• print
یادداشت “الف – بیدار” ۱۸ اردیبهشت ۹۵

یادداشت الف – بیدار
همزیستی مسالمت آمیز، هدف بعثت انبیاء الهی

بعثت انبیاء همواره به عنوان نقطه عطفی در ارتقاء معنوی زندگی انسان ها مطرح بوده و بخشی از دست نایافتنی ترین آگاهی ها توسط پیامبران به جوامع بشری در ادوار گوناگون رسیده است‏‏‏. هدف پیامبران که همگی مسیر مشترکی را دنبال می کرده اند خرافه زدایی از رفتارها‏‏، ترویج یکتاپرستی و بازداشتن انسان ها از پرستش و روی آوردن به غیر خدا‏‏، تنظیم مناسبات اجتماعی بر اساس ارزش های الهی و پرهیز از اعمال بیهوده ای بوده که نه تنها هیچ نقشی در پرورش و رشد انسان ها نداشته بلکه آنها را به سمت ذلت و خواری سوق می داده است‏‏‏. بی گمان اکنون که پیامبران از عالم بالا به رفتار پیروان خود در زمین می نگرند احساس خوبی از این همه تفرقه‏‏، تحمیق انسان ها و خشونت هایی که به نام دین صورت می گیرد ندارند‏‏‏.
پیامبران ابراهیمی که حامل پیام های مشترکی برای تمامی انسان ها بوده اند و یکدیگر را تصدیق کرده و پیروان خود را به مسابقه در خوبی ها دعوت نموده اند اکنون شاهد مشاجرات و منازعات لفظی و فیزیکی خونباری هستند که ظاهراً با هدف اعتلای دین صورت می گیرد‏‏‏. در این میان هیچ کس از خود نمی پرسد که در کدام یک از ادیان توحیدی سخنی بر خلاف ارزش های والای انسانی آورده شده و چرا در حالی که مبلغان دینی منتسب به ادیان و مذاهب گوناگون از توحید و برابری و راستی و نیکی و پرهیز از خشونت و مبارزه با دزدی و ناپاکی و بی حیایی دم می زنند‏‏، چگونه است که خود نمی توانند در سایه ی همگرایی و هم افزایی الگویی قابل تأسی برای انسان ها در مشارکت برای نیکوکاری باشند‏‏‏.
آیا پیامبران برانگیخته شده اند که پیروانشان با یکدیگر جدال داشته باشند‏‏‏. آنها که یکی پس از دیگری به تصدیق هم برخاسته اند و یا آمدن پیامبر پس از خود را بشارت داده اند که با یکدیگر دعوایی نداشته اند‏‏‏. پیامبرانی که همگی انواری از یک سرچشمه ی نور هستند و اگر با یکدیگر مبعوث می شدند اختلافی بین آنها نبود چرا باید شاهد جدال پیروان خود با یکدیگر باشند؟! اگر آن موعودی که تمامی ادیان در انتظار ظهورش هستند بیاید و همه را به راهی مشترک بخواند چه اتفاقی می افتد و چه دکان هایی تخته می شود؟!
آیا اختلاف زبان و فرهنگ موجب می شود که پیروان ادیان گوناگون احساس کنند که نمی توانند با یکدیگر زندگی مسالمت آمیز داشته باشند؟!
آیا منافع فردی و گروهی طیف هایی خاص که از رهگذر اختلافات دینی و مذهبی روزگار می گذرانند موجب می گردد که هر روز و هر ساعت بهانه ای برای درگیری و جنگ پیدا شود؟
وقتی خدا یکی است و احکام محوری و دستورات زیربنایی دینی نیز با یکدیگر مشترک است پس این همه اختلاف از کجا سرچشمه گرفته و چه کسانی به آن دامن زده اند؟!
از اختلافات دینی بین پیروان انبیاء که بگذریم به اختلافات مذهبی می رسیم که تأسف بارتر از اختلافات دینی است چرا که هم پیامبرشان یکی است و هم کتاب آسمانی شان.
تأسف بارتر این که در بین مذاهب گوناگون نیز باز شاهد ایجاد شعبه ها و گروه هایی هستیم که پس از مدتی به تجزیه پیروان یک مذهب منجر گردیده و از یک درخت هزاران شاخه سر برآورده و هر مذهبی رئیسی و مریدانی دارد که تدریجاً از یکدیگر فاصله می گیرند و شگفت انگیزتر این که برخی از این مذاهب یکدیگر را تکفیر کرده و خون هم را مباح می دانند و تصور هم می کنند که با کشتن یکدیگر به بهشت می روند!! زهی خیال باطل!
