یادداشت
الف – بیدار
الماس پنهان
از جمله پرسش هایی که پاسخگویی به آن دشوار است این که به جای آوردن چگونه نمازی تضمین کننده ی سعادت دنیوی و اخروی است و روزه با چه شرایطی می تواند تصفیه کننده روح انسان باشد. هیچ تردیدی نیست که نماز در الفاظ خاص و رکوع و سجود خلاصه نمی شود و روزه نیز به معنای تحمل گرسنگی و تشنگی نیست. که اگر اینگونه بود خداوند نماز را بازدارنده از زشتی ها و پلیدی ها معرفی نمی کرد و پاداش روزه تا این اندازه بالا نبود که تنها خداوند قادر به ادا و عطای آن باشد. به قول معروف بیهوده سخن به این درازی نبود!
تصور شما در باره نماز کسی که ناگزیر است پول نزولی به صورت قرض یا وام بگیرد تا بتواند زندگی کند و با همان پول خانه می خرد، لباس می خرد، خوراک و غذا تهیه می کند و لقمه به دهان فرزندان و اهل و عیالش می گذارد، آنگاه با همان لباس نماز می خواند و در همان خانه سجاده پهن می کند چگونه است؟ بی گمان چنین شخصی اگر به اندازه ی نصف استکان هم ایمان داشته باشد از نماز و روزه اش لذت نمی برد. مانند همان ورزشکاری که دوپینگ کرده و هر کس نداند حداقل خودش می داند که قهرمانی اش ریشه در تقلب دارد. بهره ی معنوی از نماز زمانی محقق می شود که نماز بر رفتار و کردار و گفتار ما تأثیرگذار باشد.
روی به محراب نهادن چه سود
دل به بخارا و بتان طراز
ایزد ما وسوسه ی عاشقی
از تو پذیرد نپذیرد نماز
کسی که کاکل ذرت را رنگ می کند و به جای زعفران می فروشد، کسی که تاج خروس و پوست مرغ را خمیر می کند و به عنوان سوسیس به مردم قالب می کند، کسانی که برنج تایلندی را قاطی برنج کامفیروزی یا برنج طارم می کنند و سودش را با خیال راحت به جیب می زنند، کسانی که نوعی ماکارونی را به عنوان برنج هندی بسته بندی می کنند، کسانی که اجناس درجه چهار و تقلبی چینی را با مارک های اغوا کننده به مردم کوچه و بازار می فروشند، رانت بازها، سفته بازها، دلالان وام های میلیاردی و کسانی که با مدارک تقلبی در آموزشگاه ها و دانشگاه ها تدریس می کنند و… الی ماشاءالله انواع و اقسام تخلفی که در جامعه ی ما رواج دارد. آیا نماز و روزه ی چنین افرادی آنها را به جایی می رساند و آیا نماز و روزه هایی که با چنین اعمالی مشایعت می شود از قدرت بازدارندگی بالایی برخوردار است؟ آیا در چنین شرایطی می توان گفت استعینوا بالصبر و الصلوه؟!
نماز وقتی که با عشق و شور و اشتیاق همراه باشد، کم هزینه و پربار است. گاه اتفاق می افتد که شخصی با یک لیوان آب وضو می گیرد و گوشه ای پاک از زمین خدا را پیدا می کند و روی خاک و سنگ نماز به جای می آورد و در زندگی هم همواره مراقبت می کند که نمازش در اثر سهل انگاری و آلوده شدن به انواع گناهان به هدر نرود و بر عکس ممکن است ما میلیاردها تومان برای اقامه نماز هزینه کنیم و مسجد و نمازخانه بسازیم و سازمان و اداره های مرتبط با تبلیغ نماز راه بیندازیم اما یا نمازخوان کم داشته باشیم و یا این که نمازخوان ها اغلب به شرایط قبولی نماز توجه نداشته باشند.
