یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شاخصه های قطب پزشکی بودن
در فرهنگ کهن ایرانی، پزشکی پیشه ای چونان پیشه های دیگر نبوده و مردم پیرامون چهره و سیمای پزشکان هاله ای از تقدس و معنویت می دیدند و همواره میان پزشکی و ژرف اندیشی و حکمت و دانایی و نوعدوستی و رفتارهای مهربانانه پیوندی نزدیک وجود داشته تا آنجا که مردم پزشکان را سنگ صبور و محرم اسرار خود می دانستند و این احساس محرمیت ریشه در گونه ای باورمندی نسبت به منش والا، سعه ی صدر و ژرفایی روح پزشکان داشته است. در واکنش به چنین نگاهی پزشکان نیز پاداش کار خود را در رضایتمندی مردم نسبت به خود جستجو می کردند و از آنجایی که هم پزشکان و هم مردم نمی توانستند روی چنین کار سترگ و ارزشمندی که انجام درست و نتیجه بخش آن نیازمند دانش، حذاقت، شکیبایی و تحمل کژتابی های بیمار بود، قیمت گذاری کنند؛ دستمزد به عنوان دغدغه ی مشترک پزشک و بیمار مطرح نبود. هر چند افراد برخوردار و فرمانروایان دادگر حمایت مالی از حکیمان و خردمندان جامعه را وظیفه بدیهی و مسلم خود می دانستند و حتی فراتر از نیاز متعارف حکیمان به آنان پیشکش می دادند و کم اتفاق می افتاد که حکیمی حاذق با تنگنای مالی مواجه باشد یا خانه و سرایی بزرگ و در خور جایگاهش در اختیار نداشته باشد.
رابطه پزشک و بیمار در گذشته فراتر از دیداری کوتاه به قصد معاینه و تجویز دارو بوده و پزشکان با حوصله ای مثال زدنی آنچنان با بیمار سرگرم گفتگو می شدند که پیش از تشخیص بیماری و تجویز هر گونه دارویی، رابطه ای عاطفی بین آن دو برقرار می شد به گونه ای که بیمار احساس می کرد با عمل به توصیه های مشفقانه ی پزشک، نسبت به او ادای دین کرده و سخنانش را ارج نهاده است و مهم تر آن که چنین رابطه ای بین بیمار و پزشک محدود به بازه ی زمانی خاصی که بیمار از عارضه ای رنج می برد نبود، بلکه پزشک برای افزودن به تجارب خویش و اطمینان از تأثیر دارو کماکان خود را موظف به پیگیری روند بهبودی بیمار می دانست. از این منظر هیچ تفاوتی بین بیماران عادی و بیماران صاحب منصب وجود نداشت.
در اینجا نمی خواهم با اشاره ی مقدماتی به حال و روز پزشکان قدیم، بر ضرورت تداوم چنین ساز و کاری پافشاری کنم. چرا که روزگار به کلی تغییر کرده و شرایط به گونه ای است که بازگشت به گذشته از سرعت انجام امور می کاهد و به فروگذاری برخی از قواعد بهداشتی می انجامد. ضمن این که انجام کار طبابت در مکانی مخصوص امری پذیرفته شده و معقول است و مسلماً دلمشغولی های متعدد پزشکان شامل مطالعه و تدریس و کار در بیمارستان و جراحی و پرداختن به امور معیشتی و خانواده و تفریح و گشت و گذار و مسافرت های علمی و مسائلی از این قبیل با مناسبات رایج میان بیمار و پزشک در گذشته های دور، همخوانی ندارد. اما این که ما از پزشکان توقع داشته باشیم که معنویت و تقدس پیشه ی خود را پاس بدارند و آن را مقدم بر چشمداشت های مادی بدانند و به سوگندی که در پایان دوران تحصیل بر زبان آورده اند وفادار باشند، فارغ از شرایط زمانی و مکانی، امری معقول و پذیرفتنی است.
یادآوری این نکته نیز بدین معنا نیست که تمامی پزشکان مخاطب این یادداشت باشند، چرا که ارزش وجودی اغلب کسانی که در این کسوت مقدس و ارجمند به کار و تلاش شبانه روزی دل بسته اند بر هیچ کس پوشیده نیست و کیست که نداند آوازه ی حذاقت و دانش پزشکان ایرانی، مرزهای وطن را در نوردیده و اعجاز دست های طلایی و مغزهای متفکر ایرانی در حوزه ی پزشکی، آغوش بزرگترین کانون های علمی را به روز آنان گشوده و سالیانه هزاران نفر از اقصی نقاط جهان، تنها و تنها با آرزوی بهره مندی از دانش و تجربه ی ارزنده ی این دانشمندان بی بدیل که خاطره انگیزترین دوران زندگی خود را صرف تحقیق و مطالعه در زوایای آزمایشگاه ها و لابراتوارها کرده اند، رنج سفر را بر خود هموار کرده و با صرف هزینه ی فراوان خود را به مراکز درمانی در ایران خصوصاً شیراز می رسانند و در کنار هزینه های درمان، چرخ اقتصادی کشور را در عرصه ی گردشگری سلامت به حرکت درمی آورند.
سخن بر سر این است که اگر ما از شیراز به عنوان قطب پزشکی یاد می کنیم و از مسئولین و دست اندرکاران استان و همچنین خیرین سلامت و حتی مردم عادی می خواهیم که در راستای رونق توریسم درمانی در این شهر فرهنگی و ریشه دار گام بردارند نباید اجازه دهیم که حتی در یک مورد هم شاهد عدول یک پزشک از چارچوب های مورد انتظار مردم باشیم.
