• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۳ فروردین ۹۴

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
ناهمخوانی ها
همخوانی اعتماد آور است. ما این معیار را در بسیاری از ارزیابی هایمان به کار می گیریم. وقتی خالی بندی را به کسی نسبت می دهیم و می گوییم که او لاف میزند منظورما این است که سخنانش تناسبی با جایگاهش، مدرک و معلوماتش و رفتار و کردارش ندارد و اصطلاحاً به اندازه ی دهنش حرف نمی زند. در مواردی از اصطلاح و ترکیب فیل و فنجان برای نشان دادن ناهمخوانی دو چیز با هم استفاده می کنیم. حکایت چاه و منار، قسم حضرت عباس و دم خروس، شترسواری دولا دولا و ضرب المثل ها و تکیه کلام هایی از این دست همه سر در آبشخور ناهمخوانی ها و عدم تناسب ها دارند.
آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا می آیی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست از زانوی تو
تناسب و همخوانی معیار خوبی برای ارزیابی ایده ها، اشخاص، حکومت ها و نظام های سیاسی است. تمامی نظام های سیاسی به حکم این که “هیچ کس نمی گوید ماست من ترش است” از خودشان تعریف می کنند و رقبا و مخالفان خود را تخطئه و متهم و محکوم می نمایند. آمریکا به کشورهای دیگر درست یا غلط ایراد حقوق بشری می گیرد و کشورهای دیگر نیز به استناد مواردی از ناهمخوانی ها که در نظام لیبرالی سراغ دارند سعی می کنند آمریکا و برخی کشورهای غربی را به نقض حقوق بشر متهم کنند. جالب اینجاست که به زعم کشورهایی که با یکدیگر دشمنی دارند طرف مقابلشان در آستانه ی نابودی و فروپاشی است و هر روز در اخباری که بازتاب می دهند دشمنانشان را در حال دست و پا زدن و به اصطلاح تلاش مذبوحانه برای غرق نشدن تصویر می کنند!
این روزها بخشی از دغدغه ی نظام های سیاسی این است که با بهره گیری از تبلیغات از اذهان مردم شائبه زدایی کنند و مواردی را که به زعم افکار عمومی تناقض محسوب می شود را توجیه نمایند و در صورت امکان به عواملی غیر مرتبط نسبت دهند. جالب اینجاست که گاهی آمار منتقدین به وضع موجود به اندازه ای بالا می رود که آدم حیران می ماند که مقصر را در کجا جستجو کند!! چرا که مجریان و منتقدین در دایره ای تقریباً بسته جای خود را به یکدیگر می دهند. شائبه زدایی با ابزار تبلیغات هم حد و مرزی دارد، گاه کار به جایی می رسد که انباشته شدن تناقض ها در اذهان اجازه باور کردن نمی دهد. اینجاست که برخی روی فعالیت ربوی بانک ها انگشت می¬گذارند!
در دنیایی که همه چیز را همگان دانند و گسترش دامنه ی علوم و دانش های گوناگون مجالی برای ظهور علامه ها و همه چیز دان ها ایجاد نمی کند اگر دیدید و شنیدید که افرادی پیرامون همه ی موضوعات مبتلابه جامعه نه فقط درخواست و شکایت و انتقاد بلکه تعیین تکلیف و تبیین و تفسیر می کنند، بدانید که این هم مصداق همان ناهمخوانی است و مطمئن باشید که حداقل در این مورد مقصرین را در نابسامانی ها پیدا کرده اید!
اگر دیدید که افرادی از قانون دم می زنند و دیگران را به اطاعت از قانون فرا می خوانند اما خودشان به قانون پای بند نیستند و در کاری که قانوناً از دخالت در آن منع شده اند وارد می شوند، بدانید که دچار تناقض و ناهمخوانی هستند.
آدمی باید خیلی نفاق داشته باشد که با انبوهی از تناقض ها کنار بیاید. نفاق همان چاله ای است که روی آن را می پوشانیم و رهگذران به گمان این که روی زمین صاف قدم می گذارند در آن می افتند و آسیب می بینند، حساب کنید اگر تعداد چنین چاله هایی در یک جامعه فراوان باشد و اغلب از روی ناگزیری به گونه ای خود را پشت نقاب رودربایستی ها و ملاحظات دست و پا گیر پنهان کرده باشند، تکلیف کسی که می خواهد در چنین جامعه ای قدم بردارد چیست؟ بی گمان هم از سرعتش کاسته می شود و هم ریسک حرکتش بالا می رود!
کسانی که رواج ربا در بانک ها را مورد انتقاد شدید قرار می دهند در واقع می خواهند از جامعه مدعی اسلامی بودن تناقض زدایی کنند. ضرب المثلی است که می گوید در واقع سؤال اصلی چنین منتقدینی این است که: “این همه چریدی کو دنبه ات؟!”
به هر تقدیر آنچه بیش از هر چیز حائز اهمیت است این که ما نباید با تناقض ها کنار بیاییم و به آنها عادت کنیم که اگر چنین شود با تعدد وجود آدم های چند شخصیتی مواجه خواهیم شد. از آثار وجودی آدم های چند شخصیتی ظهور افرادی نظیر خاوری و مرتضوی و بابک زنجانی و رحیمی است که لباس خدمت به تن دارند و خیانتکار از آب در می آیند. از این رو تا می توانیم باید به جنگ تناقض ها برویم و برای ناهمخوانی ها چاره ای بیاندیشیم!

Comments are closed.