• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱ تیر ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
بردگی فکری
اگر چه پیشینه ی برده داری به هزاران سال می رسد و امروزه ظاهراً به نظر می آید که از برده و برده داری خبری نیست اما با نگاهی خالی از تعارف و تکلفات دست و پا گیر باید اذعان داشت که برده داری تنها در قالب و شکل خود دچار تحول شده ولی محتوای آن تغییری نکرده و درب باغ سبز دنیا کماکان بر همان پاشنه می چرخد. در گذشته معیارهایی وجود داشت که بر اساس آن اشخاص آزاد به برده تبدیل می شدند و در مواردی نیز بردگان این فرصت را پیدا می کردند که به آزادی دست یابند.
برده زاده بودن، اسیر شدن در جنگ، درماندگی و ناتوانی در پرداخت غرامت، ورشکستگی و گرسنگی و خطر مرگ، در راه ماندن و گم کردن مسیر سفر و دور افتادن از شهر و دیار و به دست حرامیان افتادن و… در گذشته معمولاً سرنوشتی جز بردگی را برای انسان ها رقم نمی زد و کسانی که به هر دلیل به بردگی تن می دادند در انتخاب جا و مکان و شغل و همسر و در مواردی حتی غذا و پوشاک از خود اختیاری نداشتند و سفر کردن بدون اجازه ی ارباب نیز برای آنها حکم سرکشی و طغیان را داشت. بردگان در بسیاری از موارد ناگزیر به کتمان اعتقادات، باورها، احساسات و استعدادها و آرزوهای خود بودند و بعضاً مانند حیوانات نشانه گذاری می شدند تا صاحب و مالک آنها مشخص باشد و اگر مثلاً در جریان جنگ ها و مسافرت ها و مأموریت هایی که انجام می دادند کشته می شدند یا خطایی مرتکب می شند، تکلیف آنها روشن باشد.
بردگان در صورت لزوم و به دستور ارباب خود با کسانی می جنگیدند که شخصاً با آنها هیچگونه دشمنی و خصومتی نداشتند، آنها معمولاً ناگزیر به انجام رفتارهایی بودند که به آن باور نداشتند، از غذا خوردن، ازدواج کردن، مسافرت و گاه حتی گفتگو کردن لذت نمی بردند چرا که تصمیم گیری برای جنگ و صلح و رفتار و گذران زندگی و ازدواج و مسافرت و تجارت و سخن گفتن آنها به اراده و خواست و منافع اربابشان بستگی داشت.
البته نباید از نظر دور داشت که بردگان و کنیزان در برخی از ساختارهای اجتماعی و حکومتی زمینه ای برای رشد و ارتقاء درجه داشتند که آن نیز تنها در چارچوبی خاص قابل تعریف بود و کمتر اتفاق می افتاد که بردگان بتوانند بر سرنوشت خود تسلط کامل پیدا کنند. بر اساس شواهد تاریخی کنیزان زیبا رو و هنرمند و خوش صدا و همچنین غلامان با سواد و حکیم و دانشمند و جنگجو در برخی از ساختارهای حکومتی زمینه ای برای رشد داشته اند.
برده داری در نگاهی آرمانی هرگز به عنوان پدیده ی اجتماعی پسندیده ای مطرح نبوده و کمتر برده ای پیدا می شده که از بردگی خود خشنود باشد با این وجود به دلیل ریشه دوانیدن برده داری در ساختار اقتصادی جوامع، مبارزه با آن نیز دشوار بوده تا آنجا که حتی بر اساس آموزه های دینی نیزفرمانی برای نفی مطلق آن وجود نداشته است، البته در توصیه های بزرگان دین و کتب آسمانی برای آزاد کردن برده ثوابی معادل انفاق و اطعام در نظر گرفته شده و خوشرفتاری با بردگان و ناگزیر نکردن آنها به رفتارهای زشت مورد تأکید قرار گرفته است به طوری که با آزاد کردن برده می توان کفاره گناهان خود را پرداخت کرد!
انسان های عصر ارتباطات با دیدن برخی فیلم های تاریخی نظیر ده فرمان، بن هور، گلادیاتور، اسپارتاکوس، باراباس، محمد رسول الله و… که در صحنه هایی از اینگونه فیلم های تاریخی، وضعیت رقت بار بردگان به نمایش درآمده، نمی توانند پذیرای نظام بردگی باشند، اما اگر نگاهی زیرپوستی به نوع مناسبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در جهان داشته باشیم با مصادیق گوناگون بردگی مواجه می شویم که در مواردی حتی قابل مقایسه با گذشته های دور نیز نیست زیرا در گذشته به دلیل رسمیت داشتن برده داری برای نحوه ی برخورد و خرید و فروش و آموزش و مجازات بردگان قوانینی وجود داشت اما اکنون برده داری مدرن خود را ملزم به رعایت هیچ قاعده و قانونی نمی داند.