وقتی همین اصطلاح غبارروبی مساجد را در نظر می گیرید و به آن فکر می کنید متوجه می شوید که غبارروبی مساجد در ابتدای ماه مبارک رمضان به این معنی است که پیش از آن مردم استقبالی از اقامه نماز جماعت در مسجد نمی کنند و این بی توجهی به اندازه ای است که گویی غبار فراموشی بر در و دیوار مسجد نشسته و باید آن را زدود! شاید هم چنین تصوری ناشی از گونه ای بدسلیقگی در انتخاب نام چنین مراسمی باشد ولی این نامگذاری اگر ترجمه شود و به گوش ساکنان برخی از کشورهای اسلامی بخورد با شگفتی از خود می پرسند که مگر در غیر ماه رمضان مساجد تعطیل است که آن را غبارروبی می کنند، جالب اینجاست که از همین نام برای مراسم جمع آوری نذورات مردم در بقاع متبرکه هم استفاده می شود!
اساساً آنچه می تواند به نهادینه شدن نماز و روزه در جامعه کمک کند پیوند نماز و روزه با زندگی است. چنین پیوندی بارها تجربه شده و آثار سودبخش آن به اثبات رسیده است. آفت چنین پیوندی نگاه ابزاری به عبادت است، نگاهی سوداگرانه که راه علاج آن چشانیدن مزه و طعم واقعی نماز و روزه به مردم است.
ناگفته پیداست که از نماز می توان بهره برداری های فراوان کرد از جمله بهره برداری سیاسی اما همین که نوع خاصی از بهره برداری پر رنگ تر دنبال شود و مبلغین قادر به برقراری توازنی معقول بین تمامی آثاری که بر نماز مترتب است نباشند به جنبه های دیگر آسیب وارد می شود. نماز متعادل کننده روح است از این رو باید همواره به آن نگاهی متعادل داشت. نماز برقرار کننده ارتباط بین انسان با خداوند است. خطی مستقیم است و هیچ ضلع دیگری ندارد لذا هر گاه بخواهیم ضلع دیگری به آن بیفزاییم، تصویری غیر حقیقی از آن ارائه داده ایم که از دلپذیری و جذابیت معنوی بالایی برخوردار نیست.
وقتی به یک مسجد مهر و مارک یک گروه یا جناح و تفکر خاص می زنیم خواه ناخواه از تعداد نمازگزاران آن کاسته ایم و کار را به آنجا می رسانیم که صدای رئیس ستاد اقامه نماز هم به اعتراض بلند می شود. کم نیستند مساجد و عبادتگاه هایی که دارندگان تفکرات خاص از نقاط مختلف شهر به آنجا می روند و طبیعی است که چنین روندی با استقبال مردم عادی مواجه نشود. باید دید ما رد پای نماز را در کجا دنبال می کنیم. مگر نه این است که نماز باید در زندگی ما تأثیر و حضور داشته باشد آیا آمار و ارقام و نوع مناسبات غالب اجتماعی بر حضور نماز در زندگی ما صحه می گذارد؟ نتیجه ی نگاه تک بعدی به نماز همین است که هر چه جلوتر می رویم بیشتر از نماز فاصله می گیریم. این فاصله ها را می توان در فاصله های طبقاتی، در آمار و ارقام مربوط به بزهکاری ها، جدایی ها، خشونت ها، بی انصافی ها، غارت بیت المال و تزویرها و دورویی ها دید!
تصور کنید شخصی الماسی درخشان و گرانبها در اختیار دارد که می تواند در سایه ی برخورداری از آن زندگی خوب و راحتی داشته باشد اما این الماس را در جعبه ای خاتم گذاشته و هر روز به آن خیره می شود و از آن تعریف می کند در کنار این دارندگی و برخورداری زندگی پر دردسری دارد و گویی که صاحب و مالک آن الماس درخشان نیست. شاید معامله ای که برخی با اسلام و نماز و روزه می کنند بی شباهت به معامله آن شخص با الماس نباشد.
- سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت “الف – بیدار” ۱۸ خرداد ۹۵