نباید از نظر دور داشت که آنچه در مراکز درمانی، مطب ها، آزمایشگاه ها، کلینیک ها، درمانگاه ها، بیمارستان ها، اورژانس، مراکز توانبخشی و اتاق عمل ها می گذرد توسط مردم رصد می شود و نه تنها مردم که پزشکان و پیراپزشکان و پرستاران متعهد و کارکنان بیمارستان ها و مراکز درمانی نیز روند امور را در اینگونه مراکز که با تندرستی و جان انسان ها پیوند دارد با حساسیتی ناشی از احساس مسئولیت دنبال می کنند. بیماران نیز که اغلب تحت تأثیر بیماری خود کم حوصله و پرتوقع به نظر می رسند، لحظه لحظه ی روند بیماری خود را برای بستگان و آشنایان و ملاقات کنندگان خود تعریف می کنند. اگر به پای صحبت افراد گوناگون نشسته باشید متوجه می شوید که آنها دوران جوانی و سربازی و ازدواج و بیماری را هرگز فراموش نمی کنند. از این رو عملکرد جامعه پزشکی بیش از آنچه قابل تصور باشد در تیررس نگاه نقادانه مردم قرار دارد. پزشکان به این دلیل که شدیداً مورد احترام مردم هستند و نسبت به آنها غیرت و تعصب دارند و هرگز دلشان نمی خواهد که از ویژگی های آرمانی که برای آنها قائل هستند فاصله بگیرند. از این رو اگر منشی یک پزشک از همراه یک بیمار بخواهد که بابت همراهی بیمار نزد پزشک معالج مبلغی به عنوان حق ورود پرداخت کند، اگر چه همراه بیمار از روی ناگزیری چنین مبلغی را در آن شرایط بحرانی می پردازد اما با نقل چنین ماجرایی در محافل گوناگون، ذهنیت مردم را نسبت به آن پزشک مخدوش می کند. بیماری که چندین میلیون پرداخت کرده تا فلان پزشک حاذق و مشهور او را عمل کند، اگر چنین اتفاقی نیفتد و پزشک دیگری به جای او وارد اتاق عمل شود دهان به دهان می چرخد. تأکید یک پزشک برای مراجعه ی بیمار به آزمایشگاهی خاص و بی توجهی به آزمایش صورت گرفته در یک درمانگاهی که پول کمتری می گیرد چیزی نیست که مردم به آن فکر نکنند. بیماری تراشی برای کسی که تنها برای نوع خاصی از بیماری به پزشک مراجعه کرده و سرگردان کردن او در آزمایشگاه ها و سونوگرافی ها و تزریق اضطراب به رگهای متورم همراهان بیمار جز حرف و حدیث های حاشیه ای چه نتیجه ای در بر دارد؟
آیا در بحث رواج و مد شدن برخی از انواع جراحی ها بدون آن که پیوندی با تندرستی داشته باشد، تنها باید مراجعه کنندگان به پزشک را مورد شماتت قرار داد و منتظر اقدامات بازدارنده از سوی مراجع قانونی برای کاستن از سرعت روند چنین پدیده ای بود و برخی پزشکان در این خصوص نمی توانند با ارائه مشاوره های خیرخواهانه مراجعین را متقاعد کنند تا کار به جایی کشیده نشود که پدر فلان دختر برای تأمین خرج عمل بینی فرزندش به دنبال وامی با نرخ ۱۸ درصد سود باشد؟
ناگفته پیداست که کوتاهی های صورت گرفته از سوی برخی نهادهای مسئول و طرف قرارداد با پزشکان خصوصا شرکت های بیمه، بر رفتارهای غیرقابل انتظار از برخی پزشکان تأثیر انکارناپذیری داشته و نه تنها پزشکان بلکه داروخانه ها نیز از این وضعیت اسفبار شکایت دارند. در حال حاضر که فارس به عنوان یکی از دو مرکز پایلوت پزشک خانواده مسئولیت اجرای آزمایشی آن را پذیرفته، انتظار می رود بدعهدی شرکتهای بیمهگر طرح پزشک خانواده را زیر سئوال نبرد! گاهی یک طرح به دلیل این که بستر مناسبی برای آن فراهم نشده، توفیق آن در مرحله ی اجرا با شائبه هایی همراه می شود که زبان طراحان آن را نیز می بندد. مسئولین باید بدانند که پزشکان در ردیف فهیم ترین اقشار جامعه هستند و همواره نگاهی دوراندیشانه به طرح ها دارند و نه صرفاً به دلیل ذی نفع بودن بلکه به عنوان کسانی که افکار عمومی را نمایندگی می کنند موظف به دفاع از آنها هستند. نگاه اغلب پزشکان به ساز و کارهای اداری و سازمانی حوزه ی کاری خود یک نگاه صرفاً عملکردی است نه شخصی و انتظار می رود که بهره مندی از خرد جمعی در این حوزه بیش از سایر حوزه ها مطمح نظر باشد. مسلماً شیراز باید در حوزه ی پزشکی به خاطر داعیه هایی که دارد و افقی که برای آن ترسیم شده، وضعیتی متفاوت و قابل دفاع داشته باشد تا مسئولین نیز در دفاع از عملکرد خود مسلوب الید نباشند.
- شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۵ آبان