فردی که به دام اعتیاد می افتد و به دلیل وابستگی شدید به مواد مخدر به هر ذلتی تن می دهد و گاه حتی برای تأمین مواد مورد نیاز خود به دزدی و قتل و فحشا روی می آورد عملاً به برده شباهت دارد.
امروزه در برخی کشورها که ادعای آزادی و ارجگزاری انسان ها را دارند افرادی را تحت عنوان لژیونر به استخدام خود در می آورند و به عنوان مزدور در ارتش به کار گرفته می شوند و سپس کارت سبز شهروندی را به جای دستمزد به به آنها اعطا می کنند. چنین افرادی باید بدون هیچگونه اعتراض و کم کاری، تابع دستوراتی باشند که به آنها داده می شود.
برخی از بنیادگرایان و سلفی های تشنه ی قدرت که موجودیت آنها با منابع نفتی گره خورده، با شستشوی مغزی جوانان و انسان های درمانده که مستعد طغیان و سرکشی هستند، آنها را به قتل و آدم کشی و آدم سوزی و تجاوز و به بردگی کشیدن همنوعان و نقض قوانین انسانی و زیر پا گذاشتن حقوق بشرترغیب می کنند و برای این جوانان بیچاره سند بهشت هم صادر می نمایند و وادارشان می کنند که جلیقه ی انفجاری بپوشند و این جلیقه ها را در اجتماعات انسانی متشکل از نظامی و غیرنظامی و زن و مرد و پیر و جوان و کودک منفجر کنند. آنها برای انگیزه بخشیدن به چنین جوانانی اینگونه به آنها القاء می کنند که چه بکشید و چه کشته شوید به بهشت می روید و نتیجه ی چنین رویکرد ابلهانه ای، رواج فرهنگ ترور و خشونت در عراق و سوریه و برخی کشورهای خاورمیانه است که دستاوردی جز ظهور فله ای گروه های تروریستی با عقبه های فکری انحطاط گرا، اسلام هراسی و توجیه رفتار وحشیانه با مسلمانان و غارت ثروت های ملی آنها و همچنین مسخ کردن و به قربانگاه بردن برخی از ارزش های دینی و استخراج کارکرد معکوس از آنها ندارد! تصویری که جوانان انتحاری از دین دارند آمیزه ای از خون و خشونت و قتل و انفجار و مثله کردن و سر بریدن و به بردگی کشیدن و رعایت برخی از ظواهری است که هیچ گونه پیوندی با آموزه های دینی ندارد! اداره کنندگان پشت پرده دنیا، گاهی در جریان برخی پروسه های توطئه آمیز مافیایی با حساس کردن انسان ها نسبت به ملیت و مذهب و قوم و نژاد و دلبستگی های تاریخی، افسار روح و روان آنها را در دست می گیرند و درگیر جنگ های فرسایشی می کنند و عملاً از آنها برای خود برده می سازند. اما بردگانی که گاه متوهمانه تصور می کنند که رفتاری غیرتمندانه و در راستای آزادیخواهی داشته اند.
برخی از تلاش ها برای به بردگی کشیدن انسان ها را باید در شیوه های تبلیغاتی مبتنی بر محرک های جنسی و غریزی جستجو کرد که حاصل آن، تسلیم در برابر خط دهی کانون های مسخ کننده شخصیت و هویت مد زدگی معطوف به مصرف گرایی و بیگانه پرستی و پشت کردن به فرهنگ و هنجارهای بومی جستجو کرد.
بردگی را نباید صرفاً در برخی از نماد ها و نشانه ها و شاخص ها جستجو کرد و تصور نمود که برای برده بودن حتما باید سیاه بود یا طوق به گردن و زنجیر در پا و حلقه به گوش داشت یا درمانده و بی پناه و اسیر شده در جنگ بود. برای برده بودن در جهان کنونی کافی است در راهی قدم بگذاری که پایانی جز تسلیم و بی اختیاری مطلق نداشته باشد. هر چه باشد بردگی یک انتخاب نیست و هیچ کس آگاهانه از آن استقبال نمی کند، بلکه قرار گرفتن در راهی غیر قابل برگشت است که برخی به قصد قدم گذاشتن در بهشت رویایی آن را می پیمایند. بردگی را می توان به اسباب بازی های تشبیه کرد که در آن ها بمب کار گذاشته شده و پس از مدتی منفجر می شود. به نظر می رسد که آسان ترین راه برای محاسبه جمعیت بردگان در جهان، سرشماری آزادگان باشد چرا که تعدادشان اندک است و غمهایشان بسیار!

Comments are closed.