متأسفانه این شاخه شاخه شدن ها هم در میان پیروان حضرت موسی(ع) رواج داشته‏‏، هم در میان پیروان حضرت عیسی(ع) و هم در میان پیروان حضرت محمد (ص)‏‏‏. بسیاری از مورخین و جامعه شناسان نقش جغرافیا‏‏، خرده فرهنگ ها‏‏، جانبداری های ایلی و طایفه ای وعملکرد غلط مبلغان دینی که برای توسعه ی دین به خشونت متوسل شده اند و همچنین منفعت گرایی را در این شعبه شعبه شدن ها برجسته می دانند و جالب اینجاست که اختلاف های اولیه بسیار کم و قابل چشم پوشی بوده به طوری که اگر در زمان حضور پیامبران مطرح می شده با انگشت گره گشای آن بزرگواران برطرف می گردیده و جای پایی برای سوء استفاده کنندگان نمی مانده اما چون بسیاری از اختلافات در غیاب پیامبران ایجاد شده تدریجا به آن دامن زده اند و در برابر یکدیگر دکان باز کرده اند.
اگر این امکان وجود داشت که پیروان ادیان گوناگون می توانستند نمونه ای از جامعه ی ایده آل مورد نظر خود را تحت عنوان مدینه فاضله که تمامی مناسبات و قوانین آن بر اساس ارزش های مورد تأکید در هر دین و مذهب تنظیم گردیده و توصیه شده ارائه دهند معلوم می شد که چقدر به یکدیگر نزدیک هستند‏‏‏. پیروان سایر ادیان نیز اگر چه ممکن است در رویکردهای ظاهری و نمادها اختلافاتی با ادیان ابراهیمی داشته باشند ولی نزدیکی مناسبات تعریف شده در احکام دینی و مذهبی آنها با رویکردهای فطری بیانگر این است که امکان همزیستی مسالمت آمیز بین پیروان تمامی ادیان و مذاهب وجود دارد!
یکی از نکات مهمی که مورد غفلت قرار گرفته این است که آنچه موجب می شود موعود آخرالزمان که در تمامی ادیان و مذاهب جایگاهی برای وی در نظر گرفته شده بتواند حکومت جهانی مبتنی بر ارزش های مورد اتفاق همه انسان ها را محقق سازد در واقع به وجود همین مشترکات باز می گردد‏‏‏.
آنچه انسان ها را به تبعیت از حکومت واحد جهانی سوق می دهد دغدغه های مشترکی است که توجه به آنها مستلزم همگرایی و همکاری همگان است‏‏‏. مسایلی نظیر محیط زیست‏‏، امنیت‏‏، غذا‏‏، مقابله با بیماری ها‏‏، جلوگیری از مفاسد اخلاقی‏‏، بحران آب و نزدیکی شهرها به یکدیگر به موازات افزایش جمعیت و….
بشارت موعود از سوی پیامبران و ادیان گوناگون در واقع به معنای تاکید بر ناگزیری انسان ها برای همزیستی مسالمت آمیز است‏‏‏. به تعبیری دیگر بعثت در راستای بستر آفرینی برای همزیستی صورت گرفته و هر چه زمان می گذرد به درک اهمیت این همزیستی افزوده می شود و به نظر می رسد که پیروان ادیان و مذاهب گوناگون به جای دامن زدن به اختلافاتی که با آمدن موعود پایان خواهد پذیرفت به دنبال ایجاد بستری برای نزدیک شدن به یکدیگر باشند‏‏‏.
به نظر می رسد که بهترین مصداق برای کرامت و اعتلای اخلاق‏‏، بالا رفتن ظرفیت انسان ها برای همزیستی مسالمت آمیز باشد‏‏، بنابر این اگر انسان ها به درجه ای از رشد معنوی برسند که بتوانند با قبول تفاوت های ناگزیری که با یکدیگر دارند به مشارکت در اموری سوق داده شوند که تأمین کننده زندگی راحت تر و خداپسندانه تری برای آنها باشد‏‏، اخلاق کمال یافته ای پیدا کرده اند‏‏‏. البته تحقق چنین امری در جوامع کوچک نظیر خانواده چندان سخت نیست اما مهم این است که جامعه جهانی به درک هدف از بعثت پیامبران که افزایش تحمل پذیری انسان ها برای همزیستی مسالمت آمیز است نایل گردد‏‏‏.

Comments are closed.