یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دهه ی اقتصاد مقاومتی
احساس خودباختگی در برابر دیگران، جا افتادن شعار “ما می توانیم” را در اذهان دشوار کرده است، در حالی که تحقق اقتصاد مقاومتی در گرو فراگیری چنین باوری در تمامی آحاد جامعه است. شاید یکی از دلایل دشواری پذیرش این شعار قرار گرفتن آن در کنار شعارهایی است که با واقعیت های موجود در جامعه ما سازگاری چندانی ندارند. به صورت طبیعی مردم وقتی چنین شعاری را در کنار شعارهای مسکوت مانده و دور از واقعیت می گذارند، هضم آن را دشوار می یابند!
البته ناکامی ایرانیان در نهضت مشروطیت و به بن بست رسیدن نهضت ملی در دهه سی نیز می تواند تقویت کننده ذهنیت منفی در پیوند با این موضوع باشد، خصوصاً این که یأس ناشی از چنین ناکامی هایی در آثار ادبی خلق شده توسط خواص و روشنفکران و نویسندگان و شاعران ظرف یک قرن اخیر تبلور یافته و روی ذهن مردم به ویژه طیف های تحصیل کرده تأثیر غیرقابل انکاری گذاشته است.
از آنجایی که مدیریت جامعه با تفکر نفتی و اقتصاد تک محصولی چندان دشوار نیست و برخی بازرگانان و تجار و کسبه نیز سود بی دردسری از واردات می برند و رواج قاچاق ناشی از نبود تولید داخلی و یا پایین بودن کیفیت کالاهای تولیدی داخل نیز برای آنها درآمدزایی قابل توجهی دارد، عزم جدی برای کنده شدن از وضعیت کنونی وجود ندارد.
برخی با این استدلال که دستیابی به اقتصاد مقاومتی حداقل پنج دهه تلاش همگانی را طلب می کند و نیازمند خداحافظی اغلب مردم با شیوه های راحت طلبانه ی زندگی است باورشان نمی شود که عزمی همگانی پشت سرچنین حرکتی باشد، لذا اغلب ترجیح می دهند که کماکان منتقد باشند و منتظر بسترسازی دیگران، طبیعی است که وقتی هر کسی حضورش را در میدان منوط به حضور دیگران می کند، برداشتن اولین گام ها کاری بسیار دشوار باشد.
مردم ژاپن پس از جنگ جهانی دوم وارث کشوری ویران شده بودند با ۸ میلیون کشته و ۱۳ میلیون بیکار، قیمت برخی کالاها ۶۰ برابر قیمت رسمی دولت بود و ژاپنی ها محکوم به پرداخت خسارت فراوان به متفقین بودند. بسترها و زمینه های کار و تلاش هم چندان مناسب نبود. کل خاک ژاپن ۳/ درصد کره زمین است که تنها ۱۷ درصد آن قابل کشاورزی است و…. اما همین کشور اکنون ۲۴ درصد تولید جهانی را به خود اختصاص داده و جزو ۱۰ اقتصاد برتر دنیاست. این یعنی معجزه، اما این معجزه چگونه رخ داد؟ شکوفایی ژاپن از دل آن ویرانه ها حاصل اراده ملی آنهاست. کیست که نداند ژاپنی ها حس ناسیونالیستی درخور ستایشی دارند که در سایه ی آن در برابر هجوم فرهنگی غرب ایستادگی کردند. نباید از نظر دور داشت که ادیان رایج در ژاپن نظیر شینتو، بودایی و کنفوسیوسی هیچکدام در تقابل با ملیت عمل نمی کنند و همین مسأله موجب گردیده که همه ی اراده ها معطوف به اعتلای نام ژاپن باشد. تعیین مجازات های سخت برای کسانی که به اموال عمومی دستبرد می زنند و با اعمال شیوه های غلط و غیر تخصصی، توسعه ی کشور را با تهدید مواجه می کنند، از جمله شیوه های موفقیت آمیزی بود که در ژاپن دنبال شد و هنوز هم ادامه دارد.
