• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱ آبان ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
اگر به خود نیاییم
اگر از روی کنجکاوی تمامی آنچه که در بهشت وعده آن به درستکاران داده شده را فهرست کنیم و میزان برخورداری خود در دنیا را از نعمت های بهشتی بسنجیم‏، متوجه می شویم که چه فاصله ای از بهشت داریم‏. قبل از هر چیز باید گفت: بهشت در نظر انسان ها به معنای بهترین مکان است و طبیعی است که در چنین مکانی نعمت هایی وجود داشته باشد که دسترسی به آن در دنیا آرزوی هر کسی است‏. برخی از نعمت های بهشتی نظیر جاودانگی قابل دستیابی در دنیا نیست‏. بیکرانگی عرصه ی حیات و گستردگی آن که در قرآن مورد اشاره قرار گرفته به گونه ای که عرض بهشت به اندازه آسمان ها و زمین توصیف شده بیانگر پاسخگویی به آرزوی انسان ها برای جولان در عرصه ای لایتناهی است‏. ضمن این که در آنجا خوبان با همسرانشان که آنها نیز حتما باید خوب باشند همنشین هستند‏، حور و غلمان هم که جای خود دارد‏، مضاف بر این که اهل بهشت روبروی یکدیگر به تخت ها تکیه می زنند و محصول همنشینی و مصاحبت آنها غیبت و تهمت و حرف مفت و لغو و سخنان گناه آلود نیست بلکه سلاما سلاما هر چه می گویند بر نشاط و خوشی آنها می افزاید‏. ناگفته نماند که در بهشت اگرچه تفکیک جنسیتی وجود ندارد اما برای آن مراتب و درجاتی ذکر کرده اند که هر کس فراخور جایگاهی که در نزد خداوند دارد در مرتبه ی خاص خود قرار می گیرد‏. یکی از خوبی های بهشت این است که در آنجا از پارتی بازی آنگونه که در دنیا رواج دارد خبری نیست و تنها عامل تعیین کننده ی جایگاه هر شخص اعمال اوست که مثقال به مثقال مورد ارزیابی قرار می گیرد و نه پدر پسر را می شناسد و نه دختر مادر را و به قول یکی از اهالی معرفت‏، بهشت را به بها می دهند نه به بهانه‏. بر اساس آیات صریح قرآنی تنها مالک و صاحب اختیار روز جزا خداوند است و بس و تنها اوست که می داند چه کسی بهشتی است و چه کسی جهنمی‏. برویم سراغ جامه و لباس اهل بهشت که از جنس حریر است و رنگ مورد اشاره نیز سبز است‏، هوای بهشت معتدل است یعنی آن گونه که در قرآن توصیف شده نه سرد است و نه گرم‏، شرابش پاک و بدون دردسر و مستی است‏. ظرف بهشتی بلورین است و غذای آن نه اعتیاد می آورد و نه تهوع یعنی هیچ گونه آلودگی ندارد‏. نکته ی جالب توجه در مورد بهشت این است که شما هر چه را بخواهید و اراده کنید‏، خودش به سمت شما می آید و نیازی به جستجوی آن ندارید‏. آرزو بر اهل بهشت عیب نیست به همین دلیل همه ی اهالی بهشت نهایت و اوج تمامی چیزهای خوب را می خواهند‏، گویا مطلق گرایی تنها زیبنده آخرت است نه دنیا و هرکسی که در این دنیا به دنبال قدرت مطلق‏، ثروت بی نهایت و عمر جاودانه باشد آب در هاون می کوبد و ناکام از دنیا می رود‏.
ناگفته پیداست که ما قادر نیستیم بدون تلاش و دردسر به برخی از نعمت های بهشتی در دنیا دست پیدا کنیم‏. البته تلاش خودمان را می کنیم ولی با تلاش و مخارج بالا‏. مثلاً برای معتدل کردن هوا از کولر و انواع خنک کننده ها استفاده می کنیم و اگر دلمان هوای آناناس‏، موز‏، انبه و برخی از میوه های غیر بومی کرد‏، پول می دهیم و با هواپیما یا کشتی می آورند و تا در خانه هم تحویل می دهند و مستخدمین هم می شویند و در ظروف بلورین می کنند و ما هم می خوریم‏. اما این که خود میوه ها دست و پا داشته باشند که به سراغ ما بیایند با عرض شرمندگی امکان پذیر نیست‏.
