یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
مطالبات سه گانه ی غربی ها از خاورمیانه
به نظر می رسد بر خلاف آنچه ظاهراً وانمود می شود که غربی ها به دنبال بسترسازی برای نهادینه کردن دموکراسی در خاورمیانه هستند باید اذعان داشت که چنین ادعایی نه تنها خلاف واقعیت است بلکه با منافع دول غربی در تضاد آشکار قرار دارد. تاکنون چنین اتفاقی در خاورمیانه نیفتاده و تصویری هم که از اسرائیل به عنوان الگوی دموکراسی در خاورمیانه ارائه می شود، فریبنده و باژگونه است. اعتبار خاورمیانه به نفت آن است .اگر کمی به گذشته برگردیم درمی یابیم که همزمانی تقریبی فروپاشی امپراتوری عثمانی و درک اهمیت نفت خاورمیانه توسط اروپایی ها خصوصاً انگلیس، دستیابی آسان و ارزان غرب به نفت این منطقه را در اولویت کار سیاستمداران غربی قرار داد و از آن زمان تاکنون منطقه ی خاورمیانه جز جنگ و تجزیه و منازعات مشمئزکننده ی مذهبی و قبیله ای و نژادی و تعصبات کور و پوچ چیزی به خود ندیده و اگر بنا بود دموکراسی در این نقطه ی استراتژیک جای پایی داشته باشد، شرکت های نفتی و غول های اقتصادی برای انعقاد قرارداد و دستیابی به توافق باید مسیر دشواری را طی می کردند و به جای جلب نظر حکام منطقه به دنبال تأمین نظر مردمی بودند که سخن خود را از طریق پارلمان ها و حکومت های پارلمانی می زدند. در اغلب کشورهای خاورمیانه خصوصاً کشورهای عربی، مردم محلی از اعراب ندارند!
تصورکنید اگر حکام کشورهای خاورمیانه نشات گرفته از نظام های مردم سالار بودند، در این صورت درک می کردند که سود حاصل از تسری دادن اختلافات مذهبی به سیاست های نفتی که توسط حکام سعودی اجرایی شد، نهایتاً به جیب اروپایی ها می رود و به زیان مردمشان است. ظرف همین مدتی که قیمت نفت به پایین ترین سطح خود رسید روزانه میلیون ها دلار عاید شرکت های نفتی و کارخانجات تولیدی مصرف کننده نفت در کشورهای توسعه یافته و عمدتاً غربی شد و قدرت رقابت آنها را برای مغلوب کردن رقبای نیمه جانشان در کشورهای عقب نگه داشته شده افزایش داد.
اگر در کشوری مردم سالاری جا افتاده باشد، مسئولین آن توانایی مهار یک بحران ساده را دارند و می توانند با اتخاذ تدابیری که خشنودی افکار عمومی را به دنبال دارد، از تبدیل شدن یک ماجرای ساده به بحرانی منطقه ای نظیر آنچه در سوریه جریان دارد جلوگیری کنند و اجازه ندهند کشورشان جولانگاه تروریست های تکفیری شود و مردمشان آواره کوه و دشت و دریا شوند و به دریوزگی امنیت از کشورهایی اروپایی وادار گردند و نه تنها در معرض نسل کشی قرار گیرند بلکه فروپاشی فرهنگی که نتیجه ی آشفتگی ملی است نیز از نتایج زیانبار چنین وضعیتی باشد. کیست که نداند صدها نفر از شهروندان خاورمیانه ای برای یافتن سرپناه و غذا و امنیت جانی و فکری حتی حاضرند آیین و مذهب خود را نیز تغییر دهند. و غربی ها نیز از این آب گل آلود ماهی می گیرند و با این توصیف دیگر نیازی به تبلیغ دین و آیین خود هم ندارند. چرا که باورهای دینی را بازیچه ی دست سیاست بازی های خود کرده اند!
