• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۵ خرداد ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
اسب های عصاری
پیش از آن که ایده و نظریه دهکده ی جهانی تحت تأثیر خیزهای علمی و تمدنی با اهداف سیاسی و در چارچوب پروسه های فرهنگی مطرح شود، برخی از انسان های متعالی و آینده نگر از دیرباز بر درک ضرورت هایی که همگان را به چنین نقطه ای خواهد کشانید تأکید داشته اند. در حال حاضر جهانی اندیشیدن بیشتر معطوف به اهداف اقتصادی و سیاسی است و انگیزه ی کسانی که با جدیت آن را دنبال می کنند، دیکته کردن هژمونی غول های اقتصادی است که با اشتهای وصف ناپذیری خود را برای بلعیدن داشته های دیگران آماده می کنند. خوش بینانه ترین تحلیل ها پیرامون جهانی اندیشیدن با محوریت دغدغه های زیست محیطی دنبال می شود که بی گمان در خور اعتناست و تحقق آن نیز در گرو همگرایی های منطقه ای و بین المللی است.
پر واضح است که سوء استفاده های سیاسی از همگرایی های بین المللی نمی تواند توجیه کننده شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات مشترک انسانی و بی اعتنایی به کنوانسیون هایی باشد که پای بندی به آنها تضمین کننده سلامت محیط زیست و حراست از منابع طبیعی و احترام به مناسبات مبتنی بر اخلاق در تعاملات فرامرزی است.
وقتی شخصی مانند بان کی مون که در راس یک نهاد بین المللی است از تطمیع شدن چنین نهادی توسط عربستان خبر می دهد، پوشالی بودن ابهت چنین سازمان هایی در نگاه جهانیان آشکارمی شود و قضیه به همین جا ختم نمی شود بلکه حتی رسانه ها یی با شعاع تاثیر گذاری جهانی که قاعدتا باید خود را نماینده افکار عمومی بدانند، در مواجهه با دو رویداد مشابه و البته تأسف بار صرفا به دلیل این که در دو نقطه ی متفاوت از جهان رخ می دهد، واکنشی تبعیض آمیز از خود بروز می دهند. کافی است نحوه بازتاب اخبار مربوط به حمله به یک کلوپ محل تجمع همجنس گرایان درفلوریدا را با انفجارهای تروریستی در عراق و سوریه مقایسه کنید تا دریابید کسانی که از درک و درد مشترک جامعه جهانی دم می زنند و نهادهای بین المللی را با پول و سیاست و لابی گری هایی که سر در آبشخور کانون های مافیایی دارد، مدیریت می کنند، چگونه ارزش های مشترک انسانی را به سخره می گیرند. ممکن است کسانی ریشه ی شدت و ضعف چنین واکنش هایی را در اهمیت جایگاه اقتصادی کشوری چون ایالات متحده آمریکا جستجو کنند که در رتبه ی اول جهانی قرار دارد و تغییر شاخص های امنیتی در آن ممکن است روی شاخص های بورس در اروپا، شرق دور و به تبع آن تمامی کشورهای جهان مؤثر باشد اما زمانی که با دقت چنین واکنش هایی را با یکدیگر مقایسه می کنیم درمی یابیم که امپراتوری های رسانه ای که با چنین تحلیلی نگاه تبعیض آمیز خود را توجیه می کنند، از درک تأثیر تحمیل جنگ های خانه برانداز در مناطق نفت خیز و استراتژیک خاورمیانه بر زندگی میلیون انسان ساکن در این مناطق عاجز هستند.البته عاجز نیستند اما چون سود و سودای آنها در تداوم جنگ با محوریت اختلافات نژادی و قبیله ای و مذهبی است برخورد بازدارنده ای با آن ندارند ولی در عین حال خشنود نخواهند شد اگر ترکش چنین منازعاتی به ساکنان اروپا و آمریکا که به زعم آنها همواره باید در امنیت کامل باشند برخورد کند!!
باید اذعان داشت که جهانی اندیشیدن، تبعیض را برنمی تابد لذا تمامی کسانی که تحت لوای طرح و اجرای ایده های جهانی، منافع فرقه ای، قبیله ای، نژادی و منطقه ای را دنبال می کنند، باید بدانند که وسایل ارتباط جمعی در عصر کنونی حکم تیغی دو لبه را دارد و حتی به کسانی که آن را در دست دارند نیز رحم نمی کند. لذا هر گونه نگاه تبعیض آمیز به موضوعاتی نظیر حقوق بشر که در ردیف دغدغه های جهانی است با واکنش افکار عمومی مواجه می شود. کشتار جمعی در هر کجای جهان و توسط هر کسی و با هر بهانه ای که اتفاق بیافتد جنایت است. از فلوریدا گرفته تا فرانسه و یمن و عراق و سوریه و فلسطین و ترکیه.
جنگ کوری که ظرف چند دهه خاورمیانه را به کانون آتش افروزی ها تبدیل کرده وبا وجود آثار مخرب روحی و روانی و اقتصادی و فرهنگی، عده ای از رهگذر آن نان می خورند و به دنبال تضمین بقای خود در سایه ی تداوم بخشیدن به خونریزی ها هستند و گاهی ترکش های آن به اروپا و آمریکا هم اصابت می کند حاصل تحلیل های غلط از کارکرد دین و ملعبه قرار گرفتن نظریه پردازان بنیادگراست که تقریباً یک هزاره را در خواب بوده اند و اکنون که از خواب برخاسته اند می خواهند با همان نگرش های متأثر از عوامل گوناگون محصور در زندان زمان و مکان به احیای امپراتوری های افسانه ای بپردازند!!
و شگفت انگیز این که غربی ها با زیرکی از نظریه پردازان بنیادگرا و سلفی مزاج مانند اسب عصاری بهره می گیرند و این اسب ها با چشمهای بسته هر چقدر هم که با سرعت حرکت کنند دست آخر به همان نقطه ی آغازین خواهند رسید با این تفاوت که گندم غربی ها را آرد کرده اند. بی شک آن زمان خواهد آمد که غربی ها پس از آنکه گندم خود را آرد کردند و آرد خود را بیختند و الک خود را آویختند، اسب های عصاری را به حال خود رها خواهند کرد و شاید برای تفریح و تفرج و مشاهده ی تأسف آنها از این همه جنگ های بی حاصل، پارچه های سیاه را از روی چشم این اسب های فلاکت زده بردارند تا به چشم خود ببینند که پس از سالها قتل و کشتار و ترور و ناامنی در همان نقطه اول هستند. با این تفاوت که همه ی توان خود را از دست داده و دیگر برای حرکت کردن در مسیری متفاوت ره توشه ای ندارند.

Comments are closed.