یادداشت
محمد عسلی
مقدمهای بر حماسه قهرمانی خرمشهر
روایت جنگ، روایتی نیست که در یک یادداشت یا نگارش یک خاطره بیان شود.
فیلمهای زیادی از جنگهای ملی میهنی یا جنگهای تجاوزکارانه جهانگشایان تاکنون به نمایش درآمده و داستانها و دلنوشتههای کثیری از جنگها و خونریزیهای تاریخ چاپ و منتشر شدهاند که بعضی از آنها را میتوان شاهکارهای ادبی خواند مانند جنگ و صلح تولستوی یا وداع با اسلحه ارنست همینگوی و یا دن آرام شولوخوف و امثالهم.
روایت و بیان هر یک از فیلمها و داستانها همه یک قهرمان دارند و پایانی از فتح یا شکست آنها. لیکن جنگ تحمیلی ۸ ساله ایران و عراق هر روزش حاوی حکایتهایی از مجاهدت و ایثار در مقابل تجاوز و کشتار است.
سرفصل زینتبخش نتیجه جنگ آزادی خرمشهر توسط دلیرمردان و مجاهدان راه آزادی خرمشهر است که کمر صدام متجاوز را شکست و آرزوی فتح و پیروزی را از دل و دماغ او و همدستانش ربود.
خرمشهر در شرایطی سقوط کرد که در مقابل یک ارتش مکانیزه مجهز به سلاحهای اهدایی شرق و غرب بود و با پشتیبانی سیاسی و مالی امیران عرب خوفی از کسری بودجه نداشت.
در مقابل ارتش ایران از همگسیخته و در حال تخریب، اصلاح و بازسازی بود آن هم با اختلافاتی که بنیصدر به عنوان اولین رئیس جمهور یک انقلاب عظیم و مردمی با یاران امام در نحوه عمل و نیات استراتژیکی در جنگ اختلاف فاحش داشت.
بنیصدر تحت تأثیر القائات رسانههای غربی مأیوس و ناامید اعلام کرد زمین میدهیم و زمان میخریم.
این سخن در شرایطی بیان شد که امام خمینی (ره) مصراً از مردم و جوانان آماده به جهاد خواست سیلی فراموش نشدهای به صدام بزنند که دیگر از این غلطها نکند «نقل به مضمون»
بعضی از بازماندههای امرای ارتش گفتند: «وقتی توپخانه صدام بر روی خرمشهر آتش گشود بسیاری از تانکها که به میدان آورده شدند به علت ماندگی، زنگ زده و ناکارآمد بودند و کشور در شرایطی نبود که بتواند با یک ارتش منسجم و یا سپاه کارآزموده در مقابل دشمن بایستد. صدام در طول سالها که هوس حمله به ایران را داشت هزاران کیلومتر راه آسفالته در مرزها و ورودی شهرهای مرزی ایجاد کرده بود.
تنها مقابله کارآمدی که در نخستین روزهای حملات صدام به فرودگاه مهرآباد و چند نقطه مرزی دیگر شده بود، پرواز همزمان یکصد هواپیمای شکاری ایران از نوع F4، F5 و F14 بود که علیرغم تسویه خلبانان مشارکت داده شده در کودتای نوژه توانستند حریم هوایی عراق را درنوردند و ضربات مهلکی به دشمن بعثی وارد آورند.
و اما بعد.
یک سؤال برای بسیاری از تحلیلگران جنگ چه تحلیلگران داخلی و چه تحلیلگران خارجی هنوز بیپاسخ مانده است.
و آن اینکه چگونه خرمشهر آزاد شد؟
امام راحل در یک جمله کوتاه و پرمعنی که میتوان کتابی در باره آن نوشت، اعلام کردند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد…»
این سخن با الهام از آیه شریفه «و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» [شما نبودید که تیر انداختید ولکن خدا تیر انداخت] همان مفهوم قرآنی را در اذهان مردم مسلمان تداعی کرد.
بدین معنی که یاران خدا و مؤمنین بودند که در دل دشمنان ترس و رعب ایجاد کردند و با شجاعت قدم به میدان شهادت گذاشتند تا خرمشهر، بار دیگر از دریای خون بیرون آید و خرمی دوباره یابد.
در این میان از ارتش و سپاه و بسیج گرفته تا دانشگاه و پزشک و مهندس، کشاورز و معلم و کارگر در صفوفی متشکل همه راه شهادت رفتند و پلی از تنهای مشتاق ایجاد کردند تا فاتحان این حماسه عظیم را رقم زنند و از پلی بگذرند که بر خون بنا شده بود.
به صراحت میتوان گفت: ما از تلههای انفجاری، میادین مین، باتلاقهای آماده انفجار و کوره راههای کمین دشمن گذشتیم تا قطعه زخم خوردهای را از لابلای چنگالهای خونین گرگصفتان بیرون آوریم.
خیلی آسان میتوان گفت از رودهای پرآب و عمیق در سراشیبی تندآبها با سلاح و مهمات و با شنا گذشتیم و بسیاری نیز اجسادمان همراه با آب در گل و لای دفن شد تا از مرزهای آبی بگذریم و به جانب دشمن روانه شویم.
اما اینکه چه جرأت و شهامتی در جوانان و نوجوانان بود، چه شجاعتی در میانسالان و پیران بود که اینگونه خطر کردند جز ایمان نیرویی حرکت دهنده و جز باور قدرتی این چنین نمیتوانست باشد. به جرأت میتوان گفت فتح خرمشهر و بسیاری از فتوحات دیگر در جنگ تحمیلی از جنگ بدر و خیبر و احد به مراتب سختتر و پرحادثهتر بود. تنها وجه مشترک این جنگها با جنگ تحمیلی ایمان و باوری بود که به خدا، معاد و به وحی و امامت بود.
این میراثهای ماندگار میباید نسل به نسل و سطر به سطر امانتداری شوند که هم ذخیره آخرتند و هم ذخیره دنیا برای بقای امنیت و امید مردم ما.
مبارک باد لباس دفاع بر قامت بلند دلیرمردان ایرانزمین. همانها که امروز در سنگرهای دیگری که حاصل همان دوره ۸ ساله جنگ تحمیلی است به کمک برادران مظلوم و مسلمان لبنانی، سوری، عراقی و یمنی شتافته و در این راه جان میدهند تا فرمایش مولا علی (ع) در عمل آنها تحقق پیدا کند که فرمودند: «کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا» [دشمن ظالم باشی و دوست مظلوم].
والسلام
- سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت”محمد عسلی” ۴ خرداد ۹۵