متاسفانه در ایران اقلیتی هستند که با در کنار هم قرار گرفتن حس ناسیونالیستی و دینداری میانه ای ندارند و گاهی با مقدم دانستن یکی و موخر کردن دیگری تلاش می کنند عده ای را از زیر این چتر گسترده بیرون نگه دارند و فراتر از چنین رویکردی اقلیتی رسالت هایی رویایی برای خود قائل هستند که به دلیل تحمیل هزینه های بالا به کشور با اقبال همگانی همراه نیست، ضمن این که به دلیل سلیقه ای بودن با اصل احساس هم سرنوشتی که به تعریف ملت بازمی گردد همخوانی ندارد. به هر تقدیر از ژاپن که بگذریم توفیقات چین را نیز با اندک تفاوت هایی می توان در ویژگی هایی مشابه جستجو کرد. نکته ی مهم در باره چین این است که چینی ها اگرچه تابع ایدئولوژی مارکسیستی و کمونیستی بودند اما هر جا که تبعیت از فرمول های شکننده مارکسیستی را مغایر با منافع ملی خود دیدند، چرخش و رفتاری معطوف به منافع ملی از خود بروز دادند و در عین حال ضمن این که از امکاناتی نظیر وسعت، جمعیت، دستیابی به آب های آزاد و دو اقیانوس آرام و هند، همسایگی با کشورهایی نظیر روسیه، ژاپن و هند و عضویت در سازمان های بین المللی، به طرز زیرکانه ای استفاده کردند، با اتخاذ سیاست های کم خطر در مواجهه با مسایل منطقه ای و بین المللی، خود را در حاشیه ی امنی قرار دادند تا در سایه ی آن بتوانند اقتصاد کم رمق خود را سرپا نگه دارند و ناگزیر به پرداخت هزینه اتخاذ سیاست های تحریک کننده و چالش برانگیز نباشند چینی ها برای کار و تلاش در راه میهن به اندازه ای ارزش قائل هستند که گویی موجودیت و هویت خود را در گرو آن می بینند.
کره جنوبی هم از جمله کشورهایی است که توانسته خود را در ردیف کشورهای توسعه یافته قرار دهد. سخت کوشی، مسئولیت پذیری، میهن دوستی، عمل گرایی، خردورزی و آینده نگری از شاخصه هایی است که راز موفقیت کره ای ها در عرصه ی اقتصادی محسوب می شود.پروفسور ادموند فلپس از دانشمندان اقتصاددان و برنده جایزه نوبل می گوید: “رشد اقتصادی تابعی از شخصیت یک ملت است” این که کره ای ها ظرف چند دهه ی گذشته توانستند مهارت خود را در تبدیل کردن بحران های مالی به فرصت های اقتصادی نشان دهند به همین ویژگی بازمی گردد.
فیلم هایی که ظرف چند دهه ی گذشته در کره تولید شده اغلب در جهت تقویت حس میهن دوستی بوده و در تمامی این فیلم ها کره ای ها سعی کرده اند بسیاری از نوآوری ها را به نیاکان خود نسبت دهند و خلق و بازآفرینی اسطوره هایی نظیر جومونگ نیز در همین راستا صورت گرفته است. متأسفانه در ایران تولید فیلم هایی را که با هدف گرفتن تاریخی مشترک به دنبال متحد کردن و انگیزه بخشیدن به تمامی ساکنان این سرزمین صورت گرفته باشد شاهد نبوده ایم و اغلب فیلم های پر هزینه ظرف چند دهه ی اخیر به دنبال مخاطبان دستچین شده بوده اند. بگذریم
وقتی به ژاپن، چین و کره نگاه می کنیم و روند رو به رشد اقتصاد آنها را مورد مطالعه قرار می دهیم متوجه می شویم که در چند ویژگی مشترک هستند. اول وحدت ملی و حس میهن دوستی، دوم کار و تلاش و استقبال از سختی ها برای اعتلای کشورشان، سوم مسئولیت پذیری و چهارم خردورزی توام با آینده نگری. بدون تردید اگر مردم ما از چنین سرمایه هایی برخوردار باشند یا برخوردار شوند، موقعیت ایران در مقایسه با چین و ژاپن و کره برای توسعه یافتگی به مراتب مناسب تر و مهیاتر است، زیرا ما در ردیف کشورهایی هستیم که نیروی انسانی ماهر و متخصص و مهندس صادر می کنیم و این نیروهایی تربیت شده با خون دل را به همان کشورهایی تقدیم می کنیم که روزی چند هزار بار مرگ آنها را از خدا می خواهیم!!
در پایان باید اذعان داشت که اختصاص یک سال به اقتصاد مقاومتی برای محقق ساختن ایده ها و طرح های اقتصادی اگر چه به عنوان حرکتی نمادین ارزنده است اما کافی نیست و به نظر می رسد اگر یک دهه را به عنوان دهه ی اقتصاد مقاومتی نشانه گذاری کنیم و هر سال را به یکی از زیرشاخه های آن اختصاص دهیم، پس از یک دهه می توانیم ارزیابی معنی داری از حرکت های صورت گرفته داشته باشیم، هر چند بدون تردید بعدها ناگزیر به تعیین دهه دوم و سوم و چهارم خواهیم بود اما اگر روندی منطقی را دنبال کنیم و به موازات آن در اتخاذ سیاست خارجی، جا انداختن فرهنگ کار و تلاش و نظم و نسق دادن به امور با محوریت خردورزی و شایسته سالاری رفتاری هدفمند و نتیجه بخش داشته باشیم، ترسیم افقی روشن برای کشور پس از چهل سال واقع بینانه به نظر می رسد.
- چهارشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت “سردبیر اسماعیل” ۲۴ شهریور ۹۵