد یــا شــرکتهای لیزینــگ و بنگاههــای اقتصــادی رنگارنــگ کــه گذشـته از مـردم حتـی دولـت را نیـز تحـت فشـار قــرار دادهانــد بــه دلیــل ایــن اســت کــه نظــارت تعطیــل اســت و رانتخــواران یکهتــازی میکننــد و آنچـه در جامعـه مـا تعیینکننـده اسـت مناسـبات غیرمعقولـی اسـت کـه بـه مالحظـات و اغماضهـا دامــن میزنــد. علــت ایــن کــه مشــابه ایــن کالهبرداریهــا در برخــی جوامــع کمتــر اتفــاق میافتــد ایــن اســت کـه مـردم بـه دلیـل اعتمـاد بـاال بـه شـرکتهای بیمــه و مســئولیتپذیری بیمههــا، حتــی معامــات خــود را نیــز بیمــه میکننــد. اگــر همیــن کســانی کـه مبـادرت بـه ثبـت نـام بـرای خریـد خـودرو از طریــق لیزینــگ کردهانــد بــرای اطمینــان خاطــر آن را بیمــه میکردنــد، شــرکت بیمهگــر نیــز هــم در راسـتای منفعـت خـود و هـم بـه منظـور جلـب اعتمــاد بیمهگــزاران در خصــوص قانونیبــودن فعالیــت شــرکتهای لیزینــگ تحقیــق میکردنــد تــا کار بــه اینجــا کشــیده نشــود. جالــب اســت کــه بــا ایــن همــه امکانــات ســختافزاری و نرمافــزاری بــرای جلوگیــری از تخلفــات مالــی، بانــک مرکــزی اعــام میکنــد کــه بســیاری از بانکهــا و بنگاههــای اقتصــادی قانونــی نیســتند و بانــک مرکــزی در جریــان فعالیــت آنهــا نیســت و هماکنــون کــه دولــت بــه دنبــال تعدیــل نــرخ سـود بانکـی اسـت دریافتـه اسـت کـه بسـیاری از بنگاههــای اقتصــادی از تصمیمــات بانــک مرکــزی تبعیـت نمیکننـد، چشـم شـما روشـن!! حـال اگـر یـک بنـگاه اقتصـادی ناگزیـر باشـد، خـودش را بیمه کنــد و شــرکت بیمهگــر نیــز تعهــد بیمــه چنیــن بنگاهــی را بــه ارائــه مجــوز منــوط کنــد، شــاهد چنیــن اتفاقاتــی نخواهیــم بــود. جالــب اســت کــه اگــر یــک فــرد بیــکار و نیازمنــد در یــک مترمربــع زمیــن کنــار خیابــان بســاط جورابفروشــی پهــن کنــد، قبــل از ایــن کــه آفتــاب غــروب کنــد بــا او برخــورد میشــود و بســاطش را جمــع میکننــد امـا یـک فـرد متنفـذ و دارای ارتبـاط قـوی بـا از مـا بهتــران میتوانــد یــک بنــگاه اقتصــادی در چنــد طبقـه و صدهـا شـعبه و هـزاران مترمربـع مسـاحت در اقصـی نقـاط کشـور داشـته باشـد و کسـی هـم جـرأت نکنـد کـه بـه او بگویـد بـاالی چشـمت ابـرو اســت. صنعـت بیمـه در بسـیاری از کشـورهای توسـعهیافته آنچنــان پــر رنــگ ایفــای نقــش میکنــد کــه حــذف آن ریســک فعالیتهــای اقتصــادی را بــرای تمامــی بخشهــا اعــم از خصوصــی و دولتــی بــاال میبــرد. زیــرا بیمههــا پــس از عبــور قراردادهــای کاری و ملکـی و خریـد و فـروش از صافـی قانـون مبـادرت بـه تحـت پوشـش قـرار دادن آن میکننـد و بــرای مثــال کســی کــه در یــک خانــه غصبــی ســکونت دارد نمیتوانــد آن را بیمــه آتشســوزی کنــد و بــه همیــن ترتیــب ایــن قاعــده در مــورد ســایر فعالیتهــای اقتصــادی نیــز صــدق میکنــد. سـود آوری شـرکتهای بیمـه در کشـورهای توسـعه یافتــه ریشــه در قانونمنــدی دارد و تضمیــن کننــده درآمدهـای مشـروع اسـت و در جوامـع توسـعه نیافته شــرکتهای بیمهگــر بــرای کســب درآمــد چشــم بــه بیاطالعــی مــردم از حقــوق خودشــان دارنــد. اگـر بپذیریـم کـه اتـکای اقتصـاد یـک کشـور بـه بیمــه و حمایتهــای ناشــی از آن توســعهی آن را بــه دنبــال دارد بایــد از خــود بپرســیم کــه بیمههــا اکنــون چــه نقشــی در توســعه اقتصــادی کشــور ایفــا میکننــد و کجــای کار هســتند؟ در حالــی کـه صنعـت بیمـه حکـم یـک پناهـگاه را دارد کـه در شـرایط بحرانـی بـه آن پنـاه میبرنـد شـاهد آن هســتیم کــه در باســابقهترین شــرکت بیمــه ایــران اختالسـی صـورت میگیـرد کـه پـای چنـد تـن از مقامــات را بــه میــان میکشــد و ایــن اختالسهــا بیانگـر آن اسـت کـه نظـارت درسـتی بـر عملکـرد بیمههــا وجــود نــدارد و همیــن امــر آنهــا را بــه درآمدزایـی بـدون توجـه بـه تعهـدات قانونـی سـوق میدهــد. بــه طــور کلــی میتــوان گفــت کــه شــرکتهای بیمـه فعـال در ایـران عملکـردی مبهـم و ناشـناخته دارنــد و اگــر چــه ســاز و کارهــای قانونــی تدویــن شــده بــرای آنهــا بیانگــر نــوع مناســبات و روابــط ســاختاری بیمههــا بــا مراکــز باالدســتی و زیــر مجموعههــای پاییندســتی اســت امــا در عمــل چنیـن مناسـباتی عینیـت پیـدا نمیکنـد و شـفافیت در حـدی نیسـت کـه بتـوان تخلفـات مالـی را بـه ســرعت تشــخیص داد. اختــاس در شــرکتهای بیمـه کـه سـهامی عـام هسـتند بـه ایـن معناسـت کـه سـهامداران زیـادی مغبـون شـدهاند و شـرکت بیمــهای کــه بــه همــه خســارت پرداخــت میکنــد بــا چــه نــوع محاســباتی بایــد خســارت اعضــای تشــکیل دهنــده شــرکت را بپــردازد؟ شــاید بــا درآمــد افزایــی!!!! بــه هــر تقدیــر در راســتای »همــه چیزمــان بــه یکدیگــر شــباهت دارد« بیمــه هــم در کشــور مــا اینگونــه اســت کــه توصیــف شــد، ســیاهچال های ناشــناخته!
اسماعیل عسلی

یادداشت سردبیر – شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