• print
یادداشت “محمد عسلی” ۳۰ خرداد ۹۵

یادداشت
محمد عسلی
تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی
در یکی از پارک‏های شهر وین پایتخت اتریش سقاخانه‏ای زیبا توسط یکی از پادشاهان عثمانی بنا شده که آن را تقدیم به پادشاه اتریش کرده است. این سقاخانه ۶ ضلعی که از هر ضلع سنگی آن شیر آبی جاری است با یک آیه قرآن در بالای هر شیر آب زینت داده شده که آن آیه این است: «و من الماء کل شیء حی» [حیات هر موجود زنده‏ای از آب است]
این سقاخانه دقیقاً در سرسبزترین نقطه وین است که از نعمت بارندگی‏های فراوان برخوردار است و کمبود آب ندارد.
وجود آب، حیات، زیبایی، سرسبزی و خرمی و هوای پاک را ضامن است و اگر نباشد یا حیات آن به خطر افتد، همه چیز بهای خود را از دست می‏دهد. این موضوع را عالم و عامی می‏دانند، اما قدر نمی‏دانند؛ چون ارزان است و در دسترس و به قول یکی از شعرای معروف: «تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی»
و اما بعد.
گرم شدن غیرطبیعی زمین که ناشی از انحراف از معیارهای طبیعی است و خشکسالی‏های ممتد که آلودگی هوا را به دنبال داشته است اگر به همین منوال پیش رود جان انسان‏ها و تمامی موجودات زنده به خطر می‏افتد و بیماری‏های تنفسی و قلب و عروقی را افزایش خواهد داد.
آتش‏سوزی جنگل‏ها و عدم مراقبت از درختان، تبدیل خانه‏های سنتی که دارای حیاط‏ و فضاهای مشجر بوده‏اند به آپارتمان‏های سر به فلک کشیده، آسفالت خیابان‏ها و پشت بام‏ها که به هنگام بارندگی از نفوذ آب به داخل زمین جلوگیری می‏کنند و باران به صورت سیلاب‏های سرگردان راهی رودخانه‏ها و نهایتاً دریاها می‏شوند، استفاده حریصانه و بدون حساب از آب‏های زیرزمینی که چشمه‏ها را خشکانده و جویبارهای زیبا و باطراوت را خالی از آب کرده، افزایش جمعیت انسان‏ها و حجم وسیع اتومبیل‏ها در خیابان‏ها، کوچه‏های و پارکینگ‏ها و توقفگاه‏ها، همه حکایتی تلخ از فراموش شدن زندگی طبیعی و گرایش به ساخته‏های مصنوعی است که کمبود و مصرف بی‏رویه آب را در پی داشته است.
متأسفانه از هم‏اکنون جنگ آب شروع شده همسایه غربی «ترکیه» با سدسازی روی رودخانه‏ها و سرچشمه‏های دجله و فرات از یک سو و از دیگر سوی همسایه شرقی «افغانستان» خروجی‏های رود هیرمند را که بخش‏هایی از سرزمین ما را مشروب می‏کرده مسدود کرده، ابرهای باران‏زا هم توسط بعضی کشورها به صورت مصنوعی بارانده می‏شود و خشکسالی‏های پیاپی هم به کمبود آب در کشور ما دامن زده است.
با این وصف آیا جز صرفه‏جویی و قدر آب دانستن راه دیگری سراغ داریم؟
اگر بتوان ظرف چندین سال و با هزینه‏های گزاف آب دریا را شیرین کرد و کاهش آب مصرفی خانوارها را جبران نمود، یک راه حل علمی است، اما اگر هر ایرانی در شستشوی حیاط، اتومبیل و کوچه تجدید نظر کند و کمترین آب مصرف نماید می‏توان امیدوار بود که مقدار قابل توجهی از کمبود آب به ویژه در فصل تابستان جبران خواهد شد.
نکته مهم‏تر آنکه کشورهای اروپایی که روی منابع وسیع آب خیمه زده‏اند بیشتر از ما و به نحو بهتری در صرفه‏جویی آب برنامه‏ریزی کرده‏اند، علیرغم اینکه با کمبود آب هم مواجه نیستند.
اینکه در آلمان در هر خانه‏ای ۴ شیر آب برای مصارف گوناگون نصب شده و فقط یکی از شیرهای آب خوراکی و بهداشتی است موجب صرفه‏جویی در هزینه‏ها هم شده است.
وقتی در ۶۰ سال گذشته اکثر خانه‏ها حمام نداشتند، اما امروز همه خانه‏ها و ساخت و سازهای مسکونی حمام دارند و مرتب استفاده می‏کنند بدین معنی است که آب امروز صرفاً مصرف خوراکی و کشاورزی و باغداری ندارد، بلکه مصرف شستشو بیشتر از مصرف خوراکی است.
اگر روزی روزگاری جوی آب روانی از کنار باغ و بوستانی عبور می‏کرد تا سهراب بسراید: «آب را گل نکنید…» امروز همان جوی آب هم جاری نیست تا کسی آن را آلوده کند.
در حیاط خانه‏‏ها هم حوض و فواره نیست، اما در هر خانه‏ای چشمه کوچکی به وسیله شیرهای آب جاری است که هم پاک و بهداشتی است و هم در دسترس.
ما به این استفاده راحت و آب در دسترس عادت کرده‏ایم و وای از آن روزی که این آب قطع شود.
آن روز چه خواهیم کرد؟ چگونه آب مصرفی را تأمین می‏کنیم؟
اگر امروز را قدر ندانیم و صرفه‏جویی نکنیم، قطعاً فردا بدون آب خواهیم بود.
با این فرض دو وظیفه بر دوش مردم و مسئولین است. مردم صرفه‏جویی کنند و قدر آب بدانند و مسئولین از هدرروی آب و پوسیدگی لوله‏ها جلوگیری کنند و جایگزین آن را به دست فراموش نسپارند.
راهکارهای دیگری هم برای ذخیره‏سازی آب وجود دارد، مانند سدسازی اما می‏توان اهمیت صرفه‏جویی را به نحوی به مردم یادآور شد که معادل ذخایر چند سد از مصرف بی‏رویه آب جلوگیری کنند. یا همانند ژاپنی‏ها در یکی از سال‏های بحرانی هر کس حداقل ۵۰۰ لیتر آب باران برای شستشو ذخیره کند که اگر ۵۰۰ لیتر را به تعداد جمعیت ذخیره کننده ضرب کنیم، حجم بسیار بالایی از آب ذخیره شده‏ است که بسیار کمک خواهد کرد.
امید که مردم و مسئولین از همین امروز به فکر صرفه‏جویی و چاره کار باشند که فردا خیلی دیر است.
والسلام

Comments are closed.