یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
گامهای جهانی
اگر دگرگونیهای رخ داده در ربع قرن اخیر را با تغییرات حاصل شده ظرف ۲۰۰۰ سال پیش تاکنون مقایسه کنیم به سرعت شگفتانگیز تغییر سبک و سیاق زندگی پی میبریم. از آنجایی که برجستهترین رویداد عصر کنونی، امکان برقراری ارتباط بین جوامع انسانی و فراتر از آن افراد هر جامعه با یکدیگر است. آرزویی که قبلاً آن را در افسانهها جستجو میکردیم. نگاه اسطورهای به این توانایی که هماکنون محقق گردیده پرده از یک راز بزرگ برمیدارد و آن راز این است که اگر انسانهای ساکن در هر گوشه از کره خاکی بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند، تدریجاً دغدغههای مشترکی پیدا میکنند. چنان که آثار آن نیز از هماکنون هویداست خشکسالی، انواع بیماریها، جنگهای نفرتانگیز، آلودگی هوا، آسیبهای جوّی، گرسنگی و فقر و در نهایت ترسیم افقی واقعبینانه پیش روی جوامع انسانی از جمله دغدغههای مشترکی است که نخبگان جوامع گوناگون به آنها میاندیشند. از این رو ما خواه ناخواه در حال ورود به جامعهی جهانی هستیم.
زمانی بود که از غرب و شرق یا از شمال و جنوب سخن میگفتیم و تلاش میکردیم مرزهای دانش و برخورداری و نشاط و سرخوشی را در این سمت و سوها جستجو کنیم. این مرزها اگر چه کماکان به قوت خود باقی است و شمالیها حال و روز بهتری نسبت به جنوبیها دارند و همچنین غربیها از شرقیها اما ارتباطات چنین فاصلههایی را برنمیتابد. امنیت هم از این قاعده مستثنی نیست. امکان ندارد غربیها با ناامن کردن یک منطقه و با به جان هم انداختن گروههایی از جوامع انسانی بتوانند رفاه و آسودگی خود را تأمین کنند.
دیری نخواهد پایید که لزوم نگاه عادلانه به آموزش در جوامع انسانی نیز مطمح نظر نخبگان قرار گیرد چرا که استفاده از تکنولوژیهای پیچیده که به تبع شکلگیری بازارها امری اجتنابناپذیر به نظر میرسد مستلزم برخورداری از دانش و مهارت است.
جوامع انسانی به منظومههایی واقع در یک کهکشان شباهت دارند که با سرعتی غیرقابل تصور به یکدیگر نزدیک شده و در هم ادغام میشوند. حاصل این درآمیختگی دگرگونی در فرهنگها، آداب و رسوم، زبانها، گویشها و حتی شکل و شمایل و بلندای انسانها خواهد بود.
اگر هماکنون سخن از منازعه بر سر منابع معدنی و نفتی و آب است، موضوع جنگهای آینده فرهنگ و زبان و هویت ملی است. چنین جنگی اگر تابع منطقی مبتنی بر فطرت انسانی باشد هولناک نخواهد بود، چرا که میدان را برای جلوهگری حق باز میکند و هر ملت و جامعهای فراخور ارزشمندی داشتههای خود سهم قابل ملاحظهای در شکلگیری جامعه جهانی خواهد داشت.
ظرف ۱۰۰ سال گذشته بسیاری از زبانهای بومی که سهمی در تمدنسازی و تولید آثار فاخر علمی و ادبی نداشتهاند از میان رفتهاند و صدای اعتراض کسی هم به گوش نرسیده است مگر کسانی که همواره به دنبال حفظ گونههای خاص و جلوگیری از انقراض آنها هستند! چنین آیندهای در انتظار گویشها، لهجهها، فرهنگها و زبانهای دیگری نیز خواهد بود. چنانچه کلید انقراض بسیاری از گویشها با رواج زبان معیار و راهیابی تلویزیون به روستاها زده شده و این روند با رواج تلفن همراه و ارسال پیامک سرعت بیشتری پیدا کرده است.
بیشک فرزندانی که برای زندگی در جامعهی جهانی تربیت میشوند باید از هر جهت مهیّای مقابله با مخاطراتی باشند که فرهنگ و زبان ما را تهدید میکند.
کیست که نداند با مهجوریت زبان فارسی امکان بهرهمندی نسلهای آینده از آثار ارزنده ادبی نظیر شاهنامه فردوسی، پنج گنج نظامی، مثنوی مولوی، گلستان و بوستان سعدی و غزلیات حافظ فراهم نخواهد بود.
کودکانی که برای جامعه جهانی تربیت میشوند در عین صلحطلب بودن و آراسته بودن به انواع فضائل انسانی باید میراثدار خوبی باشند.
عصر، عصر تکنولوژی است و زبان برای ورود به هر جامعهای بر اسب تکنولوژی سوار میشود و ما با آغوش باز آن را میپذیریم امّا اگر ما صاحب آن دانش و تکنولوژی باشیم. جهانیان باید با زبان ما سخن بگویند آنچنان که اروپاییها در گذشته برای بهرهمندی از آثار ابنسینا و ابوریحان بیرونی و فارابی ناگزیر به فراگیری زبان عربی و فارسی بودند.
کودکانی که برای زندگی در جامعهی جهانی تربیت میشوند باید از آنچنان قدرتی برخوردار باشند که بتوانند خدماتی فراخور تمامی انسانها ارائه دهند.
کودکانی که برای زندگی در جامعه جهانی تربیت میشوند باید حتی در دعاهای خود به تمامی انسانها توجه داشته باشند و تندرستی و صلح و دانش و رفاه را برای همگان بخواهند.
کودکانی که برای زندگی در جامعه جهانی تربیت میشوند باید بدانند در کوه قاف سیمرغی وجود ندارد بلکه سیمرغ خودشان هستند و تا زمانی که اکثریت انسانها به دنبال صلح و همزیستی مسالمتآمیز نباشند، سایهی شوم و نکبتبار جنگ بر سر آنها خواهد بود.
کودکان فردا، باید نگاهی جهانی داشته باشند، جهانی بیاندیشند و گامهای جهانی بردارند.
- دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۶ مهر ۹۵