• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی”

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
عاقبت به خیری
این که ما همواره بر سر تعریف ها مشکل داریم و تکلیف بسیاری از واژه ها و اصطلاحات و تکیه کلام ها معلوم نیست سر در آبشخور گونه ای تساهل خودخواسته دارد که از ویژگی های جامعه ی ماست. همین کلمه ی «مردم» را در نظر بگیرید که سخنوران و نویسندگان و مسئولین و رسانه ها با اعتماد به نفس کامل آن را به کار می برند ولی با توجه به مصادیق گوناگونی که برای آن معرفی می شود، بالاخره ما نفهمیدیم چه مفهومی دارد!! گاهی دو گروه معارض که رودرروی هم ایستاده اند، خود را سخنگوی مردم معرفی می کنند و خلاصه همه چیز به نام مردم است و به کام عده ای محدود و شگفت انگیز این که اینگونه کل کل ها و از مردم سخن گفتن ها پس از برگزاری انتخابات که مردم به اصطلاح با نه گفتن به یکی و آری گفتن به دیگری تکلیف همه چیز را روشن می کنند نیز ادامه پیدا می کند و باز هم کسانی که مردم آنها را بر اساس آرای خود در اقلیت قرار داده اند راه خود را می روند و این داستان همچنان ادامه دارد.
به نظر می رسد، عده ای در تملک اصطلاحات دندان گیر و تعابیری که به خوبی در دهان می چرخد ید طولایی دارند. همین اقتصاد مقاومتی را در نظر بگیرید که از بدو مطرح شدن به ترجیع بند سخنان نمایندگان و مسئولین و گردانندگان صنایع و کارخانجات و تولیدکنندگان تبدیل شده و هرکسی تلاش می کند منافع شخصی و گروهی و جناحی خود را در قالب طرح های رنگارنگ با محوریت اقتصاد مقاومتی جا بیندازد و برخی رویکردها را موافق و رویکردهایی دیگر را مخالف آن جلوه دهد!
کمک های مردمی در بحث ثبت نام دانش آموزان نیز از این قاعده مستثنی نیست چرا که تشکیل شده از «کمک»ها و «مردم» و جالب اینجاست که حتی مدارس غیردولتی که شهریه های قابل ملاحظه ای دریافت می کنند نیز از آن بهره می گیرند، در حالی که کمک های مردمی برای اولین بار در آموزش و پرورش ویژه مدارس دولتی بود به این صورت که انجمن اولیاء و مربیان در نشست های عمومی تلاش می کردند از توان اقتصادی برخی اولیاء در قالب کمک های مردمی، بخشی از نیازهای دانش آموزان نیازمند به مساعدت های مالی و تغذیه و لوازم التحریر را برطرف سازند. کمک های مردمی بعدها با توجه به ضعف بنیه مالی دولت برای پرداخت سرانه لازم به مدارس، کارکردهای دیگری هم پیدا کرد و مدیران مدارس با بکارگیری شیوه های ابتکاری برخی از اولیاء توانمند را متقاعد می کردند که برای پیشبرد امور مدرسه کمک هایی داشته باشند و البته حرکتی قابل توجیه و منطقی بود و از آنجایی که از ابتدا تا مرحله ی نتیجه گیری روالی منطقی را طی می کرد دلیلی برای مخالفت با آن وجود نداشت. اما از زمانی که در جای جای کشور زمزمه هایی مبنی بر بکارگیری شیوه های عجیب و غریب برای گرفتن کمک های مردمی بر سر زبان ها افتاد و در مواردی حتی به عنوان شرط ثبت نام در مدارس دولتی مطرح گردید به ذائقه ی مردم خوش نیامد و بالاخره کار به جایی کشید که وزارتخانه بخشنامه صادر کرد و کمک های مردمی را تعریف کرد تا کسی از بلاتکلیفی معنای آن سوء استفاده نکند!
معلوم نیست چرا هر چیز خوبی مورد سوء استفاده قرار می گیرد، از خدا گرفته تا انواع و اقسام مخلوقاتش به تناسب اهمیتی که دارند مورد سوء استفاده قرار می گیرند. هر چیزی که در جامعه ی ما با استقبال مواجه می شود، نمونه های قلابی آن هم به تدریج وارد شده و به کار گرفته می شود. کافی است مردم از یک برنامه ی عزاداری که با کیفیت و محتوای بالا در صدا و سیما اجرا و پخش می شود با ارسال پیامک استقبال کنند، متعاقب آن به اندازه ای برنامه های بی کیفیت و گریه محور پخش می کنند که مخاطبان را از کرده ی خود پشیمان می سازند!
برنامه های طنز هم سر در چنین آبشخوری دارد. فرضا یک مجری با نشاط با چند مهمان دلچسب و صمیمی و اپیزود های مناسب کار خود را آغاز می کند و به تدریج مخاطبان زیادی پیدا می کند و همین که جا افتاد و روی ریل قرار گرفت، نوبت به آدم های نچسب و بی ارتباط به برنامه های طنزآمیز هم می رسد که برای صید مخاطبان پرشمار روی صندلی داغ فلان برنامه طنز قرار گیرند و نیش خود را هم تا بناگوش باز می کنند یعنی این که مثلاً شاد هستند و درس شادی می دهند و از این کارهای قبیح!
نمونه های فراوان چنین رویکردهایی را در جریان سطل آب خالی کردن و تراشیدن مو و خاطرات من درآوردی تعریف کردن و به جای واقعیت به مردم قالب کردن و… شاهد بوده ایم که الی ماشاءالله آنقدر تداوم یافت که لوث شد.
اما یک کار ارزشمند هست که معلوم نیست برای اولین بار چه کسی آن را استارت زده و باب کرده است ولی به نظر می رسد که اگر تا قیام قیامت هم تداوم داشته باشد، لذت بخش، خشنود کننده و مورد رضایت خدا باشد و آن هم قدم گذاشتن در راه خیر است و نیکوکاری و ساخت مدرسه و بیمارستان و ورزشگاه و احداث پارک و بوستان که حتی اگر تقلید محض از این و آن هم باشد خالی از آثارماندگار و برکت نیست.
مردم هرگاه ورزشکار مشهور و باسابقه ای را می بینند که از شهرت و محبوبیت خود برای کمک به همنوعانش بهره می گیرد تصویر خوبی از فعالیت ورزشی در ذهنشان نقش می بندد
چنین ورزشکاری اگر در طول زندگی ورزشی خود به مقام های جهانی هم نرسیده باشد در چشم و دل مردم به عنوان قهرمان مطرح می شود قهرمانی که توانسته پشت شیطان را به خاک بمالد. چرا که تنها عامل بازدارند از خیر و نیکی شیطان است و هر کس از سد شیطان عبور کند قهرمان است حتی اگر پیرزن یا پیرمردی از کار افتاده و در حال نزع باشد که در آخرین لحظات زندگی با تامین هزینه احداث مراکز عام المنفعه برای همیشه به خدمتگزار واقعی مردم تبدیل می شود. چند سالی است که شاهد اقداماتی ابتکاری در ماه مبارک رمضان برای انجام کارهای خیر هستیم و حاصل آن هر چه باشد از اطعام و احداث و تأمین هزینه ازدواج و جهیزیه ارزشمند است و گاهی در جهت هم سطحی برخورداری ها به حساب می آید. انشاءالله همان طور که آخر و عاقبت این یادداشت به خیر شد آخر و عاقبت همه ی ما به خیر شود. عاقبت به خیری یعنی همین!

Comments are closed.