و اما از میان نعمت های بهشتی چند نعمت وجود دارد که ما در دنیا هم می توانیم داشته باشیم اما چون اشخاص عجیب و غریبی هستیم چنین نعمت هایی را از خود سلب می کنیم‏. یکی از این نعمت ها امنیت است‏. در بهشت هیچ کس از هیچ چیز و هیچ فردی نمی ترسد ولی ما در دنیا به دلیل این که خودمان مشکل و نقطه ضعف داریم هی برای خودمان اسباب هول و هراس درست می کنیم و به جای این که از خدا بترسیم یا از او کمک بخواهیم و تنها او را ستایش کنیم به سراغ همنوعان خود می رویم و خودمان را به دردسر می اندازیم‏. البته ترس از خدا هم خیلی حرف دقیقی نیست‏، خدای به این خوبی که ترس ندارد‏، منظور ترس از عمل خودمان است‏. از قدیم الایام هم گفته اند الخائن خائف‏. ترس زاییده ی خیانت است‏.
شادی از دیگر نعمت های بهشتی است که گمشده ی بسیاری از ماست‏. در بهشت از غصه و گریه و زنجموره خبری نیست‏. همه شاد هستند و کسی در آنجا تبلیغ اندوه نمی کند‏. غصه و گریه و شیون مال آدم بدکار است که جایش در جهنم است که هی التماس می کند دوباره برگردد و تلافی کند اما چون پیمانه اش پر شده‏، از بازگشت خبری نیست در این دنیا کسانی هستند که حق دیگران را می خورند و موجب فقر و بیچارگی آنها می شوند و اجازه نمی دهند که شاد باشند‏. وگرنه کسی که حق و حقوقش را نخورده باشند و مزد تلاش خود را گرفته باشد اندوهگین نمی شود‏. اندوه میوه ی درخت چه کنم است‏. این درخت را چه کسانی می کارند؟ حتماً همانهایی که همه چیز را برای خودشان می خواهند‏.
یکی دیگر از نعمت های بهشتی شیر است و عسل که اگر چه در دنیا هم پیدا می شود اما اهل تقلب آب را قاطی شیر می کنند و به جای عسل هم شیره ی شکر به خورد مردم می دهند‏. با این اوضاع و احوال که روز به روز مراتع و علفزارها از بین می روند و به خانه تبدیل می شوند‏، گاو و گوسفندها بلاتکلیف می مانند که کجا بچرند و چقدر شیر بدهند که جوابگوی ۷ میلیارد انسان دهان گشوده باشد‏! بر اساس گزارش اهل پژوهش سالیانه میلیاردها زنبورعسل به دلیل آلودگی هوا و سمپاشی های بی رویه می میرند و دور نیست که طی سال های آینده دیگر خبری از تولید عسل نباشد‏. در واقع ما به دست خودمان بهشت را به جهنم تبدیل می کنیم‏!
مهمترین نعمت بهشتی درخت است چرا که جنت به معنای فضای پوشیده از درختان متراکم است‏. رفتاری که ما انسان ها با این نعمت داشته ایم تأسف بار است‏. طی ۵۰ سال گذشته نیمی از جنگل های کشور از بین رفته و در سایر نقاط جهان نیز سالانه چند میلیون هکتار جنگل نابود می شود و به جاده و کارخانه و مزرعه و خانه و ویلا تبدیل می شود‏. خیلی خنده دار است که انسان ها از یک سو آرزو می کنند که وارد بهشت شوند اما از سوی دیگر نعمت های بهشتی موجود در دنیا را نابود می کنند‏.
شاخص ترین ویژگی باغ های بهشتی نهرها و جوی های پر از آب است‏. ما که قدر این نعمت بهشتی را در دنیا نمی دانیم چگونه انتظار داریم که در آن دنیا کنار آب روان بنشینیم و لذت ببریم‏. بی آبی یعنی جنگ بر سر آب‏، بی آبی یعنی خشک شدن درختان‏، بی آبی یعنی زندگی بدون بهداشت‏، بی آبی یعنی مهاجرت‏، واردات محصولات کشاورزی‏، بی آبی یعنی بدبختی‏. برخی کارشناسان پیش بینی کرده اند که با این روند ظرف ۳۰ سال آینده منطقه ی جنوب کشور به بیابانی بزرگ تبدیل می شود با شهرها و روستاهایی خالی از سکنه‏. به کدام روسفیدی طمع بهشت داریم‏. ما که بهشت را با دست خود به جهنم تبدیل کرده ایم‏. فاصله ی ما روز به روز از بهشت بیشتر می شود‏، اگر به خود نیاییم‏.

Comments are closed.