سرمقاله
محمد عسلی
تروریسم وسیلهای برای تجاوز و باجگیری
تاریخ نوشته و نانوشته بشر ترورهای بسیاری را ثبت کرده و یا به فراموشی برده است. ترور شخصیتهای سیاسی و فرهنگی، ترور نظامیان تأثیرگذار، ترور غیرنظامیان، ترور ناشی از کودتاهای نظامی و خزنده و نهایتاً ترورهای کور و تصادفی. اما امروز تروریسم مکتب پذیرفته شدهای است از طرف قدرتهای استعماری به منظور فشار بر حاکمیتهای مردمی که حاضر به باجدهی و زیر بار زور رفتن نیستند.
این وسیله ارزان و در دسترس که به طمع کسب قدرت و انتقامجویی از میان ملتها با برادرکشی ظاهر میشود از همان ابتدا توسط واسطههای قدرتهای استعماری شکار میشود تا در جهت منافع مشترک به خدمت درآید و از حمایتهای مالی، تجهیزات نظامی و پشتوانه سیاسی و تبلیغاتی برخوردار شود.
یک گروه کوچک چند نفره که شاخه نظامی تشکیل داده و آموزش دیده باشند ظرف مدت کوتاهی به یک ارتش مسلح پنهان و پیدا تبدیل میشوند و در خدمت بیگانگان قرار میگیرند.
جنایتها نخست با ترور شخصیتهای سیاسی رقم میخورد و به مرور از فرد به گروه و از گروه به جمع بزرگ و بزرگتری ارتقاء یافته مورد حمایت قرار میگیرند و به نام جبهههای آزادیبخش، حکومتهای در تبعید، مخالفان دولت مرکزی، آزادیخواهان مقابل استبداد، مبارزان ضد ستم و ستمگری و گاه با حربه سربازان حقوق بشری پا به میدان میگذارند.
امروز آمریکا یکی از شاخصترین کشورهای حامی تروریسم برای ایجاد تغییر و حفظ منافع خود در کشورهای آسیایی و آفریقایی است که بیشتر کشورهای اسلامی مستقل را در تیررس دارد.
تاریخچه تأسیس و به وجود آمدن القاعده، طالبان، داعش، بوکوحرام و سایر شاخهها و بنیادهای تروریستی نشان دهنده حمایتهای اولیه مالی و نظامی آمریکا به واسطه یا بیواسطه کشورهای همراه و اقماری است که تعصبات کور دوره جاهلیت وسیله فریب آنهاست. تروریستهایی که سر از اروپا در آوردهاند، عصیانگرهای دستپرورده قدرتهای بزرگند که از حلقه و زنجیره هدایتی آنها بیرون پریده هدفهایشان را خود انتخاب میکنند و بعد از آن یکییکی دستگیر و یا کشته میشوند.
و اما بعد:
آنچه در این میان مهم است و بشریت از آن غافل مانده، چگونگی و چرایی ظهور اولیه گروهها و یا دستهجات تروریستی است.
ناگفته پیداست که ظلم و ستمگری، استبداد و خودکامگی، تبعیض و بیعدالتی، اختلاف طبقاتی، ریاکاری، اشرافیگری و اسراف که عوامل به وجود آورنده فقر و شکاف طبقاتیاند در پیدایش عصیان، خشونت و نهایتاً مبارزه مسلحانه بر علیه ملتها تأثیرگذارند و از همین جاست که انحراف از معیارهای انسانی آغاز میشود و کسانی که به نام خلق پا در میدان مبارزه میگذارند کارشان به جایی میرسد که شمشیرشان را به روی خلق میکشند تا بتوانند از حمایتهای قدرتهای بالاتری برای رسیدن به مقصودی که نهایتاً کسب قدرت است برخوردار شوند. زیرا از نظر آنها هدف وسیله را توجیه میکند. حربه مظلومیت، توجه و نگاه ملتها را جلب میکند و متأسفانه گاه این مظلومان وقتی قدرت میگیرند، خود ظالم میشوند زیرا از اهداف به اصطلاح بشردوستانه خود به شدت دور میشوند و تنها قدرت است که طعم شیرین آن ذائقههای مخالف بیعدالتی را تغییر داده به موافق با ظلم و تعدی به همنوعان تبدیل میکند.
تجربه نشان داده است تروریستها وسیلهای مصرفی و ارزان برای بر هم زدن نظم و ایجاد آشوب و اغتشاش در میان ملتها هستند و در چنین شرایطی است که قدرتهای استعماری برای دخالت و تهاجم نظامی یا کودتای خزنده فرصت مییابند و آنها را در اختیار میگیرند.
تروریسم بیشتر در کشورهایی پیشبرنده و تعیین کننده است که حاکمیتهای استبدادی از وجود احزاب فعال و آزاد و نیز آزادی بیان و مطبوعات آزاد بیبهرهاند و زمینههای ذهنی مردم برای فریب خوردن فراهم است.
تروریسم امروز فقط با اسلحه و بمبهای انفجاری به قتل و کشتار نمیپردازد. بلکه تروریسم فریب دهنده و مهاجم که حیات معنوی و امنیت روانی جامعه را به خطر میاندازد و مخدوش میکند تروریسمی است که با جنگ نرم به میدان آمده، شخصیتهای تأثیرگذار و قهرمانان انقلابی را مورد هدف تخطئه، توهین و دروغ قرار میدهد. نمونههای بارز آن را در آشفته بازار جهان امروز میتوان دید.
وسیله تروریستهای دولتی همین نرمافزارهای کوچک و بزرگی هستند که همانند نقل و نبات در دسترس کودکان سه چهار ساله هم قرار گرفتهاند و امواج رسانهای آنها از دیوارهای بتونی هم گذشته و تا اعماق سیر و سفر میکنند و مغز مخاطبان را هدف میگیرند.
به هوش باشیم تروریستهای ناشناختهای در کمین ربودن باور ما هستند تا حصار حصین وحدت اقوام را بشکنند و سرمایههای تأمین امنیت را از ما بگیرند. اشتباهات مدیریتی نه فقط بهانه که ابزار کارساز آنها برای بیارزش جلوه دادن خدمات خدمتگزاران است. در انتخاب مدیران بیش از پیش دقت کنیم که آنها سربازان سنگرهای خط مقدمند.
همین و والسلام
- یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۷ شهریور ۹۵