سرمقاله
محمد عسلی
امام علی (ع) و مدعیان
«به بهانه غدیر»
ای مردم!
«امواج فتنهها را با کشتیهای نجات بشکافید و از آنها خارج شوید و از مسیر تنازع کنار روید.
و تاجهای تفاخر بر یکدیگر را از سر بردارید، کسی نجات یافت که با بالی پرواز کرد و از این فتنه بیرون رفت.
یا سازش پیش گرفت و خود را راحت ساخت.
این آبی گندیده و لقمهای گلوگیر است که خورنده آن کسی است که میوه را قبل از رسیدن آن میچیند.
به کشاورزی میماند که در غیر زمین خود کشت کند.
اگر چیزی بگویم، میگویند برای حکومت حریص شده و اگر ساکت شوم، خواهند گفت از مرگ میترسد!
هیهات بعد از آن چنان و این چنین! که من از مرگ بترسم بلکه، با علم مستوری عجین شدهام که اگر لب به آن بگشایم به خود میلرزید همانگونه که طناب دلو در چاه عمیق به خود میلرزد.»
«فرازهایی از نهجالبلاغه خطبه ۵ در باره خلافت و امامت»
و اما بعد:
غدیر هم به هر سال مناسبتی فرخنده است تا چگونگی بیعتمان را به عنوان پیروان امام علی (ع) مرور کنیم و از خود سؤال کنیم تا چه میزان با اخلاق و صفات امام علی (ع) نزدیکیم و چرا این همه دور شدهایم؟
امام علی (ع) کسی بود که خطاب به ابوذر فرمود: «ای ابوذر چیزی غیر از حق تو را مأنوس نکند و چیزی غیر از باطل تو را به وحشت نیاندازد.»(۱)
غدیر گواه یک انتخاب درست از پیامبری است که به نام او و به نام مکتب و دین او همه به صداقت و امین بودنش اقرار داریم و تاریخ نیز چنین شرح داده است که اگر علی (ع) بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) خلافت و امامت را به دست میگرفت، امروز و هم گذشتهها وضع و حال مسلمانان این چنین نبود که مدعیان خلافت و امیری کشورهای اسلامی به جان برادران خود بیفتند و با حمله به وسیله مدرنترین تجهیزات نظامی به زنان و کودکان رحم نکنند و به نسلکشی مسلمانان عرب بپردازند تا حفظ موقعیت دنیا کنند. زیرا نیاموختند و باور نداشتند سخنان امام علی (ع) را که فرمود: «به خدا قسم اگر هفت اقلیم زمین با تمام چیزهایی که در آنهاست در اختیار من قرار گیرد که در باره مورچهای معصیت خدا نموده و پوست جوی از آن بگیرم، این کار را نخواهم کرد و این دنیای شما نزد من پستتر است از برگی در دهان ملخی که با دندان خود از آن میکند.
علی چه کند با رفاهیت فانی شدن و لذتی که باقی نمیماند، پناه میبرم به خدا از خواب عقل و لغزشهای قبیح و از او یاری میطلبم.(۲)
و اما مدعیانی که به نام اسلام و به نام پیروان امام علی (ع) دست به اختلاسهای کلان زده و یا حقوقهای نجومی را برای خود رقم زدند یا باید از اسلام و امام علی (ع) تبری کنند و آیین دیگر بگیرند و یا توبه کنند و اموال مردم را به بیتالمال برگردانند و بروند سخنان جاودانه آن امام همام را در نهجالبلاغه که چندین جلد آن را هدیه گرفته و در قفسه کتابخانههایشان باز نشده گذاشته و به عوامفریبی مشغولند بخوانند تا بدانند همان کسی که نامش زینتبخش نامهای خود و پسرانشان است در حفظ و حراست از بیتالمال چگونه عمل کرد و چه گفت. این امام ماست که در باره عقیل برادر نابینای خود که توقعی بیش از دیگران داشت میگوید: «به خدا قسم عقیل را دیدم که آنقدر فقیر شده بود که پیمانهای از گندم شما را از من خواهش کرد و بچههای او را از شدت فقر ژولیده مو و گردآلود دیدم که گویا صورتهایشان با نیل سیاه شده بود و با تأکید به سوی من بازگشت و گفته خود را تکرار کرد.
پس من گوش خود را به سوی او برگرداندم و او گمان کرد من دین خود را به او میفروشم و راه خود را رها میکنم و به دنبال او میروم، ولی من آهن پارهای را برای او داغ نموده و آن را نزدیک بدن او بردم که از آن عبرت بگیرد که از درد آن مانند یک دردمند فریاد کشید و نزدیک بود از داغی آن بسوزد. پس به او گفتم: زنهای بچه مرده به مرگت بنشینند ای عقیل! آیا از آهنی که صاحبش برای شوخی داغ کرده داد میزنی و مرا به سوی آتشی میکشی که خدای قهار برای غضب افروخته، تو از این اذیت داد میزنی و من از آتش جهنم داد نزنم؟….(۳)
آری امام ما اینچنین بود برادر. ای کاش غدیر را به وقتی یادآور شویم و جشنی باشکوه را شاهد باشیم که علی (ع) را شناخته، راه و رسم او را در عمل یافته و جامعهای درخور پیروی از آن عزیز داشته باشیم هر چند در زمان آن حضرت هم داغ جامعهای کاملاً اسلامی بر دل مسلمانان ماند. زیرا به فرموده قرآن: همانا انسان در خسارت و گمراهی است.
والسلام
——————————–
۱) فرازی از خطبه ۱۳۰ نهجالبلاغه
۲) فرازی از خطبه ۲۱۵ نهجالبلاغه
۳) فرازی از خطبه ۲۱۵ نهجالبلاغه
- یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ شهریور ۹۵