• print
یادداشت سردبیر” اسماعیل عسلی” ۲۷ اردیبهشت ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
محتوا بخشیدن به قالب های جدید
‏‏تأثیر سبک زندگی را روی اقتصاد‏، فرهنگ‏، مناسبات اجتماعی و تلاش های فردی می توان مشاهده کرد‏‏. باید در نظر داشت وقتی ما از آثار نامطلوب سبک نوین زندگی سخن می گوییم به معنای تأیید شیوه های متداول زندگی در گذشته نیست‏‏. بلکه به این معناست که ما توفیق زیادی برای حفظ و جایگزینی ویژگی هایی که موجد برخی هنجارمندی ها بوده اند‏، نداشته ایم‏‏. برای مثال گاه گفته می شود که محبت کردن و اظهار لطف در گذشته بیشتر رواج داشته و امروزه کمتر به چشم می آید‏‏. وقتی برای بررسی درستی یا نادرستی این ادعا به گذشته باز می گردیم متوجه می شویم آنچه زمینه ساز چنین برداشتی از رفتار گذشتگان بوده پیچیده بودن رفتار و گفتار آنها در لفاف تعارف و تکلف بوده‏، ضمن این که نباید از ‏‏تأثیر رفتار طبقاتی و مناسبات مبتنی بر باورمندی به تابوهای اجتماعی غافل بود‏، اما اکنون که نسل جوان صراحت بیشتری در رفتار و گفتار خود به خرج می دهند احساس می کنیم که محبت آنها کم شده است‏‏‏! ما در زمانه ای زندگی می کنیم که سرعت و استرس ناشی از رقابت های نزدیک بین افراد آنها را ناگزیر می کند تا شفافیت بیشتری داشته باشند و خطوط و مرزهای رودربایستی را کم رنگ تر کنند و خواسته و نیاز خود را راحت بر زبان آورند و اگر آمادگی پذیرایی از کسی را ندارند بدون تعارف ابراز کنند‏‏. می گویند در گذشته اقوام و خویشان و بستگان بیشتر یکدیگر را می دیده اند و اکنون سالی چند بار آن هم به مناسبت هایی که با ناگزیری در آن شرکت می کنند موفق به دیدار هم می شوند‏‏. وقتی به گذشته باز می گردیم می بینیم که وجود خانه های بزرگ و دارای ده ها اتاق و همزیستی ناگزیر عروس با خانواده ی شوهر از یک سو و رواج ازدواج های فامیلی از سوی دیگر و همچنین قرار داشتن خانه های پر جمعیت فامیل در یک محله موجب می شده که آنها گاهی حتی روزی چند بار یکدیگر را ببینند و حشر و نشر و گفت و شنید داشته باشند‏‏. اما اکنون که اغلب ازدواج ها غیرفامیلی است و خانه ها هم آپارتمانی است و تعداد فرزندان هم محدود است و شهرها هم بزرگ شده‏، برای هر دید و بازدیدی باید هزینه ای در نظر گرفت و زمانی اختصاص داد که نه آن وقت به سادگی به دست می آید و نه هزینه ی آن قابل تأمین است‏‏.
هر چند این روزها تلفن همراه فاصله ها را از میان برداشته و یک خانم خانه دار می تواند پس از خرید یک لباس آن را پوشیده و از خودش عکس سلفی بگیرد و روی واتس آپ بگذارد و در معرض دید و قضاوت تمامی اعضای گروه‏، قوم و خویش و فامیل و دوست و آشنا و همکلاسی و…. قرار دهد و از آنها لایک بگیرد و چشم همه را در بیاورد و آنها را وادار سازد که شوهر بیچاره را به بازار بکشانند و مراسم چشم و هم چشمی را پر رنگ تر از گذشته به جای آورند‏‏‏!!
می گویند فرزندان ما در گذشته این همه هزینه و مخارج نداشته اند‏‏. مسیر خانه تا مدرسه را خودشان طی می کرده اند و جمعیت بالای آنها فشار زیادی روی خانواده نمی آورده است اما اکنون بچه دار شدن به کابوسی برای همسران جوان تبدیل شده است‏‏.
وقتی به گذشته باز می گردیم متوجه می شویم که بچه دار شدن با انگیزه های زیادی همراهی می شده اولا ترس از مرگ و میرکودکان به تنوع فرزند می انجامیده و تشویق و رغبت مادر بزرگ ها و پدربزرگ ها که با عروس خانواده همزیستی مستقیم داشته اند و سهمی در نگهداری و مراقبت از فرزندان داشته اند نیز روی این موضوع بی ‏‏تأثیر نبوده‏، از طرفی نیازهایی که امروزه به اقتضای تغییر زمانه برای بچه ها تعریف شده در آن زمان جایی نداشته‏، ضمن این که فاصله خانه تا مدرسه اغلب در محدوده ی محله و معمولا در مسیر کوچه و پیاده رو بوده و خبری از انواع مدارس دولتی و غیردولتی و فاصله های چند کیلومتری نبوده و از همه مهم‏تر نگاهی که هم اکنون به تربیت و نگهداری و تغذیه و پوشاک و مسکن و رفاه کودکان وجود دارد قبلاً تنها در خانواده های کاملاً مرفه وجود داشته است‏‏.
یک نکته را نباید فراموش کرد که نقش کانونی خانواده در تربیت فرزندان قابل قیاس با گذشته نیست به چند دلیل یکی این که از ساعات حضور کودکان و نوجوانان در خانه کاسته شده و به سهم مدارس و کانون های فرهنگی و باشگاه ها و کافی نت ها و تلفن های همراه افزوده گردیده و بخشی از ساعات حضور کودکان و نوجوانان در خانه نیز صرف خواب و استراحت و تماشای تلوزیون و ماهواره می شود‏، دوم این که آگاهی کودکان و نوجوانان پیرامون موضوعات گوناگون افزایش پیدا کرده و روی استقلال طلبی و بلوغ زودرس آنها ‏‏تأثیر گذاشته و دیگر نمی توان به عنوان افرادی که در همه ی امور و تصمیم گیری ها تابع والدین هستند روی آنها حساب کرد‏، ضمن این که تک فرزندی و تنهایی کودکان میل آنها به همزیستی با همگنانشان که در خارج از خانه هستند را افزایش می دهد‏‏.
نباید از نظر دور داشت که امروزه تلفن همراه نیز که حداقل ۳ تا ۴ ساعت از وقت شبانه روزی کودکان و نوجوانان را می گیرد و آنها را با گروه های گوناگون اجتماعی پیوند می دهد و در معرض اخبار، تصاویر و اطلاعیه ها‏، بیانیه ها و تبلیغاتی قرار می گیرند که روی شکل گیری شخصیت آنها ‏‏تأثیرگذار است باید به عنوان مؤلفه ای مهم در کنار خانواده‏، جامعه‏، مدرسه و دوستان و همسایگان و اقوام و خویشان قرار گیرد و همان اقداماتی که برای پالایش سایر مؤلفه ها صورت می گیرد در مورد تلفن همراه نیز اعمال شود البته نه در راستای نفی و بازدارندگی بلکه به قصد پیراستگی از رذایل و سمت گیری های غلط.
در پایان باید اذعان داشت کسانی که تلاش می کنند به منظور حراست از برخی هنجارمندی ها‏، شکل سبک زندگی سنتی را با حفظ کنند‏، آب در هاون می کوبند‏، این عده به جای اصرار بر قالب های بر جای مانده از گذشته که امروزه کارآیی چندانی هم ندارد به فکر محتوا بخشیدن به قالب های جدید باشند تا در مرحله ی گذار که مشغول سپری کردن آن هستیم بازنده نباشند‏‏.

  • دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
  • PDF

Comments are closed.