• print
یادداشت “محمد عسلی” ۱۱ شهریور ۹۵

یادداشت
محمد عسلی
اسکناس ای اسکناس ای اسکناس…
اسکناس در زبان فرانسه Assignas نامیده می‏شود که به معنای تضمین پرداخت وجه از طرف دولت است. روس‏ها نام آن را اَسنگیاف گذاشتند که در زمان حکومت فتحعلی‏شاه قاجار در ایران به صورت اسکناس درآمد.
قدیمی‏ترین اسکناس شناخته شده در ایران، اسکناس یک درهمی منقش به لا اله الا الله و محمد رسول‏الله می‏باشد که در زمان فرمانروایی کی‏تون مغول به سال ۶۹۳ هجری قمری در تبریز به چاپ رسیده و به نام چاومبارک موسوم بوده است.*
و اما بعد:
گفته شده پس از آنکه گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع کرد اولین کشوری که به جای ضرب سکه طلا و نقره اسکناس چاپ کرد و به گردش اقتصاد و بازار کمک کرد آلمان‏ بود زیرا مشاهده می‏کردند که سکه‏های طلا توسط یهودیان به شمش تبدیل شده و به آمریکا ارسال می‏شود.
استدلال آلمان‏ها این بود که پشتوانه اسکناس یا پول کاغذی کار و صنعت است و دولت تضمین پرداخت وجه آن را تقبل کرده است. پس از آلمان سایر کشورهای آمریکایی و اروپایی هم مبادرت به چاپ اسکناس کردند و اسکناس در سایر کشورهای جهان متداول گردید.
قبل از رسمیت یافتن اسکناس معاملات یا کالا به کالا بود و یا با سکه‏های مفرغی، مسی، نقره‏ای و طلا داد و ستد می‏شد، شاهد آن سکه‏های کشف شده دوران باستان و قبل از آن است که نمونه‏های آنها در موزه‏ها جا خوش کرده‏اند.
آنچه مسلم است به دلیل محدودیت و در انحصار داشتن ضرب سکه توسط حکمرانان تقلب در ضرب سکه و یا تقلبات دیگری که امروز در چاپ تقلبی اسکناس و یا اختلاس‏های کلان صورت می‏گیرد در گذشته معمول نبوده و یا کشف نشده.
سید اشرف‏الدین حسینی مدیر روزنامه نسیم شمال در نقد اسکناس شعر معروفی دارد که مطلع آن این است:
اسکناس ای اسکناس ای اسکناس
برده‏ای از مرد و زن هوش و حواس
و نهایتاً به نقل از مولانا نتیجه‏گیری می‏کند که:
آنکه شیران را کند روبه مزاج
احتیاج است، احتیاج است، احتیاج
اسکناس یا همان پول کاغذی هر چند تسهیلاتی در شمارش، نگهداری و حمل و نقل و نیز سبکی وزن ایجاد کرده و مقبول عامه افتاده است، اما با خود خطراتی هم آورده از جمله ربودن، فرسایش و پارگی و اختلاس حساب یا جابجایی پول از حسابی به حساب دیگر.
به لحاظ روانی هم چون پول ایجاد قدرت خرید می‏کند و با آن می‏توان بسیاری از نیازها را رفع کرد و یا حتی وسیله جنایت و خیانت هم می‏شود پیوسته مورد خواست و طمع همگان بوده و چه کارها که برای به دست آوردن آن نمی‏شود.
از فساد اخلاقی گرفته تا فساد اداری، فساد سیاسی، فساد اقتصادی و حتی وطن‏فروشی و جاسوسی همه ریشه در کسب پول و درآمد بیشتر دارد.
به همین دلیل مرحوم مجتبی روسفید که زمانی کتابفروشی نغمه را اداره می‏کرد با شعری که به خط خوش روی شیشه مغازه‏اش به سال‏های ۴۶ تا ۵۵ چسبانده بود بر این باور بود که:
«گر نداری زبان حرف زدن
پنج پ اختیار باید کرد
پُز و پارتی و پول و پررویی
پلویی هم ناهار باید کرد»
و اما برویم بر سر اصل موضوع که عنوان یادداشت امروز است. و آن اینکه:
اسکناس ای اسکناس ای اسکناس
برده‏ای از مرد و زن هوش و هواس
سؤال؟
آیا واقعاً احتیاج شیران را روبه‏ مزاج می‏کند و اسکناس پاسخگوی احتیاج است؟
پاسخ به این سؤال هم آری است و هم نه.
زیرا انسان‏های وارسته و شرافتمند به خاطر احتیاج خصلت شیر بودن و شجاعت داشتن را از دست نداده و برای کسب درآمد و رفع نیاز، تن به هر کاری نداده‏اند.
حافظ می‏گوید:
«گرچه گردآلود فقرم، شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم…»
تاریخ گواه زنده‏ای است وقتی کفار مکه به پیامبر (ص) گفتند که هر چه بخواهی می‏دهیم دست از دعوت به اسلام بردار، پیامبر (ص) فرمودند:
«اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهید، دست از دعوت و باورم برنمی‏دارم…»
و مسلمانان بسیاری را می‏شناسیم که در تاریخ روی از مادیات برتافته‏اند و احتیاج آنان را آلوده به روبه‏ مزاجی نکرده است.
اما متأسفانه امروز بسیاری از مردمان برای رسیدن به پول و نه فقط رفع احتیاج دست به هر خیانت، خلاف و یا جنایتی می‏زنند. برای پول آدم می‏کشند؛ خودفروشی می‏کنند؛ جنگ راه می‏اندازند؛ اختلاس‏های کلان می‏کنند؛ جاسوسی و وطن‏فروشی می‏کنند؛ کم‏فروشی و غش در معامله می‏کنند؛ شاید بعضاً نماز هم می‏خوانند و ریاکاری را هم وسیله‏ای برای پنهان کردن اعمال زشت خود می‏دانند.
متأسفانه اسکناس وسیله ساده‏ای برای دست زدن به چنین اعمالی است که امنیت را از جامعه می‏گیرد و روان آدمی را آزرده می‏کند به نحوی که ضرب‏المثلی در میان فارسی زبانان متداول است که: «پول است نه جان است که آسان بتوان داد» تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
والسلام

Comments are closed.