• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۶ مهر ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
گام‏های جهانی
اگر دگرگونی‏های رخ داده در ربع قرن اخیر را با تغییرات حاصل شده ظرف ۲۰۰۰ سال پیش تاکنون مقایسه کنیم به سرعت شگفت‏انگیز تغییر سبک و سیاق زندگی پی می‏بریم. از آنجایی که برجسته‏ترین رویداد عصر کنونی، امکان برقراری ارتباط بین جوامع انسانی و فراتر از آن افراد هر جامعه با یکدیگر است. آرزویی که قبلاً آن را در افسانه‏ها جستجو می‏کردیم. نگاه اسطوره‏ای به این توانایی که هم‏اکنون محقق گردیده پرده از یک راز بزرگ برمی‏دارد و آن راز این است که اگر انسان‏های ساکن در هر گوشه از کره خاکی بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند، تدریجاً دغدغه‏های مشترکی پیدا می‏کنند. چنان که آثار آن نیز از هم‏اکنون هویداست خشکسالی، انواع بیماری‏ها، جنگ‏های نفرت‏انگیز، آلودگی هوا، آسیب‏های جوّی، گرسنگی و فقر و در نهایت ترسیم افقی واقع‏بینانه پیش روی جوامع انسانی از جمله دغدغه‏های مشترکی است که نخبگان جوامع گوناگون به آنها می‏اندیشند. از این رو ما خواه ناخواه در حال ورود به جامعه‏ی جهانی هستیم.
زمانی بود که از غرب و شرق یا از شمال و جنوب سخن می‏گفتیم و تلاش می‏کردیم مرزهای دانش و برخورداری و نشاط و سرخوشی را در این سمت و سوها جستجو کنیم. این مرزها اگر چه کماکان به قوت خود باقی است و شمالی‏ها حال و روز بهتری نسبت به جنوبی‏ها دارند و همچنین غربی‏ها از شرقی‏ها اما ارتباطات چنین فاصله‏هایی را برنمی‏تابد. امنیت هم از این قاعده مستثنی نیست. امکان ندارد غربی‏ها با ناامن کردن یک منطقه و با به جان هم انداختن گروه‏هایی از جوامع انسانی بتوانند رفاه و آسودگی خود را تأمین کنند.
دیری نخواهد پایید که لزوم نگاه عادلانه به آموزش در جوامع انسانی نیز مطمح نظر نخبگان قرار گیرد چرا که استفاده از تکنولوژی‏های پیچیده که به تبع شکل‏گیری بازارها امری اجتناب‏ناپذیر به نظر می‏رسد مستلزم برخورداری از دانش و مهارت است.
جوامع انسانی به منظومه‏هایی واقع در یک کهکشان شباهت دارند که با سرعتی غیرقابل تصور به یکدیگر نزدیک شده و در هم ادغام می‏شوند. حاصل این درآمیختگی دگرگونی در فرهنگ‏ها، آداب و رسوم، زبان‏ها، گویش‏ها و حتی شکل و شمایل و بلندای انسان‏ها خواهد بود.
اگر هم‏اکنون سخن از منازعه بر سر منابع معدنی و نفتی و آب است، موضوع جنگ‏های آینده فرهنگ و زبان و هویت ملی است. چنین جنگی اگر تابع منطقی مبتنی بر فطرت انسانی باشد هولناک نخواهد بود، چرا که میدان را برای جلوه‏گری حق باز می‏کند و هر ملت و جامعه‏ای فراخور ارزشمندی داشته‏های خود سهم قابل ملاحظه‏ای در شکل‏گیری جامعه جهانی خواهد داشت.
ظرف ۱۰۰ سال گذشته بسیاری از زبان‏های بومی که سهمی در تمدن‏سازی و تولید آثار فاخر علمی و ادبی نداشته‏اند از میان رفته‏اند و صدای اعتراض کسی هم به گوش نرسیده است مگر کسانی که همواره به دنبال حفظ گونه‏های خاص و جلوگیری از انقراض آنها هستند! چنین آینده‏ای در انتظار گویش‏ها، لهجه‏ها، فرهنگ‏ها و زبان‏های دیگری نیز خواهد بود. چنانچه کلید انقراض بسیاری از گویش‏ها با رواج زبان معیار و راهیابی تلویزیون به روستاها زده شده و این روند با رواج تلفن همراه و ارسال پیامک سرعت بیشتری پیدا کرده است.
بی‏شک فرزندانی که برای زندگی در جامعه‏ی جهانی تربیت می‏شوند باید از هر جهت مهیّای مقابله با مخاطراتی باشند که فرهنگ و زبان ما را تهدید می‏کند.
کیست که نداند با مهجوریت زبان فارسی امکان بهره‏مندی نسل‏های آینده از آثار ارزنده ادبی نظیر شاهنامه فردوسی، پنج گنج نظامی، مثنوی مولوی، گلستان و بوستان سعدی و غزلیات حافظ فراهم نخواهد بود.
کودکانی که برای جامعه جهانی تربیت می‏شوند در عین صلح‏طلب بودن و آراسته بودن به انواع فضائل انسانی باید میراث‏دار خوبی باشند.
عصر، عصر تکنولوژی است و زبان برای ورود به هر جامعه‏ای بر اسب تکنولوژی سوار می‏شود و ما با آغوش باز آن را می‏پذیریم امّا اگر ما صاحب آن دانش و تکنولوژی باشیم. جهانیان باید با زبان ما سخن بگویند آنچنان که اروپایی‏ها در گذشته برای بهره‏مندی از آثار ابن‏سینا و ابوریحان بیرونی و فارابی ناگزیر به فراگیری زبان عربی و فارسی بودند.
کودکانی که برای زندگی در جامعه‏ی جهانی تربیت می‏شوند باید از آنچنان قدرتی برخوردار باشند که بتوانند خدماتی فراخور تمامی انسان‏ها ارائه دهند.
کودکانی که برای زندگی در جامعه جهانی تربیت می‏شوند باید حتی در دعاهای خود به تمامی انسان‏ها توجه داشته باشند و تندرستی و صلح و دانش و رفاه را برای همگان بخواهند.
کودکانی که برای زندگی در جامعه جهانی تربیت می‏شوند باید بدانند در کوه قاف سیمرغی وجود ندارد بلکه سیمرغ خودشان هستند و تا زمانی که اکثریت انسان‏ها به دنبال صلح و همزیستی مسالمت‏آمیز نباشند، سایه‏ی شوم و نکبت‏بار جنگ بر سر آنها خواهد بود.
کودکان فردا، باید نگاهی جهانی داشته باشند، جهانی بیاندیشند و گام‏های جهانی بردارند.

Comments are closed.