• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۱ اردیبهشت ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
حقوق مادی و معنوی معلم
ذوق یادگیری و رغبت به دانایی به پشتوانه ی کنجکاوی‏‏، همزاد با انسان است و هم از این رو حتی پیش از تولد نیز بر اساس اظهار نظر دانشمندان آموختن برای انسان آغاز می شود و پس از تولد نیز این آمادگی در او وجود دارد که از پدر و مادر و همنوعان خود و طبیعت و گردش روزگار بیاموزد و تجربه کسب کند‏. بر این اساس می توان گفت: فرهنگ و تمدن نیز در سایه ی دانایی و بهره گیری از معلم به منصه ی ظهور رسیده است‏.
اگر مخاطب ما انسان های رشد یافته در فضای فرهنگ و دانایی باشند‏‏، تلاش و بهره گیری از واژه ها برای اثبات جایگاه رفیع معلم به منزله ی زیره به کرمان بردن است‏. چرا که بعید به نظر می رسد انسانی باشد که در عین دانایی به ارزش معلم پی نبرده باشد‏. به همین دلیل به نظر می رسد بهترین شیوه برای ارج نهادن به مقام معلمان در عصر ارتباطات و تبادل شتابناک دانش و فرهنگ‏‏، اتخاذ راهکارهایی برای بهره گیری از دانش و تجربه معلمان و تلاش برای بهبود وضعیت معیشتی و ایجاد فرصت های مطالعاتی برای آنها باشد‏.
اشتهای وصف ناپذیر کشورهای توسعه یافته و پیشرفته برای جذب نخبگان علمی و فارغ التحصیلان آماده کار و کوشش با ایجاد جذابیت های فراوان از ارزشمندی دانش و دانشمند حکایت دارد‏. کسانی که بر جهان آقایی می کنند و محصولات تولیدی خود را که در واقع حاصل جلب و جذب دانشمندان است به جهانیان عرضه می دارند‏‏، همان کسانی هستند که به اهمیت علم وقوف یافته اند‏.
آنها با جدا کردن جوانان تیزهوش و مردان و زنان دانشمند ظرفیت جامعه ی صادر کننده ی نخبگان را برای گفتمان سازی و نقد و محک زدن روند امور کاهش می دهند و آنها را با چالش و در واقع بیماری عدم شایسته سالاری مواجه می سازند و سطح کیفی خروجی تمامی دستگاه ها و سازمان ها را به حداقل می رسانند، به تبع آن تبادل اطلاعات و انتشار آمار کلیدی که گویای کم و کیف اداره امور کشور است را به دایره های بسته محدود می کنند و چنین جوامعی را به اختلافات موهوم و اغلب بر سر موضوعات کم ارزش و جنگ و درگیری با محوریت مسایلی که از بیرون بر آنها تحمیل شده است رها می سازند و در نقطه ی مقابل شهروندان جامعه ی وارد کننده و جذب کننده ی نخبگان با سود سرشاری که از نعمت وجود دانشمندان می برند‏‏، زندگی راحتی را پشت سر می گذارند!
ما برای این که دریابیم شان معلمان در چه جوامعی پاس داشته می شود نباید بر اساس آنچه در باره معلم گفته می شود به داوری بنشینیم‏‏، بلکه باید ببینیم قوانین‏‏، امتیازات حقوقی و اجتماعی و رفاهی در نظر گرفته شده برای معلمان چه تناسبی با جایگاه آنها دارد و امکانات فرهنگی که برای رشد معلمان اندیشیده شده تا چه اندازه با ظرفیت ها و پتانسیل های موجود سازگار است‏. فراموش نکنیم وقتی که از ارزش فداکاری و چشم بستن معلمان بر روی برخی تنگناها سخن می گوییم در نظر داشته باشیم که چنین سخنان پرطمطراقی تنها زمانی التیام بخش و آرام کننده است که با تبعیض همراه نباشد و در مورد همگان صدق کند و سایر اقشار نیز بخشی از بار سنگین فداکاری را بر دوش بکشند!
امروزه بزرگترین فشار روحی که بر معلمان وارد می شود این است که بهترین دانش آموزانشان پس از جذب شدن به دانشگاه ها و فراغت از تحصیل برای کار و ادامه زندگی راهی کشورهای خارجی می شوند و ناگزیر به همان جوامعی خدمت می کنند که ما بر سر حقوقمان و ارزش های فرهنگی مان و منافع منطقه ای امان با آنها منازعه داریم‏.
امروزه شنیدن اخبار مربوط به سرقت بیت المال و خروج میلیاردها دلار از کشور توسط کسانی که زمانی ادعای خدمتگزاری داشته اند برای معلمانی که به حداقل ها قناعت کرده اند بسیار دشوار است‏. اگر پول هایی که در اثر بی تدبیری و یا خیانت از کشور خارج شده‏‏، صرف رفاه و آسایش مردم شده بود‏‏، معلمان حق التدریس و یا بازنشستگان فرهنگی برای دریافت حقوق و پاداش خود با مشکل مواجه نبودند و دولت کنونی هم می توانست پاسخگوی آنها باشد‏.
باید اذعان داشت که چند صد معلم را جمع کردن و برای آنها از مقام معلم سخن گفتن مانند قاشق خالی در دهان آنها گذاشتن است‏. معلم دو گونه حقوق دارد یکی مادی و دیگری معنوی؛ حقوق مادی همان مبلغ ناچیزی است که ماهیانه دریافت می کند و زندگی خود را با آن هماهنگ می نمایند اما حقوق معنوی معلم به برآیند کار او مربوط می شود‏.
معلمی که بهترین ها را آموزش می دهد باید شاهد مدیریت بهترین ها در جامعه باشد یعنی شایسته سالاری را به چشم خود ببیند‏.
معلمی که کودکان و جوانان این مرز و بوم را به عشق ایران آموزش می دهد باید شاهد خدمتگزاری آنها در این سرزمین و سهم آنها در بهبود وضعیت مردم باشد‏.
معلمی که معادل یک چندم حقوق و مزایای واقعی خود را دریافت می کند تحمل شنیدن اخبار مربوط به غارت بیت المال را ندارد
معلمی که از نظم و قانون و ادب و دانش و درستکاری و صداقت و نظافت و بهداشت برای دانش آموزان سخن می گوید نمی تواند شاهد این همه بزهکاری و بی قانونی و بی ادبی و دروغ باشد چرا که در این صورت پاسخی برای دانش آموزان فهیم و کنجکاو ندارد‏.
این روزها که تبادل سریع اطلاعات و اخبار و انتشار اخبار علمی‏‏، روزآمد بودن را برای معلمان دشوار کرده و معلم محوری در عمل به چالش کشیده شده است‏‏، معلمان نیازمند فرصت های مطالعاتی بیشتر هستند و این مهم در شرایطی که ناگزیر به کار بیشتر و یا انجام کار دوم هستند به سادگی میسر نمی شود، لذا به نظر می رسد که برای تلطیف فضای حاکم بر آموزش و پرورش نیازمند بازبینی مؤلفه هایی هستیم که ضریب شکنندگی بالایی در برابر فشارهای وارده دارند‏. هر چند اینگونه ایده های هزینه بر برای دولتی که کلکسیونی از بحران ها را به ارث برده کمرشکن است اما حق اگر گرفتنی هم نباشد‏‏، گفتنی که هست!.

Comments are closed.