مردم سالاری و دموکراسی نیز مانند باورهای مذهبی در این منطقه قربانی سیاست بازی شده اند. جریانی که سرنخ آن در دست کشورهای غربی است. زمانی بود که سیاستمداران غربی برای عبور از موانعی که علمای دینی پیش پای آنها قرار می دادند، ناگزیر از تغییر رویه یا پرداخت هزینه های زیاد بودند، اما اکنون با راه انداختن جنگ های مذهبی به دنبال تضعیف پایگاه های مردمی علمای اسلامی هستند. طبیعی است که با فرسایشی شدن جنگ های مذهبی و به وجود آمدن صحنه های فجیع و رقت انگیز و سر بریدن ها و سوزاندن ها و تجاوزها و کشتارها و خرید و فروش زنان به رسم دوران رواج برده داری و مسلمان کشی تحت لوای برقراری خلافت اسلامی و انجام عملیات انتحاری که آمران و مجریانش آن را شهادت طلبی توصیف می کنند و فرجام چنین کاری را ملاقات با رسول الله توصیف می نمایند، تصویری خشن از دین ارائه می شود و مسلمانان را مردمی معرفی می کنند که قدرت تحمل مخالف خود را ندارند و گروه های مختلف یکدیگر را تکفیر کرده، خون مخالفان خود را مباح می دانند و عده ای بی اطلاع از بازی های پشت پرده نیز به این آتش شعله ور دامن می زنند و روزی نیست که جوانانی از پاکستان و افغانستان و عراق و سوریه و لیبی و ترکیه و بحرین و… در این راه قربانی نشوند. کشورهایی نظیر عراق و لیبی که سالها در چنگال دو دیکتاتور ابله گرفتار بودند و مناسبات خود را بر اساس رویکردهای قبیله ای سامان می دادند، بوی کبابی شنیدند و متوجه نشدند که دارند خرها را داغ می کنند و اکنون در گرداب توهم رهایی از استبداد دست و پا می زنند و تنها چیزی که از دموکراسی فهمیده اند گونه ای سهم خواهی قومی، قبیله ای، مذهبی و دینی از قدرت و ثروت است که بوی تجزیه و جنگ و برادرکشی از آن به مشام می رسد. هر چند عراقی ها در حال حاضر به وحدتی شکننده که نیاز آنها برای مقابله با داعش است دل خوش کرده اند اما بدون تردید زمانی که گروه داعش از این کشور رانده شود و شر آنها دفع گردد، دوباره کردها از یک سو و اهل سنت و شیعیان از سوی دیگر به جان هم خواهند افتاد و این همان چیزی است که غربی ها به دنبال آن هستند. البته نباید فراموش کرد که خط قرمز غربی ها در خاورمیانه، امنیت نفتی است لذا هر جنگی که روند صادرات نفت را مختل نماید و موجب افزایش سرسام آور قیمت آن شود، با ابزارهای گوناگون از تحریم گرفته تا حربه ی دیپلماسی و نظامی، آن را مهار خواهند کرد. کما این که با آغاز جنگ نفتکش ها، برای متوقف کردن آن از ساقط کردن هواپیمای مسافربری هم ابایی نداشتند.
نفت و گاز حلقه واسط بین مناسبات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی در خاورمیانه است. این که ترکیه پس از حل اختلافات خود با روسیه قرارداد انتقال گاز را به امضاء می رساند، می خواهد روسیه را در امنیت خود شریک کند و آنچه آمریکا را از یورش همه جانبه به خاورمیانه بازمی دارد، دغدغه ی تأمین هزینه و سلاح و نیرو نیست، چرا که عربستان یک تنه حاضر است از ذخایر دلارهای نفتی هزینه کند و مخارج برادرکشی ها را بپردازد بلکه ارزیابی آثار جنگی منطقه ای بر بازار نفت است که دست و دل آمریکایی ها را برای جنگ می لرزاند.
نزدیک به چهار دهه است که افغانستان گرفتار جنگ است. آیا اگر افغانستان یکی از صادرکنندگان اصلی نفت در خاورمیانه بود تداوم چنین جنگی برای غربی ها قابل تحمل بود. ممکن است حکام هر کشوری تعبیر و تفسیری برای اوضاع منطقه داشته باشند. یکی از بهار عربی سخن بگوید و دیگری از بیداری اسلامی و آن یکی از خاورمیانه جدید یا هلال شیعی و منازعات مذهبی، یکی از دمکراتیزه کردن سخن بگوید و دیگری از حذف امیران پیر حاکم بر کشورهای عربی یا احیای امپراتوری عثمانی و… ولی واقعیت قضیه همان ماجرای نفت است و هیچ افق امیدوار کننده ای در این منطقه ی بحران زده قابل ترسیم نیست. مگر این که شاهد گونه ای از همگرایی منطقه ای با محوریت منافع مشترک باشیم. نفت، قلب خاورمیانه است و تا زمانی که می تپد، این داستان ها کماکان ادامه دارد و برای غربی ها هم مهم نیست که چه کسی چه تفسیری از واقعیت دارد روند امور را چگونه به نفع خود تفسیر می کند! آنچه برای غربی ها در منطقه ی خاورمیانه مهم است تداوم سه چیز است. دسترسی به نفت ارزان، دسترسی به بازار بزرگ مصرف و شعله ور بودن مشعل جنگ های قابل مهار
- شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ مهر